۶ پاسخ

دست پاهاش اوکی بودن؟؟

خوب میشه انشالله عزیزم نگران نباش
کدوم بیمارستان بودی؟
ادم میمونه دولتی بره یاخصوصی بااین چیزایی کدمیشنوه

به امید خدا صحيح و سالم مرخص میشه نگران نباش عزیزم

ای خدا مامانی اروم باش خدا بزرگه ایشالا صحیح وسالم میاد خونه نگران نباش

ایشالا زودتر حالش خوب بشه عزیزم

اینم از بیمارستان های خصوصی.... ان شاءالله که زودتر خوب شه نینی عزیزت و با دل خوش بغلش بگیری 🤲..

سوال های مرتبط

مامان دیارکوچولو 👼🤰 مامان دیارکوچولو 👼🤰 ۲ ماهگی
تجربه من از بیمارستان امام خمینی شهریار
بیمارستان عالی بود هم دکترا هم پرستار خیلی بودن همش میومدن بهت سرمیزدن وبه بهداشت بیمارستان خیلی اهمیت میدادن روزی سه چهار بار اتاق دستشویی تمیزضدعفونی میکردن
من طبیعی بودم چون یه روز دیرترازموعد رفتم بیمارستان کیسه آبم پاره شده بود ولی نه دردداشتم نه دهانه رحمم باز شده بودبهم سرم درد پمپ فشار زدن تقریبا ۴تا۵ ساعت موند هیچ علائمی از درد وزایمان نبود به همسرم گفته شاید تا فردا اونم به زور به دنیا بیاد چون بچه خودش تو شکمم سفت کرده بود قصد اومدن نداشت ولی چون بچه مدفوع کرده بود وبا کیسه آب مدفوع میومد مجبور شدن سزارین کنن
نه ازآمپول بی حسی چیزی متوجه شدم نه از دردزایمانم چندساعت بعدبی حسی یکم درد داشتم اونم چون عمل کرده بودم اثر بی حسی رفته بود ولی شیاف دادن راه رفتم دیروز که سومین روز سزارینم بود تا جایی ‌که تونستم کارامو خودم انجام دادم
ازهمون روز اول نشستم کم بیش میخوابم دستت مادر خواهرم درد نکنه خیلی کمک حالمن بهم میرسن
مامان هامین 🧸🩵 مامان هامین 🧸🩵 ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🟡
روز زایمانم بدون درد رفتم بیمارستان و گفتم که تحرکات بچه کم شده و بعداز nst و معاینه که دوسانت بودم ساعت ۸ شب بستری شدم . دکتر شیفت شبم خانم مساعد بود که گفتن برام آمپول فشار بزنن ، بعداز دوساعت دیدم دردی ندارم و به دکتر گفتم و اومدن چک کردن دیدن آمپول فشار رو تو سرمم نزدن 😐وهمین باعث شد شروع دردام با دوساعت تاخیر باشه ، ماماهمراهم اومد بالا سرم و بهم ورزش روی توپ داد و هر چند دقیقه‌ یکبار میومدن معاینم میکردن و شیاف گل مغربی میذاشتن برام.که تو یکی از معاینه ها کیسه آبم پاره شد
ساعت ۱۰ شب کم کم انقباضاتم شروع شد و همزمان ورزش هم میکردم. نزدیک ساعت ۱ شب فشارهام بیشتر و بیشتر شد و بهم گفتن که برم حالت سجده و همون موقع گاز بی حسی هم بهم زدن که حالم واقعا بد میشد و نفس کم میاوردم و هوشیاریم کم میشد ، شربت شیره و خرما میخوردم حالم بهتر میشد و دوباره میرفتم سجده. اومدن معاینه کردن دیدن ۱۰ سانتم و بردن اتاق زایمان و با چندتا فشار بچه به دنیا اومد و گذاشتن رو سینم و بعد بخیه زدن و شکمم رو فشار دادن که زیاد دردش رو متوجه نمیشدم . و حس سبکی بعدش خیلی خوب بود، توصیه ی من
به کسایی که میخوان زایمان طبیعی بکنن ، گرفتن یه ماما همراه خوبه که واقعا تو پروسه ی زایمان کمک می‌کنه 😊
مامان پناه
کوچلو مامان پناه کوچلو ۱۰ ماهگی
من خیلی خیلی زایمان بدی داشتم من به علت مسمومیت بارداری دکترم منو بستری کرد یه بیمارستان دولتی چون تو مازندارن به جز یه بیمارستان که دستگاه آن ای سیو داره من بستری شدم بودم خیلی بد بود چهل روز اونجا بودم خیلی حالم بد بود از نظر روحی بد اون صبح برام سونو نوشته بودن بیمارستان منو بردن سونو شکم لگن برام انجام دادن بد‌اومدم تو اتاق بیمارستان دیدم یکم شورتم خیس یکم درد‌دارم بد چون من از ۱۰شب قبلش نباید بابت یه آزمایش چیزی میخوردم تا ۱۰صبح اومدم بالا کارمو که انجام دادم صبحانمو خوردم یکم بی میل بودم به مامانم گف احساس میکنم شکمم کوچیک شده رفتم دشویی دیدم شورتم خیس به مامانم گفتم شورتم یکم خیس بود فکر کنم ترشح بد دیدم دردم میگیره ول میکنه هر دو‌دقیقه یه بار بد امن مامانم اومد بشینه رو تخت کمرمو ماساژ بده روتین دید کل پتو خیس کیسه آبم پاره شده بود من نفهمیدم درد داشتم بد اومدن دیدن دهانه رحم دوسانت باز سده بد سریع من چون سزارین میخواستم اونجام دولتی بود طبیعی میکردن شوهرم اومد ترخیص کرد منو رفتیم تا بیمارستان دیگ برسیم شدم ۵سانت دکترم گفت سریع بیارینش اتاق عمل که من روز دوشنبه ۲۱مهر سزارین شدم ساعت ۲ظهر