سوال های مرتبط

مامان تیامیس🤍 مامان تیامیس🤍 ۱ سالگی
تو‌ اتاقش خوابوندمش دیشب واقعااا برای خودم سخت بود تا صداش میومد میپرررریدم اما میدیدم خواب خوااابه…منتظر یه گریه شدید بودم اخه ک چشم باز کنه ببینه نیستمو….
ساعت ده خوابوندمش ساعت دو یه بار شیر خواست رفتم تو تختش بهش شیر دادم اومدم دوباره یه بارم پنج صبح شیر خواست تو خواب دادم اومدم خوابیدم..تا صبح هی بهش سر زدم سنگین خوابیده بود
شیر شبش و هنوز نتونستم قطع کنم یکی دوبار طی شب شیر میخوره😬
گفتم الللللانه که با جیغ بیدار شههه!! صبح ک تازه خوابم سنگین شده بود یهو دیدم بالا سرمه میگه نی نی😂😂😂😂😂😂😂خودش بلند شده بود بدون گریه و اذیت استرس
واقعا متعجب شدم
عین خیالشم نبود جدا خوابیده
اخه خیلی بهم وابسته س…..منو باش چقدر کابوس میدیدم استرس داشتم عرق میکردم حتی شوهرمم ک خوابش سنگینه استرس داشت یهو اونم بیدار شد گفت خودش اومده گریه نکرده؟؟؟ گفتم نه نکرده🤣🤣
حالا من با صدای گربه های خیابون تو خواب میپریدم بیرون از اتاق کابوس میدیدم حتی خواب دیدم دخترم داره کبریت میزنه خونه‌رو در صورتی ک نه بلده نه تو خونه کبریت داریم😐😐🤣🤣🤣🤣
مامان همتا مامان همتا ۱ سالگی
خاطره از دیشب ک تا الان بیدارم🥴 ی خورده با جزییات هیجانی بگم سرگرم بشین😆. حالا شایدم چیز عادی بی خطری هم باشه ولی اون لحظه چون درست نمیدیدم ترسم چندین برابر شد.ساعت سه نیم دوتا دخترام خواب بودن نور خیلی کم از بیرون ب اتاق میتابید در حدی ک نترسن ولی روشن انچنانی هم نبود منم رمان میخوندم عینکم دراوردم ک کم کم بخوابم چون چشام خیلی ضعیف و تنبل وقتی نزنم چیزارو خیلی بزرگترتر و گنده تر از اندازه واقعی خودشون میبینم🤣🤣.... یهو حس کردم ی چیزی دستم چنگ زد گوشی پرت کردم دستم محکمم تکون دادم ی چیزی افتاده و تند سریع میرفت طرف کمدها دیواری چون چشام اصلا درست نمیدید تار بود .اون لحظه تو دید من انگار ی موجود عجیب غریب بود ک هم بگم شبیه مار کلفت ولی کوتاهتر بود هم شبیه سوسمار نمیدونم چی میدیدم اصلا انگار جدید بود یا تو ایران نبود😆 ی جیغ زدم سریع دختر کوچیکم ک کنارم خواب بود بغل کردم دویدم بیرون رفتم اتاق شوهرم اصلا هم حواسم نبودم که ی دختر دیکه هم دارم ک اونم رو تخت خوابه فقط کوچیک اومد تو ذهنم😅گهواره .شیرخشک پوشاک.زایمان.سزارین.رفلاکس.واکسن قطره .مولتی. تغذیه قد.وزن.18 ماهگی