۱۰ پاسخ

عزیزم😄😄😄 خدابهت رحم کرد که اون آمپولارو زدی عطیه

الهی 🤭 کامل پارس 🤣🤣🤣

مبارک باشه عزیزم خوش قدم باشن کوچوهات 😍😍♥️

مبارکه گلم 😍😍جوجه ها خوبن مرخص شدن؟؟؟

عطیه جانم ببین چه فشاری رو رحم و عضلات لگن تحمل کرده
دو قلو بودی اخه
دو تا بچه و جفت و کیسه آب و حساب کن
حالا اگه تک قلو بودی ۴۰ هفته رو هم رد میکردی
چه خوب کردی اون آمپول ریه رو زدی بخدا

عزیزم انشاالله که بخیر گذشت🥹❤️

مبارکه عزیزم،قدمشون خیر باشه❤️✨️

کامل پارس رو خوب گفتی😂🤣

عزیزم🥲🥹
خداروشکر

ای جان خداروشکر ک بسلامتی زایمان کردی عزیزم 😘
نی نی ها عجله داشتن بیان😁

سوال های مرتبط

مامان همراز🩷🎀 مامان همراز🩷🎀 ۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت یک
دیروز ینی ۱۳ تیر..۳۵ هفته و چهار روز بودم
من از هفته ۱۳ سرکلاژ شدم و تا آخر ماه ۸ استراحت مطلق بودم
تازه ده روزی بود فعالیت تو خونه رو شروع کرده بودم..ینی واسه زایمان نه ورزشی کرده بودم نه پیاده روی نه هیچی
دیروز از صب ک بیدار شدم انقباض داشتم ولی چون درد نداشتم و منظم نبود فک میکردم بچه خودشو سفت میکنه و توجه نمیکردم بهش
تا شب همینجوری گذشت..غروب یه کوچولو درد هم اضافه شد بهش منم ب شوخی ب مامانم گفتم فک کنم همراز قصد داره امشب ب دنیا بیاد🙂🙂
شب ساعت ۹ بود مامانم داشت سفره مینداخت شام بخوریم منم رو مبل دراز کشیده بودم داشتم با گوشیم بازی میکردم یهو شکمم دوباره سفت شد و حس کردم ی چیزی ازم ریخت😬😬
پاشدم نشستم گفتم مامان فک کنم کیسه آبم پاره شد
مامانمم بنده خدا شوکه شده بود چون حدود سه هفته دیگه زمان داشتم تا زایمان..تا پاشدم برم سمت سرویس که ببینم چی شده یهو یه عاااالمه آب ازم ریخت بیرون جوری که همه ی لباسا و اطرافم خیس شده بود
مامان سپهر مامان سپهر ۸ ماهگی
پارت دوم
از روز پنج شنبه تا جمعه بعد از ظهر ترشحات ادامه داشت و البته تکرر ادرار شدید داشتم یعنی ی لیوان آب میخوردم دسشویی بودم دو دیقه بعد به شوهرم میگفتم انگار ی شیلنگ وصله از معده به مثانه ام😅 بعد از ظهر بود که ببخشید داشتم لباس زیر عوض میکردم دیدم چند قطره آب ریخت تا پایین پام اهمیت ندادم گفتم حتما ترشحه و ادامه هم نداشت اما از 12 شب به بعد کم کم احساس میکردم هی دارم مرطوب میشم بازم گفتم ترشحه اهمیت ندادم اما استرس افتاده بود تو جونم خوابم نمیبرد یهو طرفای ساعت 3 ۴ صبح بود دیدم نه داره آب میچکه ازم و خیس میشم به شوهرم گفتم کیسه آبمه فکر کنم گفت بریم بیمارستان گفتم الان زوده میریم محل نمیذارن شبه منم دلم میگیره بذار صبح بشه پسرمم بفرستم مدرسه بعد(دل گنده ای دارم میدونم خودم😁)هیچی دیگه دوش گرفتم کارام و کردم و همچنان آب میومد و خیس میکرد😬 بعدم پسرم و راهی کردم و لباس پوشیدیم رفتیم زایشگاه که ساعت ۹ شده بود ماما معاینه ام کرد و گفت بله کیسه آبت ترکیده و باید بستری بشی زایمان کنی منم اندک دردی داشتم اما نه شدید خیلی کم هیچی دیگه ی کاسه آبم رو تحت معاینه ریخت و من گفتم خدایا مگه ی کیسه چقد آب توشه واقعا؟؟؟خلاصه بستری شدم و رفتم زایشگاه