۱۰ پاسخ

حس مادری خیلی عجیبه واقعا

دقیقا من تحمل اینم نداره که تا سرکوچه با باباش بره مغازه درحالی که جوری سروصدا واذیتم میکنه که نگو

آره، من مهمون داشتم دو ماه پیش واسه تولد شاهان، به مامانم گفتم شاهانو از ظهر ببره تا من به کارام برسم عصر بیارش پیشم (شام هم خونه خودمون بود)، اصلا دست و دلم به کار نمیرفت، آخرش زنگ زدم گفتم ورش دار با خودت بیار اینجا مواظبش باش خونه رو بدون شاهان نمیتونم تحمل کنم

بله الان پس از یه گریه مفصل با صدای مامان زهرا کجایی از دستشویی اومدم بیرون چون فقط اونجا تنهام

منم همینم کلمو میکنه وقتی هست ولی وقتی نیست دلگیر ترینم 🫠

بله منم تا هست دلم میخواد بزنمش، تا نیس غصه میخورم که چقدر جاش خالیه

مثل من وقتی هس میگم کاش یکی ببره استراحت کنم وقتی میره حوصلم سرمیره میگم زودتربیاد

😂🤝🏻😂

دقیقا منم بعدش دلم تنگ میشه میگم اگه الان اینجا بود اینکارو میکرد ،یا یه چی میخورم میگم نیس بخوره

دقیقا .سخته دیگه بدون بچم نمیتونم بیشتر دو ساعت دووم بیارم

سوال های مرتبط

مامان سامیار مامان سامیار ۲ سالگی
#سونوگرافی #پوشک شیرخشک زایمان سزارین حاملگی بارداری

خانوما میشه خواهرانه کمکم کنین تا زجر نکشم بخدا خسته شدم از این رفتار خودم
شاید این اخلاقم بخاطر تک فرزندیم باشه خیلی وسواس فکری دارم
مثلا یه ساعت پیش پسرم قشنگ بازی میکرد یهو گفتم جیشش بو‌ میده وای عفونت داره انقد گنده کردم تا بستری بیمارستان پیش رفتم که تب کرده
😭خیلی اعصابم خورده از دست خودم
مامانم میگه این اگه عفونت داشت موقع جیش گریه میکرد یا بی قراری میکرد یچه سالم چرا اسم میذاری
یا مثلا عطسه کنه میگم وای خاک تو سرم سرما خورد
چون مامانمم شاغله کمکی ندارم همش تو استرسم
خیلی عمیق میرم تو فکر ،الان داشتم پسرمو میخوابوندم خودمم گریه میکردم که اینجوری برم پیر میشم
😭برم دکتر اعصاب قرص بخورم؟؟؟
حالا دوس داشتم یه بچه دیگه بیاریم😑میگففتم زنو شوهری تک فرزندیم بچمون تنها نباشه
یا مثلاااا این هفته قراره اسباب کشی کنم باورتون میشه به جز پسرم به هیچی فکر نمیکنم همش میگم نکنه مامانم خوب نرسه نکنه مریض بشه نکنه ویروس بگیره