۲ پاسخ

پسر منم از اول اهل بازی کردن با اسباب بازی نبود توی خونه میچرخه
یه موتور پلاستیکی داره سوار اون میشه و هی چرخ میزنه😂
باباشم که بیاد خونه میگه فوتبال بازی کنیم و بعد از ظهرا میبرمش داخل پارکینگ دوچرخه سواری میکنه
ولی شبکه پویا یکسره روشنه
نگاه نمیکنه ولی عادت کرده که روشن باشه🫠

پسر من ماشین بازی میکنه لگو بازی میکنه توپ بازی میکنه خمیر بازی پازل نقاشی ، همه رو تو خونه انجام میده برنامه کودک هم میبینه

سوال های مرتبط

مامان پسری مامان پسری ۳ سالگی
واقعا دیگه کم آوردم پسرم جدیدا هرچی میبینه تو تلویزیون یا بیرون میگه میخوام و آنقدر تکرار میکنه تکرار میکنه و لج میکنه که حد نداره مثلا میگه ماشین قرمز میخوام میخوام میخوام ...هزاربار میگه اصلا حواسش پرت نمیشه اصلا یادش نمیره حتی سده یک هفته یکریز میگه موقع غذا ، خواب ، دستشویی یکسره بهانه میاره هرکی رومیزی میگه پدر یزرگ مادربزرگ همسایه ها رو تو راهرو میبینه مثلا میگه ماشین قرمز میخوام...ماشین قرمز ندارم...آنقدر میگه که من سردرد میگیرم قبلا بهش میگفتم باشه اگه از یکی خوشت آمد روز اسباب بازی برات میگیرم امروز روز اسباب بازی نیست یا بیا عکس بگیریم برای تولدت بگیریم قبلا قبول می‌کرد منم روزی که که برای اسباب بازی براش مشخص کرده بودم براش میگرفتم ولی الان اصلا قبول نمیکنه یکسره میگه ندارم ندارم ...بخر بخر ...آنقدر اسباب بازی داره که اتاقش جا نداره ولی با هیچکدوم بازی نمیکنه اصلا تنها بازی کردن رو دوست نداره یا من باهاش بازی کنم یا یکسره تو دست و پامه ...چیکار کنم بخدا جلوی دیگران آبرومون رو برده مثلا هفته به هفته میریم خونه خانواده ها اونا میبینن مثلا ده روزه داره میگه به چیزی میخوام اونا براش می‌خرن میگن از اون هفته بچه داره میگه یا هر دفعه همسایه ها رو میبینه اونا میگم سلام کوچولو یکسره میگه اسباب بازی ندارم ... میخوام ...ندارم ...میخوام ...
مامان سامی مامان سامی ۴ سالگی
من یه مشکل خیلی بزرگ با پسرم دارم به نظرتون چیکار کنم،پسر من کلا لجباز و شیطون هست اما تو خونه قابل کنترله و اینطور نیس که بگم کار خطرناک میکنه،اما وقتی میریم خونه مادرشوهرم بچه های خواهر شوهرم هم هستن یکیشون ۷ سالشه اون دوتا دیگه کوچیکترن و آروم تر هر چی میگم با کوچیکا بازی کن اصلا سمت اونا نمیره فقط دنبال بزرگه میره بزرگه هم اذیتش میکنه گاهی،پسر منم بلد نیس بازی کنه درست فقط بدو بدو میکنه بلند میخنده،پسر خواهر شوهرمم وقتی دلش بخواد به بچه من میگه بیا بازی وقتی که پسر من سمتش بره داد میزنه که سامیار نیاد پیش من،خب من هزار بار بع پسزم گفتم نرو پیشش ولی بازم میره و شلوغ بازی میکنه هر چند پسر خواهر شوهرمم شلوغه اما پسر من نفهم تره مثلا اصلا سرسفره نمیشینه تو مهمونی هی میچرخه دور سفره میره سمت بجه ها واقعا معذبم دیگه نمیدونم چیکارش کنم،خانه کودک میبرم تو کوچه میبرم با بچه ها بازی کنه اما بازم وقتی پسر خواهر شوهرمو میبینه هیجان زده میشه اصلا دوس ندارم سمت اون بره چون اونم داد میزنه همه چیو تقصیر این میندازه