دوشب پیش یه حادثه ای برای همسرم اتفاق افتاد
خداروشکر بخیرگذشت ولی اصلا از ذهنم دور نمیشه دائما خوابای بد وحشتناک میبینم مثلا خواب دیدم همسرم یه دندون خراب داشت افتاد دوتا از دندونای سالم بغلشم افتادن خیلی میترسم این هفته که گذشت خیلی بدآوردیم اعصاب جفتمون نابود به نظرتون چیکار کنم یکم آرامش برگرده به خونم؟بچم انقدر اون شب ترسید دائم مث من جیغ میزد و گریه میکرد بمیرم برا بچم نگاش میکنم اعصابم خورد میشه آخه چندساعت قبل دعوام با همسرم دعوام شد انقدر عصبی شدم چند بار زدم رو پام جلو بچم بچم اونجام خیلی ترسید همش با خودم میگم چقد من بیشعورم که این کارو جلو بچم کردم حالا هرچقدم فشار عصبی روم باشه حق ندارم بچمو بترسونم
اصلا از من بعید بود بخوام با صدای بلند دعوا کنم انگار رد داده بودم اختلافمونم خیلی جدی نبود من خیلی گندش کردم
بعدش رفتم از همسرم معذرت خواهی کردم آهنگ شاد گذاشتم با بچم آرد بازی کردم که یادش بره که اون اتفاق افتاد و دوباره فضای خونه متشنج شد
به نظر شما این همه سنگینی تو زندگیم از چیه چیکار کنم حالمون بهتر بشه فضای خونم شادتر بشه؟🤦‍♀️
شیرخشک پوشک فرزندپروری

تصویر
۸ پاسخ

خوابت خوب نیس ونبایدبازتعریفش میکردی ماخواب بدتودستشویی تعریف میکنیم و سنگینیش کمتربشه صدقه بده حتما امروز تو خونت چوب دارچین روشن کن شب هم ی شمع ب نیت رفع سنگینی روشن کن توخونت صدقه روحتمابده انشالله چیزی نیس

من خیلی میشه خواب میبینم دندون هام افتادن ولی هیچ اتفاقی نیفتاده خدا رو شکر
بد به دلت راه نده
سعی کن یه راهی پیدا کنی برای لذت بردن خودت و دلارز
آخر هفته برید طبیعت رودخونه جایی بچه آب بازی کنه
آب خیلی خوبه آرامش میده به آدم

عزیزم نگران نباش خواب های منفی بخاطر افکار ما به وجود میان اگه میتونید یک روز هم شده برید طبیعت و استراحت کنید از فضای خونه دور بشین مخصوصا الان که بارداری دوره ی حساس تری رو داری میگذرونی برای خودت زمان استراحت پیدا کن حتما

عزیزم نمیخام نگرانت کنم ولی خواب خوبی ندیدی انشالله که خدا رحم کنه و خوب برات تعبیر بشه
حتما یه خروس بگیر و خون بریز بلکه دفع بلا بشه برات

حتما صدقه بنداز
خیره آن سالها

خواب دندون خوب نیست
اسفند دود کن

ذهنت رو آروم کن
و منتظر اتفاقات خوب فقط باش

آیه الکرسی بخون

اسفند دود کن چهار قل بخون به خودت وخانوادت زندگیت فوت کن صدقه بده

سوال های مرتبط

مامان نیـــــل مامان نیـــــل ۱ سالگی
بمیرم براش دیروز بچم از روی سکوی پنجره میخاست گربه ی تو حیاط و ببینه دستشو کشیدم که از جای بهتر ببینه نتونست خودشو کنترل کنه دهن و لباش محکم برخورد کرد به لبه تیز سکو و به یک ثانیه یه عالمه خون زد بیرون از دهن بچم خیلی ترسیدم یه لحظه حس کردم بند دلم پاره شد جوری جیغ میزد که تو این یکسال هیچوقت ندیدم اینطوری گریه کنه خاک برسرم که اون لحظه ایی که بچم دهنش به لبه سکو خورد رو دیدم و عین چی واستادم نگا کردم بخدا اون لحظه هنگ کردم هول کردم نتونستم واکنش نشون بدم جوری ترسیدم که باوجود اینکه با مادرشوهرم اینا قهر بودم سر لخت و با تاپ بدو بدو بچرو بغل کردم و تو سر خودم زدم و رفتم خونه اونا بچرو دادم به اونا خیلی لحظه ی سختی برای منه مادر بود خدا اون لحظه رو برای هیچ مادر و فرزندی نیاره خدارو شکر فقط لبش جر خورده بود و به بینی و دندوناش آسیبی نرسیده بود بنظرتون اون پرده مانندی که داخل لب بالایی بچه پاره بشه تو حرف زدن شون مشکلی ایجاد نمیکنه