سلام
مامان ها شما جای من بودید چکار میکردید ؟
من چند هفته است پسرم رو میبرم برای بدغذاییش گفتاردرمانی و...یه کم بهتر شده بود . جمعه رفتیم خونه مادرهمسرم بچه ها مخملک گرفته بودن بچه منم گرفته ، بدتر شده دیگه غذا نمیخوره . دفعه قبل ترش دوماه پیش ویروس اسهال استفراغ دوتامون گرفتیم افتادیم ،زمستان یه دور آنفولانزا گرفتیم هر دوتایی افتادیم یکماه خوب نمیشدیم و.....از وقتی پسرم به دنیا آمده تقریبا از ۶ ماهگیش هر دفعه میریم اونجا چون بچه ها با هم بازی میکنن بچه های خواهرشوهرم هستن و بچه های دور وبرشون ما این مشکلات رو داریم . دوستشون دارم ولی فقط برای مریض شدن پسرم ناراحتم . نمی دونم چکار کنم . اونها هم تقصیری ندارن ها مثلا این دفعه هنوز خودشون علامت نداشتن که بدونن مریضن ولی انتقال دادن مریضی رو ولی من دیگه نمیکشم . از این طرف هم پسرم مریض میشه چون مادرم نگهش میداره نگران بچه های داداشم میشم که خونشونن و....عملا اسیر و خانه نشین میشیم . یعنی ما یه دو روز میریم اونجا دوهفته اینجا خودمون رو باید قرنطینه کنیم . 😔

تصویر
۵ پاسخ

عزیززززم خوبی
انشالله ک جواب بگیری
میشع منم راهنمایی کنی دعات میکنم
دختر منم۳سال و ۶ماهشه
از۱۶ماهکی ک خیلی یهویی شیرک گرفتمش

به جای سینه
رو اورد به لقمه های تو دهنش
اونارو نگه میداره و میک میزنه
مثل پستونک میخوره

وقتی کشنه اس باشع نمیکنه این کارو یعنی مطمینم مشکل نداره تو بلعیدن
ولی برای ارامش این کارو میکنه

و همون تایمی ک لقمه رو میک میزنه یا دست یا پاهاشو میماله به یه چیزنرم
مثل پتو
یا یه براش ارایشی میزنه
به لبش


بنظرت چیکارکنم شهرمونم کوچیکع
گفتاردرمان خوب نداره
تراپی کودکم بردم یکم بهترشدع

خب نرو اونجا

میشه درباره گفتار درمانی و بدغذایی یه کم منو راهنمایی کنی؟

چه سخت واقعا منکه الان مغزم قفل شد با این تعاریف خواهر الهی خدا بچت رو مقاوم کنه نمیطه تقویتی بهش بدی اینجوری که عملا زندانی میشین

می‌فهمم چقدر سخته ها ولی این دورها رو بگذرونی بچه مقاوم میشه دیگه مهدکودک و پیش دبستانی و مدرسه اینجوری مریض نمیشه چون معمولا بچه هایی معاشرت زیادی با بچه های دیگه ندارن تو دوران مدرسه خیلی مریض میشن

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۴ سالگی
۲ روز بود رفتیم روستا خونه برادر همسرم همه خواهر برادر همسرم جمع بودن پسرم همون اول که رسیدیم گیر داد به روروئک یه بچه اونا هم مقصر بودن که قبل اومدن ما جمع نکرده بودن پسرم خودش را کشت ولی بهش ندادن منم بردمش بیرون براش ماشین خریدم ،داماد شوهرم اینا اینقدر به پسرم اخم میکنه وقتی نزدیک بچه اش میشه دلم میریزه ،فرداش اونها رفتن برای بچه شون ماشین خریدن گفتم بزارید تو ماشین که پسرم نگیره ازشون بیاید با ماشین بچه من بازی کنید بشکنه هم عیب نداره،یکیشون کرمش گرفت پسرمو برده بود تو ماشین بهش نشان داده بود پسرمم خودش را میزد من این ماشین را میخوام داماد شوهرم اینا هم میگفت به من ربطی نداره بچه شون گریه میکنه بچه شون ال و بل ،منم بهش گفتم تو ۵۰ سالته به جای لج انداختن بچه ها مدیریت کن که سر من داد زد ،منم ناراحت شدم به شوهرم گفتم چرا منو میاری که هر دفعه یکی از دامادها به من بی احترامی کنه شوهر منم ماسته،عمیقا دلم طلاق میخواد از دست پسرم هم خسته شدم خیلی اذیت میکنه
مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام خانومای گل... نمیدونم این چه داستانیه یعنی هر موقع که پسرمو میبرم بیرون یا خانه بازی فرداش از دماغم میزنه بیرون دیروز بردمش خانه بازی از صبح بیدارشده میگه گلوم میسوزه دلم درد میکنه دقیقا یه هفته پیش هم بردمش خانه بازی فرداش همین موضوع بعد بردمش دکتر گفت ویروسه نمیدونم این چه ویروس کوفتیه که هر وقت بیرون میریم بچه ی منو میگیره یعنی بچه های دیگه رو تو کوچه هر روز میبینم ماشاللههزار ماشالله سر حال و سرزنده دارن بازی میکنن و دست و پاهاشون همه کثیف و خیس عرق غبطه میخورم چرا بچه یمن اینجوریه... یعنی بیرون نبرمش مثلا خیر سرم میبرم حالو هواش عوض شه بدتر ببخشید این حرفو میزنم شرمنده میرینه تو حالم منتظرم دکترش بیاد ببرمش دکتر بخاطر گلو و دلدردش... اوففففف یعنی از صبح تا حالا زهرمارم شده انقد که این بچه غر زده نق زده گریه کرده داروهاشو که سری قبلداده بودو بهش دادم اصلا بگو یه ذره تاثیر من هر سری با دکترش باید قرار داد ببندم با این وضعیت.. والا به خدا گرفتاری شدیما... 🤦🏻‍♀️😖😥😮‍💨😮‍💨😮‍💨