من امروز اش دندونی دخترم درست کردم با کمک مادرم و مادرشوهر
ما امروز دورهمی دوستانه داشتیم الان رفتن دوستام
عشق دنیارو میکنم با پسرم
هر روز طبق روال اگ زود بیدار شه من خودمو میزنم ب خواب بیاد بیدارم کنه عاشق اینم ک میاد صورتشو میچسبونه ب صورتم وقتی چشمامو باز میکنم بهم میخنده
کل روز در خدمت ایشونم با هم بازی میکنیم و شیطنت میکنیم وقتایی ک خوابه یا ی چرت میزنم یا کارامو میکنم
عصرم ک همسرم میاد میبریمش ی دور بزنه یا با کالاسکه یا با ماشین
الانم خواب تشریف دارن اولیا حضرت فداش بشم من
😐😐😐
هیچی عین دیوانه های از بند گریخته شدم موهام شونه توشون میشکنه
رو دماغم پر موش سر سیاه
ابروهام شدن عین سمندون
یک شلوار گل گشاد میکنم پام با ی تی شرت گشاد تر از شلوار
صبح تا شب عین خرملا نصرالدین سرویس میدم به بچه وشوهرم
الانم که خوابیده پسرم باید عین سگ پاسوختع بدوئم کارو رو بکنم
اخر سرم عین معتاد عملی که از شدت نرسیدن مواد در حالی که سرشون توخشتکشونه بیهوش میشن همینجوری خواب میرم
دارم دخترم رو میخوابونم تا بعد برم واسه شام
تمیز کاری، پختن غذا
روزای تکراری
نو اعصاب
نو حوصله
منکع از صبح درگیر دختر کوچکمم هم یبوست هست هم بخاطر دندون تب داره بیحاله و بهونه گیر شده یکسره بغل میخواد گریه میکنه نیم ساعت پیش براش شیاف گلیسیرین هم گذاشتم هنوز اثر نکرده
بچها خوابن منم گوشی به دست
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.