۱۴ پاسخ

به نظر من بچست و هیچ درکی نداره ببینه یکی بهش محبت میکنه میره سمتش یا خوراکی بده
شما نباید دستش رو رها میکردی یا بزاری کسی بهش دست بزنه
اتفاق ی لحظه است اگر بغل کرد و فرار کرد چی
میخواستی منتظر باشی بچه ۲ساله از خودش دفاع کنه
میخواستی بگی من بهت گفتم با کسی نرو؟؟؟

شاید تو حواست نبوده اون خانوم‌ دیده بچت با همه امکان داره بره خواسته بهت بفهمونه که بهش یاد بدی چیکار کنه

چه ترسناک چرا همچین حرکتی زد؟؟اصلا چرا بهت بگه نگا کن

بنظر منم کارش درست بوده چون خیلی بچه دزدی شوهرم امروز میگف تو تهران زیاد شده
بچه ات کوچیکه هنوز درکی از خطر و غریبه بودن نداره
خودت باید خیلی خیلی مراقبش باشی عزیز

وای چقدر کار زشت و ترسناکی
ولی خب بچه ها تو این سن خیلی بانمکن و این برای منم اتفاق افتاده که غریبه ها ذوق پسرم رو بکنن
اصلا نگران این نباش چون بچه ها تو این سم متوجه نمیشن غریبه کیه آشنا کیه و با هر لبخند و هر چیزی که توجهشون رو جلب کنه خوشحال میشن
این ماییم که باید دقت کنیم و حواسمون ب بچه ها باشه
ولی بازم خداروشکر که اتفاقی نیفتاده زیاد نگران نباش♥️

بنظر من همون موقع دست دخترت رو میگرفتی تا عادت نکنه دست کسی رو بگیره و بهش میگفتی نباید با کسی بره دیگع از این ب بعد نزار کسی همچین کاری کنه

بسم الله چه دلم لرزید
چرا به چه اجازه من سکته میکنم اینجور مواقع

خانمه میخاسته بهت بفهمونه ک حواست بهش باشه نزار از خودت عقب تر بیفته یا خیلی جلو تر از خودت

شایدکارخانمه درست نبود, ولی ازطرفی هم یه نشونه بوده که یه چیزی رو متوجه بشی و حتی به اشتراک بزاری تا مادر پدرا بیشترحواسشون باشه.
ولی پسر من به غریبه ها واکنش نشون میده ودوست نداره کسی بغلش کنه. اینم بگم خیلی نگران نباش فقط مراقب و حواس جمع باش چون این موضوع خیلی با خلق و خوی بچه مرتبطه.به بچه ایی که خیلی اجتماعی و صمیمیه باید کم کم بهش اموزش بدی.

وای چه ترسناک

چه ترسناک

طبیعیه هنوز کوچولوعه نگران نباش
ولی همه اش بهش بگو از الان فقط با چه کسایی اجازه داره بیرون بره و با غریبه ها حرف نزنه و جایی نره

بیخود و بی جهت اینکارو کرد!؟ وا چقد بد

بنظرم باید با مشاور صحبت کنی

سوال های مرتبط

مامان پلین مامان پلین ۲ سالگی
شما این حرکت ک بچه یکی بیاد خونتون اسباب بازی بچتون برداره بهتون پس نده مامان باباشم ساکت نگاش کنن تازه با پرویی برگردن بگن میبریم دیگ هر وقت بازی نکرد میاریمو میپسندین؟؟؟

ماجرا جاریم ی پسر داره دو نیم سالش هر جا میری خونه هرکسی انگار برا پسرش عادت شده ی اسباب بازی خیلی گرون و تمیز و میگیره دستش و با ب قول معروف سلیطگی با خودش میبره و بای بای دیگ میشه مال خودش پس آوردنی نیست من چن روز پیش شوهرم برا دخترم ی ماشین گرفت حالا عید ک جاریم اومد پسرش تا ماشین دخترمو دید ک تازش گرف زیر بغلش موقع رفتن دخترم دید ک داره ماشینو میبره اشکش در اومد منم رفتم بهش عیدی دادم ماشین و تو ی ثانیه ازش گرفتم قایم کردم ب مامانشم گفتم من نمیتونم دخترمو امشب ب گریه بندازم ماشینش دوصت نداره ب کسی بده اخم و تخم کرد گف بیا بریم پسر و فلان ب برادارشوهرمم گفتم خب سر راه میرین هنوز اسباب بازی فروشیا بازن یکی عین و اینو بگیرین😏
شوهرم گف کار خوبی کردی براشون میشه درس عبرت ک دیگ بچشونو پرتوقع و لوس بار نیارن اونک بچس ولی من در تعجبم از این پدر و مادر من خودم جای میرم بچمو موقع رفتن خداروشکر اسباب بازی برنمیداره ولی وقتیم داره بازی میکن ما بین بازیش میگم مثلا این اسباب بازی دختر عموت یا دختر خالت ک بهش وابستگی پیدا نکه🤌
مامان عشقم مامان عشقم ۲ سالگی
عروس خواهر شوهرم خیلی آدم حساسیه،پولدارن،بعد ۱بچه داره،عید رفتم خونشون به دخترم سپردم خونشون به چیزی دست نزنی،گفت باشه،دخترم ۴سالونیمش بود،رفتیم اونجا دخترم از کمدبچه جاسوئیچی برداشت باهاش بچه صاحبخونه رو بخندونه،من اصلا متوجه نشدم دخترم به چیزی دست زده،چون شلوغ بود خونشون،بعد عروس خواهرشوهرم دید به دخترم گفت به چیزق دست نزن بیا کنار،خواهرشوهرمم شنیدبه دخترم گفت بیا اینور،من دخترمو صدا کردم گفتم ببر بذارسرجاش،گفت با بچه خودشون بازی میکردم،گفتم باشه بازم نباید دست میزدی،دخترم برد بذاره سرجاش دوباره خواهرشوهرمو عروسش گفتن بیا کنار،گفتم برده بذار سرجاش،همونموقع پاشدم به شوهرم گفتیم بریم خونه بچه ها خستن،اومدیم خونه ناراحت شدم،چندوقت بعد بچه اونا اسباب بازی دخترمو پاره کرد دخترم چیزی نگفت،یا میان خونمون باهمه چی بازی میکنه بچشون،دخترم اومد به قمقمه بچه دست بزنه دخترخواهرشوهرم‌گفت دست نزن خراب میشه،حالا اونا خونه خریدن باید بریم خونشون دختربزرگم الان بگم دست نزن میفهمه دیگه ولی کوچیکه رو چجوری قانع کنم رفتیم اونجا سمت وسایل بچشون نره؟؟؟شوهرم‌میگه نریم‌کلا