ببخشید شاید حرف ناراحتتون کنه پیشاپیش معذرت می خوام ولی یه پدر ومادر بخوان ماهی دو هفته ای یه شب بیان خونه پسرشون فکر نکنم اینهمه حرف داشته باشه خودتم پسرداری عزیزم دوس داری در آینده عروست اینجوری باهات برخورد کنه فقط بگو کاش قبل اومدن با من هماهنگ کنید که آمادگی داشته باشم
میفهمم منظورتو
به نظر با شوهرت هناهنگ باشه اگه حرفتو میفمه
امروز یجور رفتار کنید انگار شوهرت یادش رفته به تو بگه و تو هم روحت خبر نداره قرار بوده بیان
و بهشون اینجوری بگو که شوهرم مشغله داره یادش نمیمونه به من بگه شرمندتون میشم اینجوری
دفه ی بعد به خودم بگین دارین میاین
چقدر بیشعورن اینجور خانواده ها اخه با این بچه ها امروزی باید یروز جلوتر خبر بدن شاید کار داشته باشیم خونمون بهم ریخته باشه یعنی چی اینکارا
انگار ک دخترمن زیذدست اون بزرگ شده ک ب اون رفته 😂
مادرشوهرمنم چندباره میخپادبیاد ب خالم میگه ب مامانم میگه😐نمدونم میخاد مچ منوبراتمبزی خونع بگبره چ مرگسه ک مامانمم سریع خبرمبده خونت جمع کن دااه میاد هربار تیرش ب سنگ خورده 😂خودش خیلیییی تمیزه خیلی حساسن ب تمیزی منم ی بار غیرمستقیم گفتم من ازمهمونی ک بیادتوخونم نگاکنع چیز تنیزه چی کثیف بدم میادهرکسی زندگی خودشه ب خودش مربوطه
بنظرمن ب شوهرت بگو ذفعه بعدبگه باخانومم هماهنگ کنین جون خونه دست اونه
توام مثل خودش باش یه ساعت قبل رفتن زنگ بزن پدر شوهرت یا مهمونی بگیر به بقیه بگو نه مادرشوهرت ببینه بده رفتارش
میتونی بگی خوب شد شوهرم زود ب من گفت که مامانم میاد وگرنه من یه برنامه داشتم خوب شد زود کنسل کردم و اینکه بگی پسرتون فراموشکاره بعضی وقتا یادش میره بگه مامانم میاد.ولی جدا ازین حرفا حالا چقد اصرار داری بهت زنگ بزنن نزنن بهتره صمیمیت زیادی ناراحتی میاره بعدا من خودم صمیمی هستم باید همه شوخی های جدیشون و تحمل منم
خدااااااروشکر من از این نعمت محروم شدم😂😂😂
فرقش چیه،؟؟؟
خانواده اونن با پسرشون راحتن
واقعا نمیفهمم خودمونم مادریم .خواهرشوهریم.زن داداشیم
بهتره سخت نگیری مشکل خانوادگی پیش نیاد
ولی عادیه ها خانواده شوهر منم همینجورین ...پدر مادرن دیگه سخت نگیر خواهر
مادرشوهرم اینا همیشه اینحوری میومدن.یهو میگفتن سرکوچتونیم داریم میرسیم.ببین انقد اذیت میکردن که نگو مثلا ساعت ۱۲ونیم میگفتن سرکوچه ایم .من باید تازه پامیشدم نهارگذاشتن.شامم میموندن.توجیحشونم این یود که نمیخواستیم تدارک ببینید چن بارک زنگ زدن گفتیم نیستیم خونه.چم کردیم واقعا رفتیم بیرون
بنظرت این کار مادروشوهرت از روی عمده یا بدون قصد به شوهرم میگه ( صرفا چون پسرشه و با اون راحت تره) ؟؟؟
خانواده شوهرمنم همین هستن نمیدونم چرا به شوهرم میگن دارن میان
بگو آقام سرش شلوغه از این ب بعد با من هماهنگ کنین
کلا من خودم روم نمیشه بگم
من خودم یهو برادر شوهرم با پسرش میان خونمون چون از زنش جدا شده بعضی وقتا نگهش میدارم برای غذا
با مادر شوهرم تو یه ساختمونیم اونا مثلا درو براش باز کنن در حد یالله میگه میاد خونه🙂
یا خود مادر شوهرم یه یالله میگفت فقط ولی از وقتی پسرم راه میره میترسم ک بره از پله ها بیفته درو قفل میکنم بهونه خوبی بود برام
ولی کلا خجالت میکشم
البته ک مادر شوهرم زن خیلی خوبیه رو صمیمیت اینجوریه
سلام عزیزم
بهش بگو کاش قبل اومدن با خودم هماهنگ کنید همینو بگی حرف پیش میاد و میتونی بقیه رو هم راحت بگی اصلا هم استرس نداشته باش با لبخند و آرامش
از دست این مادر شوهرا ...من که پاش بریدم کلا
منم خواهرشوهرم اينجوري بود قبلا
ولي شوهرم متوجهش كرد كه بايد با زن خونه حرف بزنه
يكي دوبار بهش گفت كه من برنامه خانومم رو نميدونم خودت زنگ بزن ببين بياي يانه
ب نظرم رک باش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.