چس _ناله_های ناباروری
وقتی اقدام کردم رفتم پیش یه دکتری تو خیابون خودمون نزدیک خونه خیلی دوسش داشتم خیلی خانمه دستش خیلی خوبه یجوری واسه جاریم بخیه زده بود کیف میکردی خلاصه رفتم و کارای قبل اقدام رو انجام دادم و گفت برو اقدام کن انشاالله زودی میای پیشم با تست مثبت منم اومدم و شروع کردم اقدام تا ماه پنج شیشم خوب بود امید داشتم حتی کلینیک سونوهامو ازمایشگاهی رو که میخواستم برم بیمارستانی که میخواستم برمم انتخاب کرده بودم وقتی سر یکسال دکتر گفت دیگه از دست من کاری پیش نمیاد باید بری فلوشیپ ناباروری بغض بدی کردم اومدم بیرون همون لحظه یه دختره با ازمایش مثبت و یه جعبه شیرینی منتظر بود بره داخل به زور خودمو کشوندم رو راه پله اینقدر زار زدم زار زدم که حد نداشت نمیدونم یجورایی از این که اون همه رویاها و تصوراتم خراب شده بود حالم خراب بود امشب دوباره با یاداوری اون روز خیلی گریه کردم اشک شوهرمم دراوردم لعنت به من🥲😭

۱۴ پاسخ

دوستان دکتر پگاه کرامتی شیراز عالیه توصیه میکنم برید زیر نظرش انشالا ک قسمت همتون بشه منم خیلی ناامید بودم وبعد ۶ سال باردار شدم انشالا شما هم ب زودی خبر بارداریاتونو بزارید

چقدر مني😭😭

با این خاطره ات یه خاطره ای یادم اومد وقتی دکتر بهمون گفت چاره ای جز آی وی اف نداریم وقتی برگشتیم خونه تو سرویس بهداشتی اونقدر گریه کردم اونقدر آه وناله کردم چقدر مادرشدن رو برای خودم دور میدیدم خیلی روز سختی بود ولی خدا برتم. خواست و مادرشدم انشالله خدا برای توهم بخواد به زودی🤲🤲

ان‌شالله اشک بعدی شما اشک شوق باشه بحق امیرالمومنین

انشاالله به زودی دامنت سبزبشه🤲🤲وقتی انتقالم منفی شد دنیاخراب شد روسرمون💔

همه اونایی که توی این پروسه هستن همچین روزی رو پشت سرگذاشتن و الان با تمام وجودشون حست رو درک میکنن .....من مطمئنم که خدا اون خبر خوش رو برای ماها کنار گذاشته فقط یه مقدار طولانی تر

منم وقتی اولین بار دکتر آزمایش شوهرم رو دید و سونو خودم رو .گفت بهت دکتر معرفی میکنم تو فقط با ای وی اف بجه دار میشی بعدش آدرس دکتر رو میگفت من دیگه گوشام نمیشنید انگار یه عالم دیگه بودم انگار آب داغ رو سرم ریختن .به دکتر گفتم رو کاغذ بنویس بده یادم نمی مونه

شوهر منم خیلی احساساتیه هر سری گریه کنم اونم اشکهاش میریزه سعی میکنم بریزم تو خودم😢

ناراحت نباش عزیزم چند ساله ازدواج کردی
فکرای بد ب خودت راه نده هرکاری ک لازمه انجام بده
الان تنها تو نیستی تو این وضعیت نصف مردم همین مشکل و دارن من خودم یکسال و دوماهه ازدواج کردم شیش ماهه اقدام دارم ولی نشدم زن داداشم با یک ماه اقدام حامله شد هرچی خاسته خدا باشه امیدتو از دست نده امیدوارم مام ی روزی با دل شاد بیایم گهواره و تبریکی بشنویم من امید دارم خدا بزرگه میشه ناامید نمیشم

خدا بهت زود بده
منم 5 ساله درگیرم
دعام کنید

تو این راه کلی از این ناراحتیا هست🥺ایشالا زودتر تموم شه

انشاالله که دامنت سبز بشه خواهر تو این شب جمعه برات دعا میکنم که انشاالله خدا بهت یه بچه سالم بده انشاالله که همه مون مادر بشیم و خدا لذت مادر شدن رو از هیچ زنی نگیره

عزیز دلم هیچ وقت نا امید نشو .میدونم سخته ها ولی بدون خداوند بهترین زمان یه کوچوی ناز بهت میده. منم نزدیک یک سالو نیم تو اقدام بودم.دکتر گف دیگه تو وارد مرحله ناباروری میشی.

چقد ناراحت شدم واست انشالله خدا بهت بچه ایی ک میخای بده عزیزدلم. ماها ک داریم قدر بچه هامون نمیدونیم

سوال های مرتبط