۱۵ پاسخ

بایدبه همسرت بگی🚶🏻‍♀️

برعکس من دلم میخواد اصلا رابطه نداشته باشیم کلا جدا بخوابیم ولی سفت میاد میچسبه به من بعضی وقتا دعوامون میشه 🤣

وای چه قدر تو حساسی الان یه ساله از وقتی بچه به دنیا اومده ما جدا میخابیم من و پسرم تو اتاق خوابمون راخت میخابم ببخش من بهش اصلا پیشنهاد نمیدم خودش هر وقت خاست میاد میگه بین زن وشوهر سرد شدن با خابیدن نیست

خب واقعا یه وقتایی ادم حوصله سکس و نداره حسش نیست اصلا
مخصوصا با بچه های الان که دیر میخوابن
دختر منم الان خوابید شوهرم قبل اون خوابش برد من خودمم خیلی وقتا پیش قدم میشم اصلا هم برام مهم نیست بد باشه یا نه تازه شاید باورت نشه هیچ وقتم تو رابطه ارضا نشدم
الکی حساسیت نشون میدی و خودتو اذیت میکنی برو بگیر بخواب استراحت کن😊

دقیقا واسه مام همینه.
رابطه ی ما شده ماهی یکی دو بار
من خیلی اذیت میشم ولی اون خیلی سرده و براش اهمیتی هم نداره
محبتشم زیر صفر اومده
منم روز ب روز عصبی تر وحشی تر میشم
نمیدونم چیکار کنم

خب ب نظرم حرف بزن باهاش بگو تو رابطتون خیلی تاثیر داره رابطه
ولی نباید بهش میکفتی مردونگیت رو از دست دادی چون برای مرد بدترین حرفه

وای من اصلا دلم‌نمیخواد همش خدا خدا میکنم دلش نخواد😁

دقیقا منم تازه دعوام باهاش همین بود
دوبار از تخت انداختمش پایین
آخر سر هم بهش گفتم میرم یه دارویی کوفتی چیزی پیدا میکنم میخورم میل ج ن س ی منو از بین ببره که راحت شم برامم مهم نیست عوارض داره یانه

دقیقا حرف دل منو زدی

چقد منی

منم اوایل مثل تو بودم و خیلی درگیر بودم با این قضیه خیلی هم صحبت کردم اما الان دیگه برام اهمیت نداره البته احساسی هم بعد از تولد دخترم مثل قبل نیستیم کلا آدم انگار عادت میکنه

و منی ک انقد ازش سردی دیدم و بدرفتاری و بداخلاقی دیدم و انقد صداشو بلند میکنه انقد همش تو گوشیه بازی میکنه و تو کانال خبروایناس انگار جهان دست اینه و انقد ازم دوره که دیگه هیچ حسی به هیچی ندارم. ...

من برعکسسم حالا

عزیزم خیلی عادیه این چیزا، چون بچه اومده همه وقت و توانت میره واسه بچه وقت نداری برای چیزای دیگ وقت هم داشته باشی دیگ انقد مغزت خستس ک حوصله نداری و همش دنبال اینی ک هیلی ببخشید پاچه بگیری این یک واقعیته

وااای دقیقا حرف دل منو زدی
منم همین مشکل دارم با شوهرم
به قول تو ما باید بریم بهشون بگیم ببخشید بیایین مارو ب ک ن ی د 😬😂

سوال های مرتبط

مامان دلارز🤱ورزالی🤰 مامان دلارز🤱ورزالی🤰 ۱۶ ماهگی
دوشب پیش یه حادثه ای برای همسرم اتفاق افتاد
خداروشکر بخیرگذشت ولی اصلا از ذهنم دور نمیشه دائما خوابای بد وحشتناک میبینم مثلا خواب دیدم همسرم یه دندون خراب داشت افتاد دوتا از دندونای سالم بغلشم افتادن خیلی میترسم این هفته که گذشت خیلی بدآوردیم اعصاب جفتمون نابود به نظرتون چیکار کنم یکم آرامش برگرده به خونم؟بچم انقدر اون شب ترسید دائم مث من جیغ میزد و گریه میکرد بمیرم برا بچم نگاش میکنم اعصابم خورد میشه آخه چندساعت قبل دعوام با همسرم دعوام شد انقدر عصبی شدم چند بار زدم رو پام جلو بچم بچم اونجام خیلی ترسید همش با خودم میگم چقد من بیشعورم که این کارو جلو بچم کردم حالا هرچقدم فشار عصبی روم باشه حق ندارم بچمو بترسونم
اصلا از من بعید بود بخوام با صدای بلند دعوا کنم انگار رد داده بودم اختلافمونم خیلی جدی نبود من خیلی گندش کردم
بعدش رفتم از همسرم معذرت خواهی کردم آهنگ شاد گذاشتم با بچم آرد بازی کردم که یادش بره که اون اتفاق افتاد و دوباره فضای خونه متشنج شد
به نظر شما این همه سنگینی تو زندگیم از چیه چیکار کنم حالمون بهتر بشه فضای خونم شادتر بشه؟🤦‍♀️
شیرخشک پوشک فرزندپروری
مامان فندق مامان فندق ۱ سالگی