۵ پاسخ

منم همینطورم
همین الان واقعا دارم دیوونه میشم

دختر منم همینه دیگ هممونو دیوانه کرد من مادرم پدرم خواهرم ۴ نفری درطول روز نمیتونیم نگه داریم همش جیغ میزنه مو میکشه گاز میگیره برای بیرون لج میکنه

پسر من یاد گرفته بالش میزاره زیرپاش میره رو مبل بلند بلند میخنده که ببین من اینجام ، بخدا نمیفهمم چطوری خودمو میرسونم بهش اونجوری که میدوعم سمتش فکر میکنه بازیه باز تکرار میکنه 😶😶

دخترمن دیشب دخترم فقط چهارساعت خوابیده اصلا خواب نداره روزاهم در حد نیم ساعت واسه اون خیلی اذیتم میکنه وفقط گریه میکنه وبهانه گیری میکنه

پسر منم خیلی شیطون شده اذیت میکنه نمیزاره کارامو بکنم 😑😑

سوال های مرتبط

مامان رادوین مامان رادوین ۱ سالگی
دوستان شبتون خوش یک چیزی خیلی اذیتم می‌کنه میپرسم ممنون میشم اگه شرایط مشابه دارین بگین می‌خوام بدونم من خیلی حساس شدم و اذیت میشم یا اینکه تو روند رشد بچه ها طبیعی ...!
قضیه از این قرار که من به شدت روی استقلال پسرم تاکیید دارم چون خودم مستقلم کاملا دوست دارم از پس خودش برمیاد یعنی خواب تنها و مستقل داره و روتینش کاملا اوکی تا قبل این که پدرشوهرمو ببینه اون دائم بغلش میکنه و هرکار بد و خوبی هم اجازه میده انجام بده و من که میگم نکنین به جای این که بگه اون کار بد میگه مامانت میگه اینکارو نکن واقعا حرصم درمیاد آنقدر دائم بغلش می‌کنه که پسرم تازه راه افتاده و شوهرم دیسک کمر داره بعد دائم باید تو خونه بغل خودم باشه چون پدر شوهر زبون نفهمم هی بغلش می‌کنه و تو جمع ها من دوست دارم رادوین با بقیه بچه ها بازی کنه و وقت بگذرونه این آقا آنقدر میاد دور و برش اصلا نمی‌ذاره با جمعیت اوکی بشه بنابراین وقتی اونا هستن نمیشه که این بچه اجتماعی باشه چون در کون همون هی گریه می‌کنه و صداش می‌کنه دیگه واقعا بریدم هر چی می‌خوام کمتر رفت و آمد کنم باز چون فامیلیم متاسفانه نمیشه و کلا اینجوری بگم ریدن تو تربیت من و من واقعا نمی‌دونم چه کنم چون صدبار گفتم اما انگار به دیوار گفتم ...! واقعا نگران بزرگسالیش هستم که اجتماعی نشه که مستقل نشه و خیلی چیزای دیگه که من روش حساسم
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
درباره بازی- ۷
چیکار کنم بچه ام خودش بازی کنه؟
البته بنظرمن برای بچه های زیر یکسال و کلا قبل راه رفتن، این امکان پذیر نیست‌.
بنظرمن بازی کردنم مثل خوابیدن یا غذا خوردن یه چیزیه که باید به بچه یاد داد.
حالا چجوری یاد داد؟ از اونجایی که بچه ها همه کارها رو با نگاه کردن یاد میگیرن، اینم با نگاه کردن و تقلید از ما یاد میگیرن. من خیلی وقتا خودم بازی کردم. برای دل خودم😅 و اون فقط تماشاچی بوده. یا خیلی وقتا به باباش میگم بیاد با هم بازی کنیم. دوتایی میشینیم توپ قل میدیم، دومینو میچینیم، من سوار ماشینش میشم باباش هلم میده😅
هم استراحت خوبیه، هم یجور وقت گذرونی دونفره
پسرمم نگاه کرده و یاد گرفته‌ با هرچیزی باید چجوری بازی کنه.
دومین نکته اینکه وقتی بچه مشغول بازیه حواسشو پرت نکردم. قربون صدقه رفتن، بوس کردن، یه اسباب بازی دیگه دادن، اینا همه باعث میشن نتونه بازی رو عمیق کنه. وقتی خودش با خودش سرگرمه اصلا کاریش نداشته باشین.
سوم اینکه صبح ها حتما یه ساعت باهاش بازی میکنم. قبل انجام کارهام. بعدش اون دیگه میره تو حال و هوای بازی و کاری به من نداره. دقت کردم هر روزی کارام بیشتر بوده و دیر پاشدم و نتونستم وقت بذارم، بیشتر بهم چسبیده
چهارم، وقت بازی وقت بازیه. وقت آموزش نیست. پس بذارین بهش خوش بگذره و مدام ازش بازجویی نکنین. این چه رنگیه؟ این چی میگه؟ این اسمش چیه؟...
و اینکه صبور باشین و بهش فرصت بدین. و اینکه هر روز مثه هم نیست. پسر من یه مدته یاد گرفته خودش بازی کنه. یه روز اصلا کاری بهم نداره، یه روز تمش باید پیشش باشم. کم کم بزرگ میشه و یاد میگیره. از این زمان با هم بودن تا میشه لذت ببرین و لحظه لحظه اش خدا رو شکر کنین بابت عشقی که توی دلتون گذاشته❤️