۱۰ پاسخ

گلم چ اشکالی داره ک میزنی تو ذوق بچه. من بچه های خواهر همسرمم میگن با ذوق دستشون و میذارم رو شکمم. بارداری ک عیب و ننگ نیست مخفیش کنه. افتخاره

خواهرانه میگم ب بچه ی دیگرانم نگو پرو. چون خودتم مادری از این حرف حس بد میگیری.

عزیزم چه اشکالی داره بچه ها ذوق دارن از منم میپرسن ناراحتی و خجالت نداره تازه من به شکمم دست میزنن بدم نمیاد

عزیزم از بچه چهار ساله چه انتظاری داری اونا هنوز عقلشون نمیرسه... ذوق دارن.
بعدم خجالت نداره بالاخره بدنیا اومدن بچه یچیز طبیعیه.

حق داری عزیزم بچه باید بدونه کی و کجا حرف بزنه. باید یاد بگیره موقعیت مکان و زمان و..
هر نکته جایی و هر سخن مکانی..
اونایی که میگن اشکال نداره لاید هنوز یاد ندادن کجا بچشون صحبت کنه کجا خاموش باشه.
سعدی میگه دو چیز آدم و نفهم نشون میده
گفتن به وقت خاموشی.
خاموشی به وقت گفتن.

بچه تقصیری نداره
اینقدر تو جمع بزرگترا هستن و گوشی ب دست کلا آگاه هستن
سخت نگیر
همه این دوران رو گذروندن دیگه
خجالت نداره

عزیزم اگ انقدر خجالتی هستی خب نرو تو جمعشون چون حرف بدی نزدن یا سوال بدی نپرسیدن که

من پسرهای خواهر شوهرم ۱۸ سالشونه هربار میگن زن دایی چرا زودتر نیومدی که با ما تفاوت نداشته باشه.هرربار میپرسن چقدر مونده

ببخشید دوست عزیز زیر پست شما و البته سوال شما تبلیغ میکنم واقعا راهی ندارم
امیدوارم منو ببخشید جسارت نمیکنم🤚🌹
✨ عکس‌های معمولی رو به خاطره‌های ماندگار تبدیل کن! ✨
با ادیت حرفه‌ای، عکس‌های عزیزانت رو به سبک آتلیه‌ای و رویایی تبدیل می‌کنیم. 💕
🎀 تعویض پس‌زمینه
👗 تغییر لباس و استایل
🎂 تم تولد، ماهگرد و مناسبت‌ها
🧸 دکورهای فانتزی و کودکانه
🌸 نورپردازی و روتوش طبیعی
فقط کافیه عکست رو برام بفرستی؛ بقیه‌ش با من! 📸💖
ثبت سفارش از طریق دایرکت ✨
09369456008. @Farhan14010603
مبلغ= دلخواه

از دست این بچه هااا

سوال های مرتبط

مامان پرنسا🐥🌟 مامان پرنسا🐥🌟 ۱ ماهگی
واییی خدا روانی شدم از دست بچه خواهر شوهرم . دیشب که رسیدن خونمون ماشاالله خواهرم شوهرم یه پسر شیش ساله داره دیوار راستو می‌ره بالا منم رو خونه حساسم شدید مثلا می‌ره کاکائو بر میداره بعد دستشو میماله همه جا من پشت سرش باید دوعم تمیز کنم دیشب شام خوردیم جمع کردیم با شوهرم یک ساعت بعد هی بچش گفت گشنمه آوردم دوباره زیر انداز انداختم نیومد بشینه رو زیر انداز 😑 یا مثلاً می‌ره تو اتاق بچه لباساشو دستمالی می‌کنه من خیلی حساسم رو این چیزا فقط حرص خوردم دیشبم انقدر بلند و کوتاه شدم کمرم گرفته بود حالا من میگم اون بچس متوجه نیست خواهر شوهرم مبشنیه یه گوه فقط یه کارای بچش میخنده یهو بچش اومد لپ تاپ شوهرمو پرت کرد زمین شوهرمم عصبانی شد سرش داد زد اینم نشست گریه کردن بعد جیغ میزدد تو خونه ها از اینایی که دوست داری سرتو بکوبی به دیوار حالا همه ی اینا به کنار من هشت از کمر درد بیدار شدم شوهرمم عادت داره فقط با شورت می‌خوابه دیگه شوهرم بیدار شد گفت چیه گفتم کمرم درد می‌کنه شروع کرد کمرمو ماساژ داد یهو این بچه درو باز کرد اومد تو ما میخکوب شدیم الان هی می‌ره به مامان باباش میگه دایی و زن دایی داشتن از اون کارا میکردن 😐( من نمی‌دونم بچه شیش ساله این چیزا رو از کجا می‌دونه )