امروز پر از احساس شرم اضطراب ترس نگرانی شده ام اصلا فک میکردم اینجوری بشه ولی یه دفعه همه اصطرابایی ک باهاش کنار اومدم همش باهم دوباره سرم هوار شد
امروز نوبت دکتر پای پسرم بود کف پاهاش صافه رو به داخل خم شده از مچ ب پایین بعدش اول یه ارتوپد ک معرفی کردن گفتن خوبه پیدا کرده بودن نوبت گرفتم نگاه کرد گف زوده حالا باز میخوای مینویسم ببر چک بشه اسکن کنن بعد گفتم یکم استخونی شل و ول محکم نیس گف بله اصلا دلیل کف پاهاش کج بودنش همینه یه مکمل داد دوساعت و نیم تو مطبش بودم تا نوبتم شد پسرم سه سالشه بعد ادرس داد رفتم ی جا اسکن یه ساعت نوبت اونجا زمان برد موقع اسکن پسرم خیلی وقته جیش نکرده بود یه سری صفحه بود باید رو اون وایمیستاد دفعه تا وایساد جیش کرد سریع برش داستم دوتا قطره ریخت رو تاتمی اونجا نمیدونن من خیس عرق شدم از خجالت و هعی معذرت خواهی کردم وای باورتون نمیشه برخوردش خوب خداایی گف ایرادی نداره ببرش سرویس لباساسو دربیار حالا من شلوار برنداشته بودم فقط شلوارشو دراوردمو پاهاشو شستم با شورت و تیشرت بود چقد ک سر این یک سال دوسعتی ک منتطر بودم نوبتم بشه اذیت کرد

۱۰ پاسخ

تجربه ای نداشتم عزیز دلم ولی برای اون حسایی که تجربه کردی بیا بغلم🫂🥲

بزارید بچه ها رو زمین راه برن رو شن خاک سنگ بدون کفش از بچگی واقعا تاثیر خوبی رو صافی پا داره

عزیزم پسرمنم کف پاهاش صاف مچ پاشم رفته داخل بردم دکتر گفت ببر اسکن بردم فقط کفی نوشت گفت اون کفشا سنگینه بچه نمیتونه پاش باهاش راه بره کفی بهتره ولی زمان میبره تا خوب هم بشه حالا من کفی گرفتم براش منم خیلی دیر بردم دقیقا چهارسالگی بردم درحالی که باید همون یه سالگی یا دوسالگی میبردم

بعدش اسکن ک کرد گف چقد دیر اوردی این از ژنتیکه کل کف پا قرمز بود گف میدونی چرا دکترای ارتوپد بهت گفتن زود اومدی چون پسرت کیس عمله عملش دویست به بالا پولشه چرا نیاوردی زودتر گفتم اصلا نمیدونستم اینه اصلا کسی ندیده بودم گف میتونه بدوعه گفتم اره ولی ن زیاد میگ پام درد میکنه گف میپره گفتم دوتا پاهاش راحت باهم نمیتونه گف پادرد نداره گفتم گاهی میگ بهم گف تو اینو قبل از اینکه درد بگیره باید میاورد

اون کفشا رو اگه کوچیک شد اصلا دور ننداز ،خودشون با قیمت پایینتر ازتون میخرن

عزیزم انشالله هرجه زودتر مشکلش حل بشه . نگران نباش یا چندتا دکتر مشورت کن ببین نظرشون چیه

اون کفشی که به شما گفته ۱۲ تومن نهایت برای ۱۰ ماه اندازه پای پسرتون میشه دوباره پاهاظ رشد میکنه و باید یه جفت دیگه بگیرین

پسر منم کف پاهاش صافه دکتر به ماهم گفت چارش فقط عملهبرو بعد ۸ سالگی بیا من از ۳ سالکی تا حالا کفش ساق دار میپوشونم با کفی طبی هزینه هر کفی حدودا ۱۵۰۰ تا ۲ تومن میشه هر کفیم نهایت برای ۶ ماه میشه
شما هم همین کارو بکن

پیش چ دکتری بردی؟؟؟

ادامشو مجبورم اینجا بنویسم بعدش

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۵ سالگی
ما خونمون مورچه ریز یک ماهه زیاد میاد . امروز صبح رفتم دسشویی دیدم سه چهار تا مورچه خیلی ریز تو دسشویی هست حوصلم نیومد بشورم برن . پسرم همیشه میره دسشویی ی قطره میبینی میپاچه رو سرامیک جلوی کاسه . من ساعت 5 رفتم دوباره دسشویی دیدم رو سرامیک همون دور و بر ی قطره جیش پسرم و رو جیش پسرم یدون مورچه ریز هست و توی کاسه سه چهار تا مورچه خیلی ریز هست .
شستم رفتن اصلا یدون مورچه ام نزاشتم بمونه دور اطراف رو نگا کردم ببینم نمونه و خوب شستم .
دسشویی ما تقریبا بزرگه و ب پسرم گفتم اومد رفت رو سرامیک گوشه ک خشک خشک بود آب نخورده بود اصلا جیش کرد گذاشتم موند تا نیم ساعت اصلا خبری از مورچه نبود حتی یدونه .
ولی ده دقیقه پیش رفتم دیدم مورچه دو سه تا اومده باز
همونطوری ریز و خیلی فاصله داره با ادرار پسرم همین الانم دارم نگا میکنم اصلا اصلا نمیرن سمت ادرار فقط زیر در دسشویی تو ی جای نیم متری دارن می‌گردن برا خودشون با ادرار تقریبا یک متر فاصله دارن اصلا نمیرن سمت ادرار .
ب نظرتون با این گفته هام پسرم دیابت داره زبونم لال ؟ شما اطلاعی دارید در این مورد
مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی
مامان طلا🌸مکرومه باف مامان طلا🌸مکرومه باف ۵ سالگی
مامانا ما امروز خونمونو از مستاجر گرفتیم رفتیم برا تمیزکاری ک فردا اسباب ببریم واااای ینی چاره داشتم وسط خونه گریه میکردم طرف ی اتاق رو کرده بود اتاق پرنده انقد جیش پرنده ریخته بووووووود ینی یسالی نشسته بودن بخدا یبارم گردگیری جارو نکرده بودن پنجرها لایه ضخیم خاک دیگ من بغض کرده بودم شوهرم مامانم رفتن کارگر اوردن طفلکا از ۷ونیم تا همین الان فقط شستن ولی بازم تموم سرامیکا لک شده دیگ اخر شوهرم گف خونه رو گچ و رنگ ک کردیم کف خونه رو پارکت یا کفپوش کنیم خستم لهم دلم میخاد داد بزنم بحدا خونه منو ببینین همه رو خودم تمیز کردم ک تحویل بدم ی لک رو سرامیکا نیس ازبس طی زدم دستمال کردم بعضیا چجورین از بوی واتکس و جرمگیر موهای بینیم فر خورد گلوم میسوزه انقد دلم گرفته ک از یطرف جابجایی و جایی ک هیچکسو نمیشناسم تو شهر غریبم اینجا دوسال بودم اشنا شدم اما خب اونجا خونه خودمونه بزرگتره فقط اینک مستاجر تر زده بود تو خونه حالم خراب شد خیلی دعا کنین برامون بتونیم مرتب کنیم خونه رو گچ بدیم و کفپوش کنیم 🥲🥲
مامان ماهان و آوین مامان ماهان و آوین ۱۲ ماهگی
آخيش خدایا شکرت چه استرس‌ها که نکشیدم برا پسرم
پسرم الان 4 سال و 9 ماهشه از وقتی که از پوشکش گرفتمش جیشش رو همکاری کرد ولی امان از پی پی اوایل میرفت دسشویی خوب بود بعد چند ماه یهو شروع کرد به سرپا پی پی کردن و اندازه پشکل پی پی میکرد هر جا میبردم یه پشکل مینداختم تو شلوارش کسی متوجه نمیشد ولی من همش استرس کشیدم تو مهمونی بیرون خیابون چه روزای بدی بود پسرم هم یوبس بود همم سرپا پی پی میکرد همم اینکه به خودش زحمت نمی‌داد بشینه فشار بده کل روده اش تخلیه بشه چه دکترا که نبردم چه داروها که ندادم چه استرس ها که نکشیدم وای خدا نمیدونم چطور توضیح بدم چقدر سختم بود پسرم بزرگ شده بود 4 سال و نیمش شده بود ولی باز تو شلوارش پی پی سرپا پی پی

تا اینکه اومدم سه ماه پیش یه دوره شربت استئوکر بهش دادم خدا رو هزار مرتبه شکر از اون موقع پسرم رویاهاش نشست پی پی اش میومد فشار میداد کلا تخلیه اش میکرد الان نزدیک سه ماهه پسرم خوب خوب شده نه دارو میدم نه چیزی یوبس شم برطرف شد غیر میکنم اون همه یوبستش بخاطر سرپا بودنش بودنش بود که پی پی میکرد
شما نمیدونید چقدر خوشحالم که این سختی راه از جلوی راهم برداشته شد
مامان هلسا مامان هلسا ۴ سالگی
مامانا یه لحظه میاین ببینید من دوست دارم شوهرم پیشم باشه کمکم کنه با خودم میگم دنیا مگه چند روزه که بخوایم دور از هم زندگی کنیم سه سال رفتم شهر نزدیک محل کار شوهرم برام خوب بود اصلا ندونستم این سه سال چجوری گذشت سر یه چیز الکی که خودم راه انداختم باز هم اومدم داخل روستا که داخل خونه خودم باشم پسرم چهارده سالشه پرخاشگری میکنه اذیت میکنه.منم دائم شکایتش به پدرش میکنم دیشب ساعت دوازده بود گفت گرسنمه ما هم رفته بودیم خونه مادرشوهرم نون محلی درست کرده بود برای پسرم هم آوردم گفت گرسنمه منم آوردم براش گفت شکر میخوام منم نداشتم گفتم نیست پدرش هم خواب بود یهو بلند شد محکم با پاش زد داخل زانوم.منم سه و صدا.شوهرم بلند شد یه سیلی بهش زد‌در کل پسرم بی ادبه شب تا صبح پای گوشیه عصبیه منم گفتم به شوهرم هر روز برو وبیا.گفت نمیشه هوا گرمه خسته ام ماشین خراب میشه دیر میرسم سر کار.بهش گفتم لااقل یه بار پیش تو باشه یه بار پیش من.گفت باشه تا برم یه کم جمع و جورش کنم سری بعد بیام ببرمش.دو روز اونجاست روز سوم بعد از کارش،میاد خونه.فردا صبحش هم باز میره سر کار.در کل مرخصی نداره زیاد.الان دو ساله اومدم روستا.هی بهش میگم ببرش پیش خودت تا یه‌کم ادب بشه قدر بفهمه بهانه میاره تا دیشب که جلو چشمش بود ولی در کل اصلا این مسائل براش اهمیت نداره آخه آدم مهمتر از بچه اش هم مگه داره یا دخترمو دائم میبره پیش دختر خواهر شوهرم در صورتیکه اون یک بار هم تا به حال خونه ما نمیاد و وقتی با دختر برادرشوهرم با هم باشن اصلا به دخترم اهمیت نمیده تازه به گریه هم میندازتش.ولی اصلا باز هم قبول نمیکنه که خونشون دیگه نبرش.فرزندپروری پوشک پمپرز شیر خشک