۷ پاسخ

چرا کوچه رو برای بازی انتخاب میکنید، محیطهای خوب رو انتخاب کنید، تعداد محدود و …
در مورد قهر کردن براش توضیح بدید
کسیکه قهر میکنه بلد نیست حرف بزنه و حق خودشو بگیره، اونیکه قهر میکنه ضعیفه منو تو بابایی همیشه راجب ناراحتیمون حرف میزنیم
اگر کسی باهات قهر کرد از دوستات، ازش علت ناراحتیشو بپرس، اگر بازم نتونست توضیح بده ازش فاصله بگیر.
و اینکه توضیح بدین قبل اینکه بهت آسیب بزنند ازشون فاصله بگیر.
ما اینطوری بزرگ نشدیم و از این کارهای عجیب و بیخودی نمیکنیم. دوستایی پیدا میکنیم که مثل خودمون باشن، علایق مشترک داشته باشیم و …

وای حق داری منم باشم مستاصل میشم ادم‌نمیدونه چکار کنه
نمیشه بجای کوچه ببری خانه باز ییا باشگاه یا مهد که با بچه ها تعامل داشته باشه؟

بهش بگو مامان جان خودت از حقت دفاع کن اگه نمیتونی بیا خونه یکی دوبار این حرفو بزنی جسور میشه اگه دیدی دفاع کردن بلد نیست تو خونه باهاش تمرین کن الکی سر یه چیزی باهاش دعوا کن و از حق خودت دفاع کن مثلا بگو من الان خسته م تو نمیتونی هر موقع که دلت خواست بیای بغل من دراز بکشی من حق دارم استراحت کنم یا تو خونه براش مرز تعیین کن مثلا بگو تو نمیتونی به وسایل من دست بزنی همون طورکه من نمیتونم به همه ی وسایلای تو دست بزنم باید از هم اجازه بگیریم کلی بخوام بگم گاهی نقش دوستاشو بازی کن زور بگو گاهی نقش خودشو بازی کن دفاع کن بچه ها ببینن یاد میگیرن اگه دیدی از خودش دفاع میکنه بازم بهش زور میگن خودت وارد شو و پیش دوستاش ازش دفاع کن مثلا بگو شما حق ندارین بخاطر پول نیاوردن با دختر کن قهر کنید منو پدرش زمانی که لازم باشه براش خرید میکنیم یا بهش پول میدیم اگر تند تند قهر کنید اجازه نمیدم با دخترم بازی کنید این جمله به دخترت اعتماد به نفس میده که این منم که نمیخوام باهاشون بازی کنم به اون دوستاشم میفهمونی که برای بازی کردن با دخترن باید محترمانه رفتار کنن

ببر خانه بازی اعتماد به نفسش بیشتر میشه آخه اونجا دیگه محیطی نیست بتونن بهش بگن باهات بازی نمی‌کنیم وباج بگیرن

باید بهش اعتماد به نفس بدی من پسرم قبلا اینجوری بود وقتی میرفتیم پارک منتظر میموند همه از پله برن بالا بعد خودش میرفت نوبت خودشو میداد به بچه ها یا از جلوی بچه ها کنار میرفت تا بهش نخورن .... من مرحله به مرحله کاراشو بهش گوشزد میکردم نوبت توئه از حقت دفاع کن شجاع باش اگه افتادی اشکال تداره اگه باهات بازی نمیکنن اشکال نداره اونا ی دوست خوب مثل تو رو از دست دادن باید ناراحت باشن تو مهمی تو نباید ناراحت باشی خوشحالی تو مهمه ..‌‌..‌
البته به موقعشم اگه اشتباه میکرد بهش گوشزد میکردم باید عذرخواهی کنی یا نوبت دیگران رو رعایت کنیم
الان خیلی خوب شده خداروشکر

الان زمونه ناز کردن در برابر بچه های دیگ نیس نذار لوس بشه یکاری کن از حق خودش دفاع کنه

حتما نباید ببری کوچه ببرش خانه کودک پارک کوچه هم میبری خودت کنارش باش حواست بهش باشه تو خونه زیاد باهاش حرف بزن همه چیز و بهش توضیح بده من دخترم و نمیذارم کوچه کاراته میره رقص میره زبان میره هیپ هاپ میره چجوری بشه هفته ای یه بار از کلاس برگشتی یه ساعت بازی کنه اونم خودم پیششم

سوال های مرتبط

مامان سبحان مامان سبحان ۶ سالگی
سلام مامانا یه مشاوره به من میدین
من ده ساله با مادرشوهرم تو یه ساختمون دوطبقه بالا پایین زندگی می‌کنیم مادرشوهرم بد نیست ولی جوریه که میخاد همه خبرا رو بدونه بچه ها رو میکشه سمت خودش و هر خبری بشه به همه میگه و ....
شوهرمم هر اتفاقی میفته تو زندگیمون بهش میگه یا وقتی از سرکار میاد میره اول اونجا به حرف خودم تخلیه میشه بعد میاد بالا دیگه هیچ حرفی نداره اعصابم خورد میشه از این رفتاراش یا میاد از سرکار بچه ها هی ذوق میکنن که بابا اومده ولی اون اول میره پایین اینا دیگه ذوقشون میخابه تا بیان الانم من سرزمین مسائل با شوهرم قهرم یا بعضی وقتا دوس ندارم بچه ها برن پایین ولی خوب دیگه نمیشه میرن یا باباشون میبرشون اعصابم داغون شده آرزوی مرگ میکنم به نظرتون من حساسم یا واقعا عصبانیتم به جاست مثلا امروز اومد از سرکار دخترم برداشت با مامانش رفتن فروشگاه اصلا به من نگفت بیا بریم یا میخام برم میای یا نه
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان مهیار مامان مهیار ۶ سالگی
پسرم یه مدت اخلاقش خیلی خوب شده بود الان باز کارهای بد بچگیش یادش افتاده حرفای بد میزنه مخصوصا که کسی بیاد خونمون یا جایی بریم یا همش آویزون میشه ازم شال و مانتومو میکشه سر هر چیزی لج میکنه مثلا بهش میگم کار بدیه نکن میگه خوشم میاد میکنم به تو چه
یا میاد میزنه منو دستام از جای بشگون ها و چنگ هاش زخمه تمام به هیچ وجه نمیشه به زبون گرفتش خستم دیگه فقط آرزوی مرگمو میکنم هر دو روز یبارم باید بمونه خونه مامانم عمرا نمیتونم بیارمش خونه انقدر جیغ میزنه گریه میکنه همسایه ها شاکین از دستش اصلا هیچ جوره حریفش نیستم
یا اگه بخواییم چیزی خلاف میلش بگیم پامیشه وسیله کشو هارو میریزه بیرون مبل هارو میکشه وسط کنترل هارو میکوبه نه با کتک آدم میشه نه با زبون خوش
بعد اینکه با من تو خونه تنها بودنی هیچ کدوم از این کارارو نمیکنه ولی یکیو ببینه شروع میشه منم از این میسوزم که همه این کارهاش از قصده چون اگه همیشه اینجوری بود میگفتم حتما نمیفهمه دیگه …

مشاور هم زیاد رفتم راهکار هاشون فقط به نفع بچس و بیشتر لوسشون میکنه