۱۴ پاسخ

نه اجازه نده

اگه اذیتش نمیکنندبزاربره خودتم برو

عمرا اصلا ابدا

من دخترمو تو حیاط هم نمیفرستم ک با همسایمون بازی کنه چون همه ازش بزرگترن تعدادشونم زیاده😶
یکی دو باری هم ک فرستادم یا خودم یا همسرم میموندیم تو حیاط پیشش

نه نمیزارم

مامانا مگه چ عیب داره میشه بگید ک بدونم؟؟

من نیان والا میره البته دختر عموهای باباشن میان جلو در منم میرم نگاشون میکنم. اگ دخترای خوبین حرفای بدی نمیزنن بزار بره

پسرمن اصلاباهمسن خودش دوست نداره بازی کنه فقط بزرگترازخودش کوچه هم نه نمبره اصلاچون تهه کوچمون پارکه میبرمش اونجاخودم پیشش باشم مشکلی نمیبینم ولی تنهانمیزارم چون همیشه بابچه بزرگ بازی کرده دوراطرافمون بچه کوچیک نداریم کلاس هم فعلاشرایطش ونداشتم نفرستادم

نه نزار چون بزرگترن ممکنه یه بازی های بکنن بدو بدو کنن مناسب سن بچه تو نیس میفته اینور اونور من خودم یبار مهمونی دعوت بودیم هر چی گفتم نرو با بچه ها بزرگتر بازی نکن رفت آخرم یکی لگد خورده بود به پاش انقد گریه میکرد منم دیگه نذاشتم بره با بزرگتر از خودش بازی کنه

روانشاس به ما گفت با بچه بزرگتر از خودش فقط اعضای خانواده اصلا با همسایه و دوست وآشنا نزارین

خب اگه دلش میخواد ببرش اما خودتم کنارش باش
تنهاش نزار

چی میشه مگه🤔🤔
چرا مامانا مخالفت کردین؟ برا تو کوچه یا سن دخترا

دختر من فقط با یزرگ تر از خودش بازی میکنه

نه من اجازه نمیدم خوب با خواهر خودت بازی کن بچه

سوال های مرتبط

مامان سامی مامان سامی ۴ سالگی
من یه مشکل خیلی بزرگ با پسرم دارم به نظرتون چیکار کنم،پسر من کلا لجباز و شیطون هست اما تو خونه قابل کنترله و اینطور نیس که بگم کار خطرناک میکنه،اما وقتی میریم خونه مادرشوهرم بچه های خواهر شوهرم هم هستن یکیشون ۷ سالشه اون دوتا دیگه کوچیکترن و آروم تر هر چی میگم با کوچیکا بازی کن اصلا سمت اونا نمیره فقط دنبال بزرگه میره بزرگه هم اذیتش میکنه گاهی،پسر منم بلد نیس بازی کنه درست فقط بدو بدو میکنه بلند میخنده،پسر خواهر شوهرمم وقتی دلش بخواد به بچه من میگه بیا بازی وقتی که پسر من سمتش بره داد میزنه که سامیار نیاد پیش من،خب من هزار بار بع پسزم گفتم نرو پیشش ولی بازم میره و شلوغ بازی میکنه هر چند پسر خواهر شوهرمم شلوغه اما پسر من نفهم تره مثلا اصلا سرسفره نمیشینه تو مهمونی هی میچرخه دور سفره میره سمت بجه ها واقعا معذبم دیگه نمیدونم چیکارش کنم،خانه کودک میبرم تو کوچه میبرم با بچه ها بازی کنه اما بازم وقتی پسر خواهر شوهرمو میبینه هیجان زده میشه اصلا دوس ندارم سمت اون بره چون اونم داد میزنه همه چیو تقصیر این میندازه