۸ پاسخ

دختر من هروقت از خواب بيدار بشه و من كنارش نباشم گريه ميكنه

😂😂😂اره برای منم خیلی اتفاق میوفته

وای منم تو اشپز خونه درحال اشپزیربودم خانوم بیدارشدع بود نمیدونسم اومده بود پشت سرم یهو برکشتم دیدمش ترسبدم😅😬حیغ کشیدم خندش گرفت

من یه سری برگشتم برم بهش سر بزنم همین ک برگشتم دیدم پسرم افتاده رو زمین
تا پشت سرم اومده بود و متوجه نشده بودم

لعنتی😂😂😂😂

واسه منم پیش امده 🤭😂😂

😂😂😂

خخخخخ خسته نباشین دوتاتون

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۱ سالگی
سلام مامانا دخترم خیلی بهونه گیر شده و دائم نق میزنه و گریه میکنه البته دندونای آسیابشم داره بیرون میاد خیییلییییی اذیت میکنه از دویدن و بازی و شیطنت که عادیه تا زدن و مو کشیدن و نق و گریه و.... منم شوهرم دو شیفت سر کاره صبح میره ظهر میاد میخوابه بیدار میشه پا میشه میره سر کار تا شب ساعت ۱۱ که میاد خونه امروز دیگه به حد انفجار رسیدم تا اومد خونه زدم زیر گریه داشتم بچه رو میخوابوندم همه اش گریه میکرد نق میزد قبلشم یه دو ساعتی بود نق نق میکرد شیر خورده بود پوشکش تمیز بود ناهار خورده بود خیلی وقتم نبود بیدار بود دیگه هیچی شوهرم گفت بیا ناهار بخوریم داشتم ناهار میخوردم شوهرم گفت تازه فردا واکسنم داره بعد هر هر خندید دوباره من زدم زیر گریه گفتم برای تو که از بیرون میبینی خنده داره نه برای من هیچی دیگه لقمه تو دهنم بود دخترم با قاشق محکم کوبید تو سرم منم فقط قاشق چنگالو پرت کردم تو سفره رفتم تو اتاق نمیدونم اون خیلی اذیت میکنه نمیدونم من آستانه تحملم کم شده هر چی که هست رسما دیوونه شدم رفت(اینم بگم اولین بار بود انقدر زود رنج میشدم و به این اندازه نمیدونم چیکار کنم آستانه تحملم بره بالا بچه های شمام همینقدر اذیت میکنن؟)
مامان تیامیس🤍 مامان تیامیس🤍 ۱ سالگی
تو‌ اتاقش خوابوندمش دیشب واقعااا برای خودم سخت بود تا صداش میومد میپرررریدم اما میدیدم خواب خوااابه…منتظر یه گریه شدید بودم اخه ک چشم باز کنه ببینه نیستمو….
ساعت ده خوابوندمش ساعت دو یه بار شیر خواست رفتم تو تختش بهش شیر دادم اومدم دوباره یه بارم پنج صبح شیر خواست تو خواب دادم اومدم خوابیدم..تا صبح هی بهش سر زدم سنگین خوابیده بود
شیر شبش و هنوز نتونستم قطع کنم یکی دوبار طی شب شیر میخوره😬
گفتم الللللانه که با جیغ بیدار شههه!! صبح ک تازه خوابم سنگین شده بود یهو دیدم بالا سرمه میگه نی نی😂😂😂😂😂😂😂خودش بلند شده بود بدون گریه و اذیت استرس
واقعا متعجب شدم
عین خیالشم نبود جدا خوابیده
اخه خیلی بهم وابسته س…..منو باش چقدر کابوس میدیدم استرس داشتم عرق میکردم حتی شوهرمم ک خوابش سنگینه استرس داشت یهو اونم بیدار شد گفت خودش اومده گریه نکرده؟؟؟ گفتم نه نکرده🤣🤣
حالا من با صدای گربه های خیابون تو خواب میپریدم بیرون از اتاق کابوس میدیدم حتی خواب دیدم دخترم داره کبریت میزنه خونه‌رو در صورتی ک نه بلده نه تو خونه کبریت داریم😐😐🤣🤣🤣🤣