۱۱ پاسخ

به نظرم ببر حتما بالاخره مربی های مهد و چندتا بچه دیدند و تشخیص معمولا اشتباه نمیدهند
اصلا ناراحتی نداره ،میبری خیالت راحت میشه

بعضی از بچه ها خیلی انرژی دارن اینجوری تخلیه میکنن دلیلی نداره بگن پیش فعال

اگه گفته یعنی ضرر نداره ببریش
نه شیطنت زیاد دلیل بر بیش فعالی نمیشه. ولی بچه یدبیش فعال، نمیتونه روی کاری زیاد متمرکز بشه و بی قراره و اینها. شاید مدیر یه نشانه های خفیفی از این ها دیده و میخواد مطمئن بشید که چیه دلیلش

خب خانوم هیچ بچه ای تو این سن نمیتونه بشینه دختر من پنج دیقه هم نمیتونه یجا ثابت بشینه

به نظرم خیلی زود و سطحی انگارانه س برای تشخیص. طبیعت بچه آزادی و شیطنت است. اینکه مجبورش کنیم بشینه گوش بده غیرطبیعیه. و بعضی بچه ها ذاتا نترس هستن.

دختر منم خیلی شیطون و کله خر و نترسه ولی به وقتش میشینه روی کاری که باید تمرکز میکنه و یادگیری رو خیلی دوست داره و در کل ازش راضی هستن هرچند گاهی از کلاس میاد بیرون و به کسی گوش نمیده و اینا

وا این چ حرفیه بچه منم اینجوریه

خواهر زاده منم اینجوریه دقیقا گلم
2 سال و 9 ماهشه
ما هم شک کردیم ولی دکتر گفته تا 5 یا 6 سالگیش معلوم نمیشه
انشالله که هیچ مشکلی نباشه نگران نباش

چ ربطی داره ...اصلا کدوم روانشناس کودک میگه بچه تو این سن ببرید مهد؟مگه بچه تو این سن میدونه نشستن یعنی چی ...بچه ها نمیتونن بیست دقه هم پشت هم بشینن یجا چ برسه تو مهد

سلام خوبی حالا یه پیشنهادی داده اگر یوقت هم بیش فعال باشه داروه میتونه مصرف کنه

عزیزم اینا که دلیل نمیشه ببرش مطمعن شو

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۴ سالگی
نمیدونم من حساس شدم یا بچه بزرگ کردن واقعا این مشکلات رو داره.
چند هفته پیش مهراد رو چند جلسه بردم مهد. بعد از چند جلسه مربیش گفت مهراد چهاربار سطل آشغال رو خالی کرده. گفت به نظرم ببرید پیش روانشناس ببینید باید با چه تکنیکی باهاش کار کنیم هم شما از خونه و هم ماز از مهد. گفتم باشه.
جلسه بعدی که بردمش مهد گفت نمیخوام برم و اونجا هم که رفتیم، نموند اصلا! روانشناس گفت اگه سرکار نمیری الان هنوز زوده برای مهد بردن و در مورد زفتارای پسرمم که گفتم گفت باید ببری متخصص مغز و اعصاب. شاید بیش فعالی داره.
رفتیم پیش متخصص و اون روز مهراد داشت مطب رو به هم میریخت به همه چیز دست زد حتی رفت کامپیوتر دکتر رو از برق کشید و خلاصه دکتر گفت لازمه دارو بخوره چون بچه‌های اینطوری حرف زیاد می‌شنون و لراشون خوب نیست. اسیب می‌بینند. اینطوری خودشونم راحتترن.
حالا دوهفته‌ای هست دارو میخوره. دیروز رفتم دیدن مادرم که از کربلا اومده، مهراد بازم شیطونی میکرد و مامانم به شوخی گفت داروها رو‌اشتباهی شاید داره میخوره!
من ناراحت شدم واقعا. وقتی بچه دارو نمیخورد یک سره میگفتن چرا اینطوری میکنه، چرا فلان، خونه هم همینقدر اذیت میکنه؟! و کلا هبچکس حوصله نداشت حالا هم که دارو دارم میدم و واقعا روش تاثیر داشته باید بازم حرف بشنوم.
کاش میشد بچه‌مونو ببریم یه گوشه بزرگ کنیم دور از همه.
شما مادرید شما درک میکنید واقعا از این شرایط خسته شدم.
چند وقت پیشم نزدیک بود پسرم تلویزیون خونه مادرشوهرم رو بندازه، پدرشوهرم یه قشقرقی به پا کرد!
مامان فرشته های کوچک مامان فرشته های کوچک ۳ سالگی