۶ پاسخ

پسرمنم همسن پسر شماست
دقیقا همینه، هنوز درکی از موقعیت و زمان ندارند
مثلا پسر ظهرا نمیخابه از صب تا اخرشب بیداره اگررررر این وسط من ظهر بخابم هر پنج دقیقه یبار میگه مامان مامان خوابی؟ مامان گرسنمه. مامان من رفتم دستشویی، 🤦منم از اونام ک با کوچکترین صدا بیدار میشم و خوابم نمیبره دیگه

پسر تو باز خوبه میذاره میخابی من چشامو ببندم پسرم دیوونه میشه اصلا نمیذاره بخابم

میخاستم بگم بزرگ بشه خوب میشه
اما یادم اومد دخترم 14 سالشه ی بار سرم درد میکرد گفتم بچها سرو صدا نکنید من بخوابم گفتن باشه همین که خوابیدم دختر خانم 14 ساله اومد یالا سرم بیدارم کرد اینقد گفت مامان مامان گفتم بله مامان گفت سرت خوب شد گفتم مامان جان چرا بیدارم کردی چشام هنوز گرم نشده بود که

اقتضای سن هست...ولی من چشمام پاره میشه از خواب نه می‌زاره بخوابم و نه میخابم😥🤕

سنشون سن قشقرقه.حالا تو میگی کوجیکه بیدارت کرده پسر همسر من که ۱۱سالشه اصلا حالیش نیس هی میاد بیدار میکنه امروز دوبار بیدارم کرد اینقدر اعصابم خورد شد گفتم واقعا نفهمی ک صدهزار بار گفتم نکن بازم انجام میدی

همشون تواین سن اینجوری هستن
بازخوبه شما میتونی خودتو کنترل کنی من که همش اعصاابموخوردمیکنه دارم سرش داد میزنم 🥺

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
پسرم‌دیگه دیوونه کرده منو اصلاااا انگار منو دوست نداره با من مشکل داره، نصفه شب بلند میشه گریه میکنه که میخوام پیش بابا بخوابم بعد جای ما از لحاظ جلو کولر خوابیدن جوریه که من وسط میخوابم همسرم گرمایی هست کنار تر جلوی کولر می‌خوابه من اگه جلو کولر بخوابم مریض میشم حسین هم بخواد بخوابه پیش باباش مستقیم جلوی کولر هست یکی دو شب جیش کرده تو شلوارش، دیگه شبا پیش باباش می‌خوابه خوابش که برد جا به جا میکنم خودم میخوابم پیشش نصفه شب بلند میشه مسخره بازی و گریه که میخوام پیش بابا بخوابم من حتی اگه برم یه اتاق دیگه جدا بخوابم براش مهم نیست عین خیالش نمیشه ولی باباش نباشه غوغا میکنه، نمیدونم چیکار کنم احساس میکنم میگم نکنه برام دعایی چیزی نوشتن که این بچه اصلا باهام خوب نیست، حتی تو طول روز باباش باشه من برم چند ساعت نباشم اصلا نمیگه مامانم کجاس، ولی باباش تا میاد تکون بخوره دنبالش میدوئه میره😭😭😭خوابشم که بدتر حتما باید یه دو بخوابه که تا صبح خواب باشه دیشب یازده خوابیده از ساعت ۴ بیدار شده مسخره بازی شروع کرده😔😔😔😔😔

فرزند پروری پوشک شیرخشک زایمان طبیعی تب استامینوفن مدرسه کلاس اول
مامان فندق کوچولو مامان فندق کوچولو ۵ سالگی
امروز رفتم پارک با پسرم ولی برای اولین بار با یه خانم دعوا کردم: پسرم یه مقدار بازیگوشه مخصوصا وقتی میریم بیرون ، توی پارک هم دوس داره با همه بازی کنه و میره دنبالشون بعضی بچه ها هم مخصوصا دخترا دوست ندارن و همش میگن که چرا میای دنبال ما و پسر منم عصبانی میشه یا هی میره دنبالشون اونام دعواش میکنن. مدامم بهش گفتم با کسی دوس نداره باهات بازی کنه بازی نکن ولی گوش نمیده باز میره میخواد بازی کنه. امروزم یه دختری که حدود ۹-۱۰ سالش بود بهش خورد بعد فرار کرد سمت مامانش پسرم هم رفت دنبالش به حالت هل دادن ولی خیلی یواش به دختره زد و تا من برسم بهش دیدم مامان دختره سر پسر من که کوچیکه با صدای بلند داد میزنه که چرا دختر منو هل میدی و داد و بیداد میکرد سرش پسر منم نشست زمین گریه کردن منم رسیدم عصبانی شدم به زنه گفتم چرا سر بچه داد میزنی گفت چون دختر منو هل میده گفتم هرچی میخواستی بگی به من میگفتی نه سر بچه کوچیک . دست بچمو‌گرفتم بردم دعواشم کردم که چرا هل میدی و …
هنوز اعصابم خورده که چرا بعضی بزرگترا متوجه نیستن که با بچه کوچیک چجور حرف بزنن و حتی بچه هایی که بزرگترن هم درکی ندارن نسبت به بچه های کوچیکتر. من خودم همیشه به پسرم تذکر میدم اگه کار اشتباه کنه یا یا ببینم با بچه ای درحال دعوان میرم باهاشون حرف میزنم حتی اگه اونا مقصر باشن میگم باهم قشنگ بازی کنید هیچوقت دعواشون نمیکنم چون میگم اونا هم بچه ان.ولی بعضی پدرمادرها اصلا انگار نمیتونن به بچه ها بگن با هم تعامل کنن تازه از بچه ها بدتر رفتار میکنن و انگار فقط بچه اونا بچس برای بقیه انگار نیست.
نمیدونم کارم درست بود یا نه اعصابم خورده هنوز . باید چیکار کنم؟؟
مامان طاها و نورا مامان طاها و نورا ۳ ماهگی
خانما ، من یه مشکلی دارم با پسرم ، شاید باورتون نشه ولی پسرم به من حسادت می‌کنه ، خیلی شدید باباییه ، با این که وقتی کار اشتباهی می‌کنه باباش باهاش برخورد می‌کنه ولی من بیشتر وقتا در برابرش کوتاه میام اما یه وقتایی یه جوری باهام برخورد می‌کنه انگار نه انگار که من مامانشم انگار دشمنشم ، مثلا بیرون بودیم ، چند تا عکس ازش گرفتیم یهو به شوهرم گفتم اینجا وایمیسم یه عکس تکی ازم بگیر اینقدر عصبانی شده میگه نمی‌خوام مامان عکس بگیره باید فقط از من عکس بگیری ، دیروز رفتیم بازار برای خودم یه کفش بگیرم ، اولش که میگه تو که کفش داری چرا میخوای کفش بگیری ؟کلی تو مغازه بد خلقی کرده اونم باباش بهش گفت چرا اینجوری می‌کنی وایسا تا مامان خریدشو بکنه بعد میریم دیگه تحمل کرد وقتیم خریدم بهم میگه خیلی زشته ، باور کنید قبلش برای پسرم یه لباس دیدم با این که نیاز نداشت گرفتم بعدش یه اسباب بازی خودم دیدم گفتم نگاه از اینایی که دوست داری وایسادیم براش گرفتیم نمی‌دونم چرا نسبت به من این‌قدر بده ،بعضی وقتا دلم میخواد گریه کنم ،نمیدونم چی کار کنم درست بشه 😔
مامان محمدوفاطمه مامان محمدوفاطمه ۵ سالگی
امروز پر از احساس شرم اضطراب ترس نگرانی شده ام اصلا فک میکردم اینجوری بشه ولی یه دفعه همه اصطرابایی ک باهاش کنار اومدم همش باهم دوباره سرم هوار شد
امروز نوبت دکتر پای پسرم بود کف پاهاش صافه رو به داخل خم شده از مچ ب پایین بعدش اول یه ارتوپد ک معرفی کردن گفتن خوبه پیدا کرده بودن نوبت گرفتم نگاه کرد گف زوده حالا باز میخوای مینویسم ببر چک بشه اسکن کنن بعد گفتم یکم استخونی شل و ول محکم نیس گف بله اصلا دلیل کف پاهاش کج بودنش همینه یه مکمل داد دوساعت و نیم تو مطبش بودم تا نوبتم شد پسرم سه سالشه بعد ادرس داد رفتم ی جا اسکن یه ساعت نوبت اونجا زمان برد موقع اسکن پسرم خیلی وقته جیش نکرده بود یه سری صفحه بود باید رو اون وایمیستاد دفعه تا وایساد جیش کرد سریع برش داستم دوتا قطره ریخت رو تاتمی اونجا نمیدونن من خیس عرق شدم از خجالت و هعی معذرت خواهی کردم وای باورتون نمیشه برخوردش خوب خداایی گف ایرادی نداره ببرش سرویس لباساسو دربیار حالا من شلوار برنداشته بودم فقط شلوارشو دراوردمو پاهاشو شستم با شورت و تیشرت بود چقد ک سر این یک سال دوسعتی ک منتطر بودم نوبتم بشه اذیت کرد