این بچه اخرش منو میکشه از حرص این همه روز تلاش میکنم ک سرش داد نکشم صبور باشم تحمل کنم مادر خوبی باشم خیلیم خوب جلو رفتم
تاهمین یکم پیش ازصب خوبه ها کاملن عالیی هیچ گریه نق زدنی نداشت منم امروز چون ایده ای برا شام نداشتم گفتم وایسم شوهرم ک میخاد بیاد خونه یکم سیب زمینی سرخ کنم دیگ طوری ک اومد بخوریم سرد نشه دنیزم ک سیر بود فلن اینم بگم ساعت خواب دنیز ۱۲ ایناس
بعد اقا منتظر بودم شوهرم زنگ بزنه بگ ک میام سریع سیب زمینی هارو سرخ کنم تامیاد داغ بخوریم
تا اون لحظه این بچه هیچیش نبود کاملن عادی همین ک خواستم برم دیگ سیبا رو سرخ کنم این شروع کرد ی گریه ای ک نگم کلن دنیز از اون بچه ها نیس ک دور شدن از من رو فوری گریا کنه ها
همیشه مشغولش میکنم با وسایل کارام میکنم این سری اقا یجور وحشتناک شروع کرد گریع کردن نق زدن مگ اروم میشد بلند کردم بردم شستمش باز بود اخه
اوردم ببندم این مگ وایمیستاد یکسرع گریه منم دیگ چشام بستم اینقد جیغ کشیدم سرش ک نگم طوری ک همسایه اومد میپرسه چیزی شدا
ینی ی عااالمه جیغ کشیدم گلوم داره پاره میشه از بس حرص میخورم من جیغ میکشم اینم بدتر و بدتر گریه میکرد بابا پستونک میزاشتم دهنش اروم نمیشد بهش اب دادم بازیش دادم گوشی رو نشون دادم هیچجورع راه نمیومد اخرش گذاشتم توگهوارش خابید الانم هم عذاب وجدان داره رسمن سرویسم میکنه هم اینک واقن خستم واقننننن دیگ نمیکشم مغذم تعطیل شده دیگ اخه بچه از صب جیکت درنیاد تا بیام کاری کنم باید اینجوری کنی هیچوقت این موقع نخابیده عا ای خدا بهم صبر بده از خدم دگ متنفرم الان ایت والکرثی براش خوندم

۱۳ پاسخ

همه ی ما انسانیم و حق داریم خسته بشیم و کنترل شرایط از دستمون خارج بشه
ولی بچه ای که از صبح ساکت بوده رو نباید انقد سرش داد میزدی ـ
همتا همش از من آویزوونه و کم پیش میاد با وسیله ای خوب سرگرم بشه
شایددلش درد گرفته، گوشش.. یا ترسیده.. شاید نیاز داشته بغلش کنی و یهویی بروز داده و هزارتا چیز دیگه...

عزیزم حق داری خسته بشی
اما بیچاره از صب آروم بوده ک
چخبره اینقد جیغ میزنی سرش
در آینده بچه عصبی خواهد شد
منم گاهی از غرای طولانی دخترم خسته میشم
اما خودمو میزنم دور از چشمش
یا یبار محکم میگم هیس
گناه داره بچت

بچه انقدری آخه چیزی سرش میشه داد میزنی سرش؟ واقعا عجیبه، چرا بچه دار شدی خب؟!

عزیزم منم بچم همینطوریه تو هم حق داری خسته و عصبی بشی ولی داد زدنت سر بچه خیلی خیلی اتفاق وحشتناک و ترسناکیه برای بچه اگه بدونی چه اثر بدی تو روحیه‌ش و آینده‌ش میذاره و چه ترسی بهش وارد میشه هیچ وقت جلوش این کارو نمیکنی تو حق داری داد بزنی ولی اول بچه رو بذار تو اتاق بیا بیرون درو ببند بعد یه بالش بذار جلوی دهنت هر چقد میخوای داد بزن تا خالی شی اینجوری هم خودت خالی میشی هم بچه نمیترسه بعد برو سراغ بچه مطمئن باش اون چند ثانیه اتفاقی برای بچه نمیفته گریه کردنش تو اتاق تنها خیلی بهتر از شنیدن جیغای مامانشه و اینم بدون که بچه‌ها هیچ وقت بدون دلیل گریه نمیکنن قطعا بچه یه چیزیش بوده اون لحظه که گریه افتاده
یک بار این کارو امتحان کن ببین تأثیرش چطوره😉
امیدوارم حال دلت همیشه خوب باشه مراقب خودت و کوچولوی نازت باش این بچه‌ها امانتن دست ما☺️❤️

منم از آشپزخونه یه وقتایی داد میزنم اون توی هال گریه می‌کنه🥲🥲🥲بعدشم میام بغلش میکنم میبینم همه صورتش اسکه یه جوریییییی پشیمون میشم دلم میخواد بمیرم

عزیزم بچه من از صبح ک پا میشه گریه وحشتناک میکنه تا صبح بعدی.
ولی چه کنیم باید تحمل کنیم دیگه. خواستی داد بزنی ب این فک کن ک با داد زدن چیزی حل نمیشه

اشکال نداره تو هم آدمی صبرت حدی داره. خسته ای دست تنهایی تحملت کم شده دیگه. ولی اگه میدونی بعدش عذاب وجدان ولت نمیکنع سعی کن روی خودت کار کنی. شاید اون لحظه فقط بغل میخواسته یا یه چیز ساده تر. من وقتایی که پسرم گازم میگیره شدیدا عصبی میشم جوری که میتونم بزنم همه چیو داغون کنم ولی ۳۰ ثانیه چشامو میبندم نفس عمیق میکشم تا آروم بشم

درسته بچه ندارم ولی با تمام وجود حرفاتو درک میکنم چون تو بجه های خواهرام دیدم
فقط سعی کن سر بچه داد نزنی نزنی دلشون کوچیکه زود میترسن خودتم یجور اروم کن میدونم سخته ولی اروم باش تو بهترین مادر دنیایی مطمن باش
اینم یادت نره که‌همین ماها چقد تو حسرت نینی های مثل دنیزیم🥹😔تو حسرت یه بچه که وقتی بیرون بغل پدرومادرا میبینیم زن وشوهر چن ثانیه ای رو بچه زوم‌میکنیم😔

عزیزم تو مادرشی . اون جز تو پناهی نداره . چرا داد میزنی سرش ؟ ما خودمون خواستیم اونا رو به این دنیا بیاریم مگه به زور بهمون دادن .ممکنه مشکلی داشته که گریه میکرده حتی اگه بهونه الکی هم بوده کریه هاش اجازه نداری داد بزنی به محبت و امنیت تو نیاز داشته .. والا که شام همسر اونقدرا هم مهم نیست که به خاطرش سر بچه داد بزنی

ببین منم مادرم و یجاهایی کم میارم و اصصصصلا هیچکس حق نداره قصاوتت کنه چون همه ما این حس هارو تجربه کردیم و‌میدونم گاهی اوقات بچه چجور بد قلقی میکنه و دهن ادمو سرویس میکنه، ولی اون لحطه به این فکر کن اون بچه اصصصلا قصدش اذیت و ازار تو نیست و اصلا ازار دادن و بلد نیس و فقط بلده با گریه و بی قراری نیاز و حال بدشو ابراز کنه، من از وقتی بیشتر رو خودم دارم کار میکنم و این فکرو‌میکنم که بچم همه پناهش منم دیگه کمتر عصبی میشم و کارامو ول میکنم و اون لحظه اولویت فقط اروم کردن بچس

سخته واقن

میترسم چیزی بشه بااین داد کشیدنام😔🥺

اتفاقا تو خیلی مادر خوبی هستی،خب آدم کم میاره منم همینطوریم..یعنی وقتی میخام بخابم دیگ انقد ک دوتاشون روز گریه میکنن سرم بلا میارن شب تو گوشم صدای گریشون هست فک کن،ی وقتایی حس میکنم دارن گریه میکنم بیدار میشم ک شیر بدم میبینم خوابه مغز ادمو میخورن

تو مادری باید صبرتو ببری بالا با جیق زدن تو بچه آروم نشد بدتر ترسیده بچه اون لحظه ک میخای جیق بزنی ی لحظه چشماتو ببند لبخند بزن روحیه بچه اتو آینده اش بستگی ب رفتار ما داره

سوال های مرتبط

مامان 🩷دِنیز👶🏻 مامان 🩷دِنیز👶🏻 ۹ ماهگی
خانمااا بیاین توروخدا دیروز خواهر شوهرم وجاریم اینجا بودن بچه های جاریم خیلی شلوغن لامصبا دردسرن هیچی دیگ خونم مهمون بود دنیز تواتاق خابونده بودم توگهوارش بود بعد بیدار شده نگو این یکی از بچه های جاریم اومده تواتاق دنیز ک توکهوارس محکم مث وحشبا گهواره رو تکون میده تن تن خدشم...
بچه خواهر شوهرم دیده میگف تن تن تکون میخورد دنیز توگهواره ب جایی نخورداا ولی خیلی وحشبلنه گف تکونش میده طوری ک ب دیوای مبخورد گهواره درحالی ک دنیز توش بوده
هیچی دیگ همون لحظه دختر خواهر شوهرم اومد بمن گف اومدم دیدم مث خ...را داره گهواره رو تکون میده دنیزم تامنو دید شروع کرد گریه
ولی خیلی بد تکوتش مبداد تن تن انگار ک بچه با شدت اینور اونور مبشد مث ویبره

منم ی دعوای راه انداختم ن نپرسین دیگ مامانش اومد ب کتک حسابی زد این وحشی رو

الانم ترس افتاده دلم از هوش مصنوعی پرسیدم میگ دور از جون احتمال خونربزی مغذی یا تکون خوردن مغذ یا خون لخته شدن هس بدجوری ترس افتاده تودلم😫😫😭😭
مامان 🩷دِنیز👶🏻 مامان 🩷دِنیز👶🏻 ۹ ماهگی
خانمای ک از رفلاکس بچه سر درمیارین بیاین یدیقه
دنیز تا ۵ ماهگی اینا رفلاکس داشت دارو اوایل میدادم ک شدید بود بعدی فقط شیر خشک areمیدادم و باهمون بالانمیاورد خوب بود
بعد ک دیگ دیدم اصلن علائمی از بالا اوردن و اینا نداره دیگ بهش شیر معمولی دادم یمدت خورد ها قشنگ یماه فکر کنم خورد خوب
بعدش دوباره شروع کرد ب نخوردن شیر ب طور کلییی...اخه اوایل ام ک رفللکسی بود اینجوری بود حتی شیر ای آر ام نمیخورد با زور و گریه میدادم

باز الان یمدتیه اینجوریه یماهه اصلن نمیخوره توخواب میدم فقط توبیداری ینی اینقد گریه میکنه هلاک میشه نمیخوره شیر میریزم دهنش با سرنگ حتی اونم قورت نمیده گریه میکنه جوری ک هرراهی امتحان کردم انواع شیر ها شیشه...
ولی این انگار با شیر خشک کلن مشکل داره..
اینم بگم بالا نمیاره هااصلن شیر رو
گفتم بپرسم ازتون ینی ممکنه رفلاکس داشته باشه هنوز..؟؟
یا معدش یا گلوش جاییش مشکل داشته باشه هرچی دکتر میبرم میگم نمیخوره دکتر دیگ خبر نداره این بچه کلن نمیخوره هیییچ تمیخوره شیر
بزارم دهنش ۲ مک میزنه دیگ نمییزنه نمیخوره