۷ پاسخ

وا خب درو باز نکن
اگرم اومدن جدی و اخم بشین بالا سر بچه هرکی نزدیک شد دعوا کن بگو بچه خوابه حتی اگه گفتن آب میخوایم هم پا نشو بگو برید از شیر بخورید من بچه م مهم تره باید کنارش باشم

وای یادمه پسرم بدنیا اومده دقیقا مثل شما کلی حرص خوردم چندباری
آخرش درو هم میشکوندن باز نکردم دیگه نیومدن الکی گفتم حموم بودم یا خواب
ولی بازم حرص میخوردم چون درو هم میزدن بچم بیدار میشد تو حسرت خواب مونده بودم

واییی خونه ما حالا یه نیم ساعتی با همه‌شون فاصله داره اما خواهرشوهرمم زاییده بود خواهرزاده‌هاش بچه‌رو عذاب میدادن اون یروز میومد خونه مادرشوهرم همه بچه‌ها میریختن اونجا با بچه‌ش بازی کنن بچرو داغون میکردن من بهشون گفتم من خالتون نیستم بمونم نگا بچه‌رو نه بوس نه بغل میکنید اسباب بازی نیست ک

تو جمع هم بگو من بدم میاد بچه کوچیک دارم میخوام بخوابم هی زرت و زرت زنگ میزنن والا من هرکی رنگ میزنه بیالرم میکنه فحش میدم و اینا
یا بگو ایفون روقطع میکنم وقتی خوابم میاد و واقعا هم بکن و بخواب حوصله داری ها
من هر دو این کارا رو کردم اصلا کسی نمیاد یکی دوباری اومدن دیدن واقعا باز نمیکنم یا وقتی میان بالا با حالت خواب آلود پذیرایی کردم کلا هم بچه بغل بودم و نزاشتم کسی نزدیکش بشه الان حل شده کاملا

راهشون نده بابا

منم این مشکلو دارم انقدر حرص میخورم ک نگوووو😤

می بچه ندیدن.. لابد خیلی نازه😜😜😜😘😘😘😘😘ب بچها خودشون تذکر بده داد بزن سرشون بزا هر چی میگن بگن والا...

سوال های مرتبط

مامان لنا مامان لنا ۸ ماهگی
واقعا مادرشوهرم اینا اعصابمو دارن میریزن بهم...
هر سرز این بچه رو اوردم خونشون بوسش کردن...هی من میگم هی شوهرم میگه بوسش نکنید انگار نه انگار، اخرم مادرشوهرم با خنده گفت من صلاح کار خودمو میدونم... ازونور خواهر شوهرمومیگه فلانی رو انقدر بوسش میکردیم هیچیش نشد...منم گفتم الان خیلی زوده بچه تموم نمیشه از یکی دو ماهگی به بعد هرچقدر خواستید بوسش کنید...
ازونور دختر من تنها نوه خانواده خودم و شوهرم هست...امروز دیدم خواهر شوهرم خطاب به بچه م میگه عزیز کووو( منظورش مادرشوهرمه، که مثلا مادرشوهرمو بچه م بعدا عزیز صدا بزنه) آخه عزیییز؟؟؟؟؟ اینهمه اسم قشنگ میتونه بچه به مادربزرگش بگه، چرا باید بگه عزیز...پس فردا تو مدرسه همه به مادربزرگاشون میگن مامانی و مادرجون بچه من بگه عزیز، خدایی تابلو نیست؟
هرچقدر تو خونه، مامانم و من و شوهریم مواظب بچه ایم یه روز میایم خونه مادرشوهرم همه چیز بهم میریزه.
ظهر رفتم تو اتاق لباس عوض کنم کارم یکم طول کشید ظاهرا بچه خواب بوده خواهرشوهرم بچه رو بیدار کرده، مادرشوهرم به زبون شوخی به لنا میگه لنا به عمه بگو مگه مرض داری بیدارم میکنی.
یعنی یه کاری میکنن تا بچه یه ماهش نشه دیگه نیام اینجا، انگار بچه اسباب بازیه... ازونورم طوطی خواهر شوهرم اندازه کلاغه همینجوری بازه همه ش یه گوشه نشسته ولی به هرحال کار یه بار میشه...اصلا بقران اعصابمو میریزن بهم...فقط کافیه یه بار دیگه یه حرکتی ببینم ازشون تا دهن شوهرمو سرویس کنم
مامان 💙ماهان💙 مامان 💙ماهان💙 ۲ ماهگی