خانومااا بیاید لطفا
من از ساعت شیش تا الان بخدا دنبال پسرم دویدم بیرون بردمش خونه باهاش بازی کردم همش آویرونمه هی باهاش صبوری مهربونی کردم قربون صدقش رفتم
همسرم سرکاره زنگ زد این بچه گریه میگرد که گوشیو بده من قطع کنم
منم گوشیو دادم قطع کرد دوباره شوهرم زنگ زد خدافظی کردیم باز قطع کرد گریه میکرد می‌گفت باید هی زنگ بزنه من قطع کنم
منم ظرفا شامم مونده بود به خدا ساعت یازده و ربع شام خوردم
شارژم تموم شده خیلی خستم
بعد دیگه گذاشتم گریه کنه رفتم ظرفامو شستم
اینم همینطور با گریه آخرش اومد آویزونم شد باز بغلش کردم گذاشتم رو تاب ریلکسی بخوابه همش گریه میکرد منم انقد محکم هولش دادم دیگ ساکت شد الان نیم ساعته ساکت شده زل زده به ساعت دیواری نمیخوابه بعد نشسته صدام میزنه🫠🫠🫠
بخدا خستم کمرم درد می‌کنه
اتاق به هم ریختم که این بخوابه جمعش کنم
یچیزی بگید من چکار کنم جدیدا خیلی بهونه گیر ،لجباز، نق نقو شده
آویزونه همش به من
چیزی میخواد فقط جیغ میزنه و گریه میکنه

۷ پاسخ

بخدا هممون همین هستیم..چاره چیه بایدصبوری کرد من تازگیا رو خودم دارم کا ر میکنم ک یکم بیخیال خونه بشم و کنترل رفتار داشته باشم وقنی میبینم ماها نقطه امنشون هستیم و جز ما پناهی ندارن دلم میسوزه واسشون

واقعا سخته منم بعضی روز ها صدام بالا میره چند بارم هولش دادم انقد اذیتم میکنه یدونه مو برام نذاشته همش دوست داره موهامو بگیره

از شاعت ۶ نخوابیده

پسر منم اینطوره دوست داره زنگ‌بزنم گوشی قطع کنه میخام ظرف بشورم همش‌اویزون میشه نمیزاره مجبور‌میشم بخابونمش سریع ظرفا رو بشورم تو‌اون تایم ک‌ بخابه هم ظرف میشورم‌هم‌غذا میپزم هم‌تمیزی🥴

بچه ها یه سالو‌ رد میکنن واقعن رد میدن😂
هرکی بچه یه سال به یعد داره تاپیکاش درمورد همین موضوعه یکیش خودم
چاره ای نیس‌خواهر هممون با همین چالش روبرو هستیم، مث اینکه عادیه، کنترل احساسات ندارن، و در برابر خستگی، ناکام‌موندن در برابر انجام‌کاری ، گشنگی، یا حتی سیر شدن، نمیدونن‌باید چیکار کنن پس همش جیغ و داد میکشن
خلاصه که خیلی سخته 😮‍💨🫠

سلام عزیزم راذمهرم دقیقا همینجوریه خیلی تاپیک میخونم ک تو این سنشون همش ب مامان میچسبن چاره ای نیست باید تحمل کنیم بگذره شاید باورت نشه من اصلا دیگ ب هیچ کاری نمیرسم فقط میگ بغلم کن خونمون انگاری بمب ترکیده شبا ک میخوابه کارامو میکنم باهاش بد رفتاری نکن اگ خیلی سختته بده مادرشوهرت اینا نگه دارن

برای منم بگو دختر منم همین

سوال های مرتبط

مامان تیامیس🤍 مامان تیامیس🤍 ۱ سالگی
یکی از بد ترین شب های زندگیم امشب بود😭😭😭 شوهرم نبودش رفتم دستشویی تیامیس هم داشت بازی میکرد اومد پشت سرم درو بستم نیادش تو دستشویی گریه کرد اومدم سریع درو باز کنم دیدم باز نمیشه اونم جیغ جیغ و گریه تند تند دستگیره رو فشار دادم شکست تیامیس وحشت کرده بود و ب شدت گریه میکرد در قفل شد باز نمیشد حالا ساعت ۱ نصف شب😭🤦🏻‍♀️رفتم رو چهار پایه همسایه رو صدا زدم صدام نمیرسید رفتم روی جا دستمال توالت صدا زدم شنیدن یهو شکست افتادم بچم با این صداها بیشتر میترسید هرچی صداش میزدم باهاش حرف میزدم نمیشنید و بد جور گریه میکرد من میزدم تو سرم میگفتم وای بچم نفسش رفت از زیر در دستامو میوردم نوک انگشتامو میگرفت و گریه میکرد همسایه مون زن و شوهر بودن اینا اومده بودن جلو در با تیامیس حرف میزدن اروم شه ولی اصلا بچم وحشت زده بود و گریه شدید😭…یهو وسط گریه شدید ساکت شد هرچی صداش میکردم شعر میخوندم جواب نمیداد دستامو بردم زیر در دستامو نمیگرفت گفتم وای بچم بیهوش شده یه بخدا که فکر کردم بچم بیهوش شده به همسایه گفتم صداش کن هرچی اونم باهاش حرف زد تیامیس حرف نزد همسایه میگفت نترس حتما خوابیده😭گفتم اخه مگه میشه این بچه وحش زده ست نمیخوابه که جیغ زدم محکم در زدم صداش میزدم و گریه میکردم میگفتم ترو خدا مامان خوبی هی گفتم تیامیس و هی گریه کردم یهو دوباره بچم گریه کرد خیالم راحت شد
اروم شدم باهاش هی حرف زدم
همسایه مون به شوهرم زنگ زد ب اتش نشان ب کیلید ساز و….اخرش با پیچ گوشتی در و باز کردن بچم اومد بغلم وای مامان فدات بشه گوشیمو ورداشته بوده اورده بوده جلو در دستشویی 😭خ
مامان 🪽لَـیان🪽 مامان 🪽لَـیان🪽 ۱ سالگی
سلام مامانا دخترم شیر خودمو میخوره و خیلی شب بیدار میشه برا شیر بدعادت شده سیر سیر هم ک باشه بازم شیر میخوره خلاصه تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش پریشب خیلی بد شد برام ساعت ۱۲خابید با سیری کامل ۲ونیم بیدار شد بهش ندادم گذاشتم رو پام تکون دادم خابید بعد ۴ونیم بیدار شد اول باباش گذاشتش رو پاش چون عادت نکرده لج کرد گریه کرد بعد بهش اب دادم خیلییییییییی گریه کرد منم مقاومت کردم که شیر ندم خلاصه با کلی گریه اخرم رو پام ساکت شد ولی با چشم باز اصلا نمیخابید منم عذاب وجدان گرفتم ساعت ۵(نیم ساعت گریه و بیتابی میکرد)بهش شیر دادم بازم تا ۶نخابید انگار ترسیده بود دیگه خلاصه دیشب خیلی بدتر شده بود بازم هر دوساعت بیدار میشد و خیلی بد گریه میکرد و هربار هم بهش شیر کامل دادم صبح ک بیدار شد مای بیبیش انقد جیش داشت ک پس داده بود دیگه منم از خستگی زیاد چکش نکرده بودم الان نمیدونم چرا انقد ادرارش زیاد بود از شیر زیاد از ترس از سرما ؟😔😔😔😔
چکار کنم برا قطع شیر شب
فرزندپروری