با بچه برو پیاده روی
برو خانه بازی
باشگاه مادر و کودک
زندگی همیشه در حال تغییره ، اولش بچه بودیم ، مدرسه هم نمیرفتی و فقط بازی بود و بازی ... ولی بعد رفتی مدرسه درس و مشق جای بازی رو گرفت و الی آخر ... قرار نیست زندگی ثابت بمونه .... از طرف. دیگه اینجور نیست که اگه بچه نبود زندگی ما فقط گشت و گذار بود .... بعلاوه یادت باشه دو سال دیگه سختی های بزرگ کردنش تموم میشه و شیرینی وجودش همیشه کنارته .... هیچ دوستی همیشه کنارت نمی مونه ، بچه ت بهترین دوستته . اینو مادری بهت میگه بچه اولش از ۴ ماهگی دیگه شیر نخورد ، و از گرسنگی همیشه جیغ میزد و لج میکرد ، مادری که آرزوی مرگ میکرد . ولی اون روزها گذشت ، از سه سالگی کم کم بچه م شروع کرد به غذا خوردن و از پنج سالگی یهو خیلی بزرگ شد ، الان هفت ساله س ، بهترین دوستمه ، هرچی خوشحالم کنه اول برای اون تعریف میکنم ، و هروقت ناراحتم به اون میگم مامانی اعصابم خورده بیا باهم بریم پیاده روی بیا باهم بریم ورزش و مرد کوچولوی من سعی میکنه حواسمو پرت کنه ...... اتفاقا من از پایان ماه سوم دومین بارداری افسردگی خیلی شدیدی گرفته بودم ، تا ۴ ماهبعد زایمان هم خیلی خیلی خیلی حالم بد بود ، تنها دل خوشیم این بچه بود ... بذار بزرگ بشه خودت این لذت رو میچشی
این حس زنداتی بودن رو چرا شوهرامون درک نمینن. من هرچی بهش میگم فقط بر و بر منو نگاه میکنه. میگه ارزومه من جای تو خونه بمونم با بچه 😑😑قسمش میدم میگم تو بمون بخدا من میرم کارای تورو انجام میدم. فکر میکنه شوخی میکنم.
من دقیقا حال شمارو دارم
با ایت وجود ک شاغل بودم والان تو شغلم کمرنگ شدم احساس بدی بهم دست میده
افسردگی گرفتم
همش منتظرم دخترم بزرگ بشه
ک بتونم با خیال داحت چن ساعت برای خودم باشم
کمکی هم ندارم
کالسکه داره فندق
برو باهاش پیاد روی پارک
من دارو درمانی شروع کردم چون سابقه افسردگی داشتم
اهنگ بزار برقص ورزش کن
الان دوهفته ست باشگاه میرم سخته و بهتر شدم
آدم گریز شدم دیگه مثل سابق نمیتونم ارتباط بگیریم با بقیه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.