۱۲ پاسخ

جوابشو بده هر چی از دست بچت گرفت برو ازش بگیر دوباره بده دست بچت تا بفهمه که نباید این کارو کنه خواهرشوهرتم اگه ناراحت شد به جهنم یا اصلا به خواهرشوهرت بگو

من باشم یکی میزنم در کونش مگه بچمو ازسر راه آوردم هرننه قمری بخاد حرصش بده

بچه شو یه روز موهاشو بکش یا نیشگونش بگیر چشم غره هم برو براش هر لحظه با اخم نگاهش کن تا بترسه من وقتی می بینم بچه ای مادر گاوی داره خودم دست به کار میشم برا تربیتش

منم بچه خواهرشوهرم یکسال از پسرم بزرگتره و خیلی قلدره
اوایل ماهان ازش کتک میخورد ولی الان یادش دادم هرکی اذیتش میکنه میره هلش میده و موهاش رو میکشه ولی خیلی مراقبم رو بچه ی بیگناه اینکار رو نکنه. الان بچش دیگه جرعت نداره بیاد سمت پسرم چون ازش کتک میخوره
تا قبل از اونم یه اتفاقی از طرف بچه خواهرشوهرم بود سریع شوهرم رو میفرستادم جلو و چنان چشم غره بهش میرفت که واقعا بچه خودش رو خیس میکرد
تو هم اصلا نذار بچت رو عصبی کنه گناه داره

پسر خواهر شوهر من از پسر من شیش ماه کوچیکتره . خیلی بی ادبه. پسر من دست بزن نداره هیشکیو نمیزنه ولی اون هی میزنه بعد میگه حواسم نبود یبار چونه پسرمو گاز گرفت بعد میگه حواسم نبود 😑😑😑 یکی دوبار اینجوری شد با صدای بلند بهش گفتم دوبار زدی چیزی نگفتم دفعه سوم بدجوری دعوات میکنم. سر سه باری چنان دادی زدم سرش ک خونه لرزید . ب پسرمم گفتم زد بزنش رحم نکن.. مگه میشه کسو گاز بگیری حواست نباشه یبارم پسرمو هل داد با صورت خورد تو دیوار دندونا جلوش شکست . دلم میخواد ی روز حسابی بزنمش بچه بی ادبو. البته مامانش نبود ولی مامانجونش بود جلو مادر شوهرم دعواش کردم. حسابی هم ترسوندمش از شوهر من خیلی می‌ترسه هربار بگم زنگ میزنم ب دایی میشینه سر جاش

منم ی روز رفتم خونه پدرشوهر، دختر برادرشوهرمم بود ۶سالشه، دخترم هرجی برمیداشت بازی کنه این بچه ازش میگرف میبرد قایم میکرد میگف خراب میکنه دخترمنم گریه میکرد منم جلومادرشوهرم صداش زدم بهش گفتم آوا زنعنو تو این ۷_ ۸سال دست تو داداشت بودن خراب نمیشدن الان خراب میشه منم هرموقع اومدی خونمون اجازه نمیدم یکتا بهت اسباب بازی بده، بیشتر حرفم هم با مادرشوهرم بود ک پشت دختر برادرشوهرم بود

دقیقا دختر منم با بچه های خواهرشوهرم اینجوریه پسرش ۷ سالش دخترش همسن دخترمه
پسرش یبار جلو شوهرم دخترم هل داد شوهرم دعواش کرد یبارم جلو خودم هل داد منم گفتم دفعه دیگه آوین هل بدی دعوات میکنم الانم هربار دخترم و دخترش باهم بازی میکنن یا دعوا میکنن اون میاد وسط اینا دخالت میکنه دختر منو میزنه. قبلا میسپردم به دخترم ولی الان خودم بهش اخطار میدم یا دعوا میکنم دیگه خواهرشوهرمم دیده من حساس شدم هعی تذکر میده به پسرش که نزدیک بچه ها نشه بره با همسناش بازی کنه.

عزیزم هیچی مهمتر از بچت نباشه واست،اگه میبینی عصبی میشه و اذیتش میکنه یا یجوری به مادرش بگو کنترلش کنه یا خودت واکنش نشون بده که متوجه بشن ناراحت میشی
بچه طفلی عصبی میشه اینجور که

هرگز اجازه همچین کاری نمی دم اصلا نمی زارم نزدیک بچه م بشه چه برسه از دستش چیزی بگیره هم خودم هم شوهرم برخورد شدید میکنیم ، خواهر زاده منم۳سالشه و مثل بچه خواهر شوهر شماس، اصلا واسم مهم نیست خواهرم یا شوهرش ناراحت بشن مهم امنیت و آرامش دخترمه

😐چه خونسردی بچه یه سالتو میزنه هول میده روانشو میزنه بهم و هیچی نمیگی تازه بچه خاهرشوهرتو 😐😐😐🫤 بچتو بگیر بغلت باهاش بازی کن اون نکبت با بچش اومد محلش نده یکی دوبار ک اومد سگ محلش کردی دیگه نمیاد یادت باشه آرامش روان و *سلامتی بچت*خیلی مهم تر از وجود اون نکبت و بچشه فکر کن خدایی نکرده بخاطر یه اسباب بازی بچتو هل بده سرش بخوره ب تیزی چیزی نه خاهرشوهر گردن میگیره نه دلش میسوزه تازه یه انگ بزرگم میزنه بهت ک مامان خوبی نبود مواظب بچش نبود اینطوری شد جمجمه بچت هنوز کاملا سفت نشده بنظر من یا به صورت کاملا محترمانه باهاش حرف بزنو راجب بچش بگو ک بچتو نزنه یا اگه گوش نداد و ب سیب زمینی بودنش ادامه داد همون کار اولی رو بکن زنگ زد جواب نده اومد خونتون درو باز نکن ب بهونه حموم بودن و اینا ردش کن بیشعورو

دیگران باید بفهمن بچه ی تو کوچیک تره من باشم دیگه نمیرم جایی که اونا باشن برادر زاده ی من ۲ سال از بچم بزرگ تره اونم اینجوریه ولی زنداداشم کنترلش میکنه همش میگه رایان کوچیکه نباید اذیتش کنی

فقط یه بار بچه جاری اینجوری کرد با پسرم دیگه هر وقت اونا خونه مادرشوهرم باشن من نمیرم . اینجوری کدورتی پیش نمیاد ‌

سوال های مرتبط