تمام نظرات و خوندم و حرفت رو با پوست و جونم درک کردم هیچ کس جای هیچکس نیست ک درک کنه همه همدردی میکنن اما نمیدونن ک شما داری و رنج رو تحمل میکنی
چرا جدا نمیشی
ولی بنظرمن باهاشون خوب باش خیلی خوب انگار ک دخترخودشونی ببین اینجوری چطورباهات رفتارمیکنن فک کن مادرشوهرت مادرخودته اون موقع خیلی بهترمیشه اوضاع
عزیزم سنت کمه برای همین میترسی بزرگتر که بودی اونا از تو میترسیدن سن خیلی تاثیر داره اث
وقتی نمیتونی حذفشون کنی از زندگیت بپذیرشون قبولشون کن تا عذاب نکشی سعی کن خودتو جای اونا بزاری سطح شعورشون بیشتر از این نیست دست خودشون نیست شاید خودشون آگاه نیستن به اشتباه بودن کارشون
عین خیالت نباشه انگار اصن نیستن محلشون نده
منم جات بودم با اون ادما استرس میگرفتم
از چی میترسی که استرس میگیری؟ ببین از من به تو نصیحت داخل آدم حسابشون نکن چیکار میخان بکنن مگه
دقیقا مثل من
من پدر شوهرم نرفته بود نزدیک ۲۰ روز شام باهم بودیم ، راضی بودم بهش شام بدم ولی مادرشوهرم از شهرستان نیاد
مگه چی کار می کنن؟!
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.