سوال های مرتبط

مامان مَحیـــا🌼🦋 مامان مَحیـــا🌼🦋 ۱۷ ماهگی
گوشه ای از عکسای تولد دخترِ نازم🥹🧚🏻🌸

واقعا نمیدونم چی بنویسم فقط میتونم بگم خداروشکرررر بابت وجودت
قشنگترین هدیه ی خدا برای من
دیروز همش بغضی بودم
واقعا باورم نمیشد من یک ساااله که مامان شدم 🥲 هی بوسش میکزدم از صبح هی بوش میکزدم و هی اشک میریختم🥹
خدایی اینا چه موجوداتی ان انقد پاک و معصوم و انگار نووورن برای زندگی
هرچقد بیشتر اذیت میکنن جاشون تو دلمون بیشتر و بزرگ تر میشه❤️🥹🦋

به برکتِ وجودِ تو ، من مادر شدم🙂🩷
یک سال از سخت ترین و در عین حال قشنگترین روز زندگیم گذشت🥲
یک ساله که شدی همدم تنهاییام
یک ساله خاهری که سالها آرزوشو داشتم خودم به دنیا آوردم و الان برام شدی یه خاهر کوچولوووو🥹
صبح که کنارم چشمای خوشگل‌تو باز میکنی و سراغ اولین چیزی که میری منم و بیدارم میکنی و بهم لبخند میزنی دوباره یادم میاد که من مامان شدم و پناهِ یه موجودِ بی پناهم🥲
محیای مامان، لطفا منو ببخش که گاهی عصبی میشم ، خسته میشم یا کلافه میشم
فقط میخام بدونی که بودن تو بزرگ‌ترین لطفی بود که خدا در حق من کرد🙃
مامانِ تو بودن لذتبخش ترین لذتِ دنیاست برام🥹
تولدت مبارک قلب و جون و عمر من❤️
نور و برکت و نعمت زندگیم😍





پوشک شیرخشک شیردهی
بارداری
زایمان
سزارین
طبیعی
پریود
مامان پارسا مامان پارسا ۱۳ ماهگی
مامان آقا فرهان🧸⚽️ مامان آقا فرهان🧸⚽️ ۱۵ ماهگی
یک سالگی فرهانِ من 🤍🧸

یک ساله شدی پسرِ کوچولوی من…
یک ساله که با خنده‌هات، با شیطنت‌هات، با دست‌های کوچولوت و حتی با گریه‌هات، خونه‌ی من دیگه فقط یه خونه نیست؛ شده دنیای من. ❤️

فرهانِ من، تو نمی‌دونی توی این یک سال چند بار فقط نگاهت کردم و با خودم گفتم: «چطور ممکنه یه آدم این‌همه عشق رو توی یه دل جا بده؟»

از روزی که اومدی، من دیگه فقط «من» نبودم…
یه تکه از قلبم شدی که بیرون از سینه‌م راه میره، می‌خنده، بازی می‌کنه و هر روز بزرگ‌تر می‌شه. 🥹

شاید وقتی بزرگ شدی نفهمی مامانت با دیدن اولین دندونت چه ذوقی کرد، با اولین چهار دست‌وپات رفتنت چقدر قربونت رفت، برای هر تب و بی‌قراری‌ات چقدر دلش ریخت، یا چند بار شب‌ها فقط نگاهت کرد و خدا رو برای داشتنت شکر کرد…

اما من همه‌شون رو یادم می‌مونه.
تک‌تک لحظه‌های اولین سال زندگی تو رو، مثل قشنگ‌ترین گنج دنیا توی قلبم نگه می‌دارم.

فرهان جان،
تو فقط پسر من نیستی؛
تو قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی.
همون کوچولویی که با یک لبخندش می‌تونه تمام خستگی‌های مامان رو از یادش ببره. 🤍

امروز یک ساله شدی، اما برای من انگار یک ساله که خودِ زندگی دوباره شروع شده…

تولدت مبارک عشق کوچولوی مامان.
الهی همیشه سلامت، خندون و خوشبخت باشی و من تا هر وقت که خدا اجازه بده، کنار تو باشم و بزرگ شدنت رو ببینم.

یک ساله شدی فرهانِ من؛
و من یک ساله که عاشق‌ترین مامان دنیام. 🥹❤️🧸

تولدت مبارک پسرِ قلبِ مامان.
دوستت دارم، بیشتر از چیزی که کلمه‌ها بتونن بگن. 🤍
مامان پناه💖 مامان پناه💖 ۱۵ ماهگی
امروز تو یک‌ساله شدی و من هنوز باورم نمی‌شه چقدر زود گذشت… 🥹❤️
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار بغلت کردم و با خودم گفتم: «یعنی من واقعاً مامان شدم؟»
از اون روز به بعد، همه‌چیز برای من شد تو…

این یک سال با تو فقط بزرگ شدنت نبود؛
منم با تو بزرگ شدم…
با اولین خنده‌هات خندیدم، با گریه‌هات دلم لرزید، با تب کردنت هزار بار مردم و زنده شدم، با هر قدم کوچیکت ذوق کردم و هر شب که خوابت برد، چند دقیقه فقط نگاهت کردم و خدا رو برای داشتنت شکر کردم. 🥹

گاهی دلم برای اون نوزاد کوچولویی که توی بغلم جا می‌شد تنگ می‌شه…
برای دستای کوچیکت، برای بوی تنت، برای روزایی که تمام دنیات آغوش من بود.
ولی از طرفی، دیدن بزرگ شدنت قشنگ‌ترین حس دنیاست. ❤️

پناهِ مامان…
شاید وقتی بزرگ شدی اینا رو بخونی و نفهمی مامانت چقدر برای بزرگ شدنت گریه کرده و ذوق کرده…
اما بدون از همون لحظه‌ای که اومدی توی زندگیم، یه تیکه از قلبم برای همیشه مال تو شد.
تولدت مبارک قشنگ‌ترین دلیلِ مادر شدنم…
یک ساله شدنت مبارک، تمامِ دنیای من. 🥹❤️❤️
مامان رادمهر🩵👶🏻 مامان رادمهر🩵👶🏻 ۱۲ ماهگی
به نام قشنگ‌ترین اتفاق زندگی‌م… 🤍

رادمهرِ من،
پسر کوچولوی من، تمامِ جانِ من…

امروز یک سال از روزی می‌گذره که تو به دنیا اومدی و من برای اولین بار طعم مادر بودن رو چشیدم…
یک ساله که دیگه قلبم فقط برای خودم نمی‌تپه؛ یه تیکه از قلبم بیرون از وجودمه و اسمش رادمهره… 🥹❤️

پسرم، تو نمی‌دونی با اومدنت چه کردی با دنیای من…
تو اومدی و بهم یاد دادی می‌شه با یه لبخند کوچیک، تمام خستگی‌های دنیا رو فراموش کرد؛ می‌شه با یه آغوش کوچولو، آروم‌ترین آدم دنیا شد و می‌شه کسی رو بیشتر از خودت دوست داشته باشی…

شاید وقتی بزرگ بشی، اولین قدم‌هات رو یادت نیاد، شاید اولین تولدت رو به خاطر نیاری، اما من تا آخر عمرم یادم می‌مونه که چطور یک سال کنار تو بزرگ شدم؛ چطور با تو خندیدم، با تو ترسیدم، برای تو نگران شدم و هر روز بیشتر از دیروز عاشقت شدم…

من از خدا برای تو دنیا رو نمی‌خوام، پسرم…
فقط می‌خوام دلت هیچ‌وقت نشکنه، چشمات هیچ‌وقت از غصه خیس نشن و دنیا با قلب مهربونت، مهربون باشه… 🤍

کاش می‌شد تمام دردهای دنیا رو ازت دور کنم، کاش می‌شد همیشه جلوی تمام غصه‌هات بایستم و کاش می‌تونستم تا آخرین لحظه‌ی عمرم، پناه امن تو باشم…

رادمهرم، تو فقط پسر من نیستی؛ تو قشنگ‌ترین تیکه‌ی وجود منی… تو همون آرزویی هستی که حالا می‌تونم بغلش کنم و ببوسمش… 🫂❤️

امروز یک ساله شدی، اما عشق من به تو نه یک ساله‌ست، نه چند ساله؛ عشقیه که تا آخرین نفس باهام می‌مونه…

تولدت مبارک، پسرم؛
اولین بهونه‌ی مادر شدنم،
قشنگ‌ترین اتفاق زندگی‌م،
و ابدی‌ترین عشق قلبم… 🎂🤍🧸

با تمام قلبم،
مامانِ تو… ❤️🥲
مامان نیلا مامان نیلا ۱۳ ماهگی
یک ساله شدی نیلای من… 🥹🤍
باورم نمیشه همین یه سال پیش، یه کوچولوی ریزه‌میزه اومد توی بغلم و از همون لحظه، همه‌ی دنیام شدی.

این یه سال با تو برای من پر بود از همه چی…
از شبای بی‌خوابی و نگرانی، تا خنده‌های شیرینت، بغل کردنت، اولین دندونت، چهار دست‌وپا رفتنت و کلی لحظه‌ی کوچیک و بزرگی که دلم می‌خواست هیچ‌وقت تموم نشن. 🥹

ماه به ماه بزرگ شدنت رو دیدم و هر بار با خودم گفتم:
«مگه میشه این بچه از اینم دوست‌داشتنی‌تر بشه؟»
و تو هر بار جوابمو دادی و بیشتر از قبل دلمو بردی. 🤍

حالا رسیدیم به اولین تولدت…
آخرین ماهیه که هنوز می‌تونم بگم «نوزاد من»…
از فردا دیگه یه دختر کوچولوی یک‌ساله‌ای. 🎂🎀

نمی‌دونم این یک سال خیلی زود گذشت یا من انقدر محو تماشای بزرگ شدنت بودم که نفهمیدم چطور گذشت…

فقط می‌دونم از وقتی اومدی، یه تیکه از قلبم دیگه بیرون از خودم زندگی می‌کنه.
تو شدی قشنگ‌ترین دلیل خندیدن من، قشنگ‌ترین نگرانی من و شیرین‌ترین قسمت زندگی من. 🥹❤️

نیلای من،
تولدت مبارک دختر کوچولوی مامان.
آرزو می‌کنم همیشه سالم و خوشحال باشی، بخندی، شیطونی کنی و من هم همیشه کنارت باشم و تک‌تک بزرگ شدنت رو ببینم.

یک ساله شدی عشقم…
ولی برای من همیشه همون کوچولویی می‌مونی که یه روز گذاشتنش توی بغلم و زندگی من برای همیشه عوض شد. 🤍

تولدت مبارک تمامِ دنیای مامان. 🎂🩷
۱۴۰۵/۰۷/۰۱