👇🏻👇🏻👇🏻
خانومی که میز کناریمون بودن و از اول برنامه عاشق راد شده بود از میزشون بلند شدو با هیجان زیاد گفت تولدت مبارک پسر دوست داشتنی و حواس پسرمو پرت کرد
و نزدیک من شدو گفت هر موقع میترسه با یه جمله شاد و قشنگ و با لبخند که به همون موضوع ربط داره براش خاطره شیرین بساز.
از اون شب به بعد هر موقع بادکنکی تویه خونه ما میترکه من دعاگوی اون خانوم میشم چون پسرم با خوشحالی میپره و میگه تولدت مبارک😍😍
پسر منم با یکی از بچه های فامیل که یک سال ازش بزرگتر بازی میکنه و خیلی همو میبینیم. و کلا هر کار میکنم نمیتونم این ارتباط رو کم کنم حالا این بچه حرفا و کلمات زشتی میگه و مثلا دست به زن داره .. پسرمم خیلی ازش الگو گرفته .. واقعا نمیدونم چیکار کنم براش قصه میگم میگم این کارا نباید تکرار کنی حرفا رو نباید بگی بازم تکرار میکنه حتی دعواش هم کردم الان دیگه حرفای اون رو که تکرار میکنه خودمو به نشنیدن میزنم🫠 نمیدونم باید چیکار کنم شوهرم میگه کم کم یادش میره بی خیالی بزن خودتو حساس باشی اون بیشتر تکرار میکنه .. خیلی زورم میاد من انقد برای تربیت بچم وقت میزام جلوش خیلی چیزا رعایت میکنه بخاطر یه بچه دیگه تربیتش خراب داره میشه
عالی خیلی خوبید شما🌹🌹🌹🌹
ما دقیقا این موضوع رو داریم...
زمانی که دخترخالم میاد و دختر ۹ سالش با ایلیا بازی میکنه
من بخاطر کارم مجبورم ی تایمایی ایلیارو ببرم پیش مامانم و وقتی اونا هستن من شدیدا مضطرب میشم بابت بعد رفتنشون
البته که من تو همون شرایط سعی میکنم روتین رفتاریمون رو حفظ کنم ولی خب اون بچه شخصیتش شکل گرفته و من باید مدام رفتار درست رو با بچه خودم کار کنم
پسر من متأسفانه با پسر عموی ۷ ساله ش در ارتباطه و کارها و رفتارهای پسرعموش به شدت خشن و زننده س یعنی جوریه که خونه هر کسی میرن در بیشتر حالات اون خانواده ای که بچه داره شاکی میشه از رفتارهاش
یه مدت با همسرم که صحبت میکردم قانع میشد که اره برادرزادم اخلاق خوبی نداره ولی مادرشوهر و جاری که دیدن دارم ازشون فاصله میگیرم(چون متأسفانه توی یک خونه باهم زندگی میکنن و برای سر زدن به مادرشوهر اونا هم هستن) با شوهرم صحبت کردن و گفتن اینا بچه هستن و خانومت حساسه و فلان و کامل مغز همسرم رو شستشو دادن و همسرم هم شروع کرد به گفتن اینکه اره تو از بچه توقعت زیاده و اینا دارن بچگی میکنن و فلان
و اتفاقا جاریم افتخار میکنه که پسر من بعضی وقتا مثل پسرش رفتار میکنه چون اونجوری میشینه میگه آره ببین رفتار همه بچه ها همینجوریه و بچه ای که آروم و با ادبه بچه نرمالی نیست بچه های ما شاداب و سرزنده هستن
متأسفانه از اونموقع دیگه هرچی با همسرم صحبت کردم فایده ای نداشت حتی واسه اعتراض گفتم من دیگه باهات خونه مامانت نمیام چون اونجا فقط حالم بد میشه و همسرم یاد گرفت پسرم رو تنهایی ببره اونجا
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.