۱۳ پاسخ

نه عزیزم نرو از خونت بیرون
منم یه هفته س با شوهرم قهریم
تو خونه خودمم ولی مث دو تا غریبه

بشین خونت بهش محل نده

مرداهمه همینن کون لقش بابچت خوش باش

ای خداااااا
کاش بعضی مردا بفهمن که وقتی با زنشون خوش رفتار و مهربون نیستن بد میارن
این غرور لعنتی رو کنار میزاشتن واسه خانومشون
بخدا اگه زنی از طرف همسرش مورد احترام و عشق قرار بگیره زندگی گرم و شیرین میشه
نمیدونم چرا مردا نمیفهمن.....

نرو عزیزم ولی سرسنگین باش باهاش

چون تنبله و بد دهن بری خونه بابات براش بهتره جاش باز میشه ولی اکه میشناسیش ادم‌میشه برو یا با چهارتا بزرگتر مشورت کن کسی که ازش حساب میبره شوهرت

کدو چیه؟ گفتی اون بچه رو بخوابونه؟ خوش بحالت من از روزی که بچم دنیا اومده یبارم باباش نخوابوندش

منم منتظرم واکسن پسرمو بزنم بعد برم خانه پدرم از دست خانواده بیشتر روانی شدم اصلانم برام مهم نیست مردم چی میگن

اگه مرد نخاد درست بشه هزاری ام کاری کنی نمیشه
انشالله که ی روز بشینید صحبت کنید و درست بشه ی جاهایی یکی باید کوتاه بیاد

ببین مشکل ریشه ای کجاست ک دعوا میکنه داد میزنه یا زبونش عادت کرده سخته واقعا ی مشاور ادم میخاد انگار انقد ک این مردا هر روز ی موود دارن

باقهر ک چیزی درست نمیشه اگه میشناسیش ک باقهر درست میشه برو وگرنه تو این اوضاع ادم روش نمیشه بره جایی با بچه ماشالا بچه ام هی باید تنوع غذایی داشته باشه سخته واسه ادم

ن هیچ وقت نرو

ن بابا شاید درگیری کاری داره اهمیت نده

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۱ سالگی
خیلی دلم گرفته ..با مامانم صحبت کردنی پشت تلفن خواهرم زنگ زد ب مامانم ..مامانمم زود قطع کرد باشه باشه کاری نداری .
صبح هم به خاطر بزرگم زنگ زدم ج نداد دوباره زنگ زدم اشغال بود موند الان زنگ زد ....خیلی سخته تو زندگی واسه هیچ‌کس مهم نباشی
با مادر شوهرم دعوام شد زنگ زد گفت شوهرم دست تو اسیره منظور شوهرم
اختیار چیزیو نداره ‌معدش درد میکنه از عصابشه ...من بعد از زایمان سه چهار ماه هیچ به خودم نیومدم از کارای مادرشوهرم از استرس و ناراحتی که بهم داد شیرم خشک شد ....انقد شیر داشتم انقد شیر داشتم وقتی یه سینه مو میدادم اون یکی همینجوری سرازیر میشد تا شورتم خیس میشد ...تازه از بیمارستان مرخص شده بودیم اومد پیش مادر و خواهرم و زنداداشم انقد حرف زد حرف زد
ولی یکی پیدا نشد بگه بسه کن لال بشی انشالله بحق این روز عزیز ...این تازه زایمان کرده با شکم سزارینی یک هفته مونده پیش بچه ش این همینجوری حالش بده روحیه ش خرابه دم ب دیقه گریه می‌کنه بس کن ...
دلم گرفته از این که تو زندگی هیچ کس پشتم نبوده هیچ کس
مامان وروجک مامان وروجک ۱ سالگی
بیاین به منه خر یکم سیاست یاد بدین🥲
با شوهرم ک بحثمون میشه یکم بعد میرم خ.ا*یه مالش😪
دلم نمیاد ناراحت ببینمش ولی اون برلش مهم نیست دیشب سر هیچ و پوچ اشکمو در اورد این فشاریم کرد که برای اوللللیییین بار زنگ زدم مامانم گفتم بیاد دنبالم بدون پسرم رفتم برای اولین بار خیلی روم فشار اورد
رفتم بعد ۲۰دقه ب مامانم زنگ زد بیاد بچه رو ببر گناه داره گریه میکنه
مامانمم گف خیلی ناراحته ارومش کنم میارمش باز بعد ۱۰دقه ب خودم زنگ زد ک بیا خونه گفتم نمیام گف من معذرت میخوام فقط بیا خونه
هیچی دیکع مامانم و مامان بزرگم گفتن برو سر سنگین باش باهاش
مامانم یک ادم ب شدت تندیع گفتم تو نمیخاد بیای خودم میرم
اونم گف بهش بگو تو خونم برا بچه خودم همیشه جا هست ولی من برای بچه مردم دیگه جا ندارم
شب قبلشم رفتم خونه مامانم نگفتم قهرم با پسرم رفتم‌ اصلا نگف تو چرا شب خونه نیومدی تو چرا رفتی
من خودم اصلا از این اخلاقا ندارم ک قهر کنم برم بیرون بخدا خیلی روم فشار اورد
واسه مامانش هنیشه وقت داره حالشم خوبه ب من ک میرسه وقت نداره مریضه......







پوشک پوشک.پسر بچه.بارداری.شیرخشک نان.سانستول زینک پلاس.وزن دهی.اسهال.یبوست.بی قراری.شیر شب
ختنه.بهداشت قطره