۸ پاسخ

یعنی چی که مامانیه
شما به عنوان مادر باید به بچه ات سلام کردن احترام به پدرشون یاد بدی محبت کردن به پدرشون یاد بدی الان هم بهشون بگو برن عذر خواهی کنن باباشون ببوسن و دیگه تکرار نکنن

شما باید به بچه هاتون. محبت و احترام یاد بدید. بابایی ومامانی ادم نباید بکنه بچه هارو. اونم پدره خسته اس دلش میگیره. خب. ازالان شما باید مهر پدر بیشتربندازی تودلشون.

درسته خب مرد 40 ساله نباید قهر کنه

ولی اونم حق داره

شما سعی کن هر موقع باباشون خونه میاد ازش استقبال کنید خودت جلو برو دست بچها هم بگیر که بیاید بابا اومده خودتون باید بهشون یاد بدید

من همیشه جلو در میرم وقتی شوهرم میاد با اینکه کلید داره ولی بازم میرم دخترمم همیشه از اول تشویقش کردم که بابا اومد بدو بریم بغلش...سلام میده میپره بغلش
در واقع خودم یادش دادم ی ضرورت هم بوده که یاد بگیره هم دوست داشتنشون عمقی میشه و هم اینکه پدرش خستگیش در میره ....

شما خودتون باید تشویق کنید تا عادت کنن بچه خودش ممکنه هيچوقت یاد نگیره

چه دلی داره جواب بچه هاش نده دلی سنگی داره 😡

بنظرم حق دارن ناراحت باشن. تابچه اینده باهاتون با احترام رفتارکنن. اونم این بچه های این زمونه. پسرمن یوقتا سلام نمیده باباش تیکه لاقازمیندازه بش دیگه سلام میده. من خودم الان ببینم صداشو میبره بالام بشدت برخوردمیکنم. چون. ازالان بخواد. بی ادبی کنه مارو بتخمش بگیره بزرگ بشن چی جورمیخان بشن باما

ببین یسری رفتارا دل آدمو میشکنه اونم به عنوان پدر توقع داره حالا یسری آدما اونجوری بزرگ فکر نمیکنن از بس به بچه هاش نزدیکه اینجوری رفتار میکنه اما خب بچه ها هم یاد میگیرن بار دیگه سلام بدن منم پسزم سلام نمی‌داد یا هنوز ناهار یا چیزی میخوره تشکر نمیکنه اینقد به روش آوردیم که یاد گرفت حالا فقط سلام میده دخترم که چهار سالشه هم سلام میده هم تا یچیزی درس میکنم میخوره میگه ممنون مامانی یا به باباش که چیزی می‌خره میگه ممنون باید به بچه ها تاکید کنی تا احترام گذاشتن یادشون بدی مسئله کوچیکی نیست اینو یادت باشه به عنوان مادر باید پدرشونو به چشمشون بزرگ کنی احترام گذاشتن یادشون بدی

عزیزم درخواست دادم قبول میکنید

وای خدا چرا اینجوره

سوال های مرتبط

مامان سبحان مامان سبحان ۶ سالگی
سلام مامانا یه مشاوره به من میدین
من ده ساله با مادرشوهرم تو یه ساختمون دوطبقه بالا پایین زندگی می‌کنیم مادرشوهرم بد نیست ولی جوریه که میخاد همه خبرا رو بدونه بچه ها رو میکشه سمت خودش و هر خبری بشه به همه میگه و ....
شوهرمم هر اتفاقی میفته تو زندگیمون بهش میگه یا وقتی از سرکار میاد میره اول اونجا به حرف خودم تخلیه میشه بعد میاد بالا دیگه هیچ حرفی نداره اعصابم خورد میشه از این رفتاراش یا میاد از سرکار بچه ها هی ذوق میکنن که بابا اومده ولی اون اول میره پایین اینا دیگه ذوقشون میخابه تا بیان الانم من سرزمین مسائل با شوهرم قهرم یا بعضی وقتا دوس ندارم بچه ها برن پایین ولی خوب دیگه نمیشه میرن یا باباشون میبرشون اعصابم داغون شده آرزوی مرگ میکنم به نظرتون من حساسم یا واقعا عصبانیتم به جاست مثلا امروز اومد از سرکار دخترم برداشت با مامانش رفتن فروشگاه اصلا به من نگفت بیا بریم یا میخام برم میای یا نه
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری