۲۹ پاسخ

بهترین آدمای دنیا باشن
بهترین آدما دنبا باشی
نزدیک هم باشید چالش درست میشه از چشم هم میوفتید
بهترین کار اینه یا برید خونه اجاره کنید یا ورودی جدا کنید بفروشبد تو شهر خونه بخرید
یا به پدرتون نصف اجاره رو پرداخت کنید ک بده به خواهرت

من ۱۲ ساله باهاشون تو یک ساختمون زندگی میکنم اصلا اصلا نرو خوبیایی داره ها ولی بدیاش بیشتره به نظر من من حتی با دوستمم دعوا کردن در این حد دوستم نمیاد خونمون به خاطر اونا و... تو تربیت و همه چیز بچه ام کار دارن باز تا بچه نداشتیم بهتر بود الان به خاطر بچه تو همه چیز دخالت میکنن

اگه رفتی اونجا آرامش را از خودت گرفتی
یعنی من با این که اینکه راهم جدا بود از تو کوچه بالا راه داشتم مادر شوهرم از تو کوچه پایین راه داشتن ولی پنجره داشتیم تو حیاط شون
خیلی افتضاحه
سر زده میان خونت از همه چی خبر دار میشن شاید یه روز بخوای بخوابی یا با شوهرت تو قیافه باشی نمی‌زارن همش باید ادم خوبه باشی و نقش بازی کنی
خلاصه من که فرار کردم

عزیزم اگر میتونید اون خونه رو بفروشید جای دیگه بخرید مستقل زندگی کنید

خب شوهرت بگو خانه تو روستا بفروشه اینجا بخرین

نصف کرایه خواهرتو بده بابات تا بده بهشون

از کسی ک ده سال با خونواده همسر زندگی کرده بشنو خونواده همسر من اصلااااا اهل دخالت نبودن ولی بازم برگردم عقب نمیرم چون ب چالش خوردیم و از وفتی اومدم اجاره نشینی میفهمم زندگی و ارامش ینی چیییی

ن تورو خدا اصلا نرو کنار خانواده شوهرت منکه مصیباتا دیوار ب دیواریم مثلا من به بچم میگم این کارو نکن اونا بر لج من همون کار بده رو یادش میدن 😭اصلا بچم خیلی بی ادب شده دست بزن پیدا کرده قشنگ نابودن کردن تو تربیت بچه هرچیزی رو میدن بهش چ میدونم دهنی میدن هرکار میکنم بچم نره باز اینقد گریه زاری راه میندازه ک بره اونجا مجبور میشم بفرستم بره هوف خدایا منو راحت کن از اینا

حالا نمیشه دامادهای عزیز فکر خونه باشن نخوان پدر عروس دنبال خونه براشون بگرده خونه روستا از نظر من سخته کنار خانواده شوهر عزتت از دست میدی عذاب می‌کشی من تجربه نکردم ولی به نظرم هیچی استقلال و مستقل شدن نمیشه

تجربه دارم چون طبقه بالایی زندگی میکنم ورودیمون جداست ولی تا میخوام یه جایی برم زودتر از خودم میدونن یا بحث دعوایی داشتم میفهمن اصلان آزادی نداری مدام دخالت میکنن ونظر میدن بنظرم من که بهتره نری

نمیشه خونه روستاتون رو اجاره بدید
پولش رو بدی خواهرت البته همسرت اکر موافق باشه که اونم نمیشه درسته
وااااای با خانواده همسررررر ب هیچ وجه نشین اصلاااا اونم تو روستا که تا یه جایی میری همه دهن ب دهن میچرخه همه می‌فهمن حتی رفت وامدتم چک میشه توسط همسایه و خانواده همسرت
اصلا پیشنهاد نمیکنم بشین تا خودت بخری خونه ولی از دست خواهرت بگیر هرجوری شده برای بچهاش رفتنی دست پر برو وااااقعا سخته کرایه دادن وخرجی خونه تواین گرونی

ن تور خدا اصلا با خانواده شوهر تو ی جا نباش منم الان پنج ساله هستم از همه چی خسته شدم
هی همه میان می‌ره بچه منم تنها می‌مونه گریه می‌کنه آنقدر اذیت میشه باعث تمام بحث و دعوا ها با شوهرم هستن خیییلییی توقع دارن. از آدم
هر کاری کنی بازم هیچ کاری نکردی براشون
اونایی که دور هستن عزیزتر هستن
مثلاً همین امشب تولد پدر شوهرم بود شوهر کیک خرید بود مادر شوهرم گفت برادرت میخواست بیاد دیر کرد زنگ زدن نگرفت مادرش دیگه داشت از حال می‌رفت ی کوری بازی در اورد که نگووو
آخرش هم اونا اومدن به جاریم میگه کیک و تقسیم کن در صورتی که اصلا یادشون نبود تولد باباشونه
آخرش مارو چوس هم حساب نکرد
در کل بیخیال خواهرت شو بمون یا میتونین خونه اجاره کن نرو پیششون
حتی اگه فرشته باشن

من ۳ سال طبقه بالا مادرشوهرم بودم
وااااااای وااااای الان بهش فکر می‌کنم عذااااب بود
من خیلی آدم آرومی بودم ک طاقت آوردم
و اینکه زندگی تو روستا خیلی سخته

من موافق رفتن ب روستا نیستم

از اول دوری و دوستی
ما دقیقا همین جوریم
ی آب خوش از گلوم پایبن نرفته
هر کی هروقت دلش بخواد میاد و می‌ره
بچه م یکسره پشت سرشون گریه زاری
یا مادر شوهرم ساعت شش صبح جاروبرقی می‌کشه
یا ی وقتایی ک شاهان خوابه میان دم در صدا میزنن ، بچه منم به صدا ها خیلی حساسه
زود بیدار میشه و بیچارگی من با ی بچه بد خواب
دیگه دخالت و اینا ندارن برای من
ولی سر شاهان و اینجوری خیلی اذیتم

عزیز دلم من خودم مثل شما ی خونه توروستا زندگی میکنم اما کاش همون اجاره میدادم که در همسایگی خانواده شوهر نبودم تا دور باشی عزیزتری ولی اگه نزدیک باشی خارمیشی توچشم تو شهر اگه هستی میتونی کار کنی تفریح ورزش ولی روستا هر کاری انجام بدی بد بیاری میاری

خونه اجاره کن تا خواهرت هم چند سالی بیاد خونه بابات زندگی کنی حق و ناس نشه

من نزدیک شونم دیوانه شدم از من می‌شنوی اصلا نرو پشیمون میشی جایی ک ما زندگی میکنیم هم شهر شده ولی خوب امکانات زیادی نداره از شهر بری تو روستا خیلی اذیت میشی درسته آب و هواش بهتره ولی امکانات و تفریح صفر من افسردگی دارم روحیم داغونه

جون تو خونه بابات نشستی بهتر اینه اگه ۱۰ تومن مثلا کرایشه ۵ تومن بدی بگی بده به خواهرم برای کمک کرایه اش ولی جوری که حرف توش درمیاد ناراحت نشه

یه خونه اجاره کن از همه چیز سنگین تره
دور باش دوست باش والا هرچی دورتر بهتر

نهههههه اشتباه محضه من 4سال با مادرشوهر تو یه ساختمون بودم اصلا خوب نیس الان دوساله خونمون رو جا به جا کردیم تازه دارم میفهمم زندگی چیه

۶ ماه بودم پیر شدم

تا خواهرت چیزی نگفته اصلا نرو بعدا باز خودت اذیت میشی

چه موقعیت سختی

منم باهاشون تو یه ساختمون زندگی میکنم مشکل خاصی ندارم کاری نداریم بهم زیاد اگه بتونید روابطتونو کنترل کنید مشکلی پیش نمیاد اما چون تو روستاس اصلا به نظرم نرو زندگی تو روستا خوب نیست

چون شرایط خواهرتو گفتی یه کم پیچیده میشه
ولی تا جایی که میتونی نرو
خونه‌ ای که دارید و نمیتونید بفروشید؟

کلید بده خواهرت بره روستا بشینه 😂
خانواده شوهرت خوبن؟؟

من ک تجربه زندگی باهاشونو دارم اصلااااااا پیشنهاد نمیکنم اجاره بری بهتره

نمی‌تونید در جدا باز کنید؟؟؟
خانواده شوهرتون آدمای خوبی آن؟؟

سوال های مرتبط