۲۳ پاسخ

من گفتم صیاد،شیرازی اگ بمیرم هم نبرین منو مزخرف‌ترین بیمارستان با کارکنان از دماغ فیل افتاده

اصلا بیمارستانای دولتی خیلی بدن خیلی ...حتی خدمت دهی شونم افتضاحه انشالله مسیر هیچ کس به اونجاها نخوره....دختر گلت زودتر خوبشه و برگردین خونه

عزیزم بچتون چند روز ان ای سیو بستری بود؟

امروز تولد آقا امام رضاست ازش خواستم ان شالله هرچه زودتر دختر نازتونو صحیح و سالم بغل بگیری عزیزم💐🙏🏻🎀

امیدوارم هم حال خودت هم حال نی نی خوب باشه عزیزم❤️
خیلی زایمان سختی بود واقعااا چقدر ناراحت شدم برات
صیاد لعنتی واقعا بیمارستان افتضاحیه🤦🏼‍♀️

آخی عزیزم چقدر درد کشیدی چقدر نامردن این دکترای بی وجدان که زور میگن باید طبیعی بیاری،بیچاره بچه چقدر اذیت شد😢
بنظرم هر مامانی که بارداره اگه هزینه بیمارستان خصوصی داره اصلا سمت دولتی نره،حتی همین طبیعی رو تو بیمارستان خصوصی بیاره خیلی خیلی بهتره.

عزیزم مبارکت باشه چشمت روشن ،ان شاالله قدمش پر خیر و برکت باشه....ان شاالله دختر گلت هم به زودی مرخص بشه ببریش خونه😍😘💋❤️⚘️

عزیزممم مبارکههه نینیت دنیا اومد گلم😍😍😍
من اصلا متوجه زایمانت نشدم
الهی که قدم دختر نازت پر خیر و برکت باشه براتون عزیزم🌸🌸🌸🌸🌸🌸
ارزوی سلامتی و شادی دارم

انشاللخ ک صحیح و سالم و زود بغلش میکنی میاد پیش خودت عزیزدلم

طفلی چ زجری کشیدی من تا پنج ماه کابوس زایمان ام میدیم بخدا

انشااله زودتر نی نی اتون بغل کنی و خلاص بشی از این بیمارستان

سر بچه اولم پاره ام کردن داغون یعنی شدن. خدا نگذره ازشون عین موش آزمایشگاهی باهات برخورد میکنن

انشالله زود نینیت هم بیاد پیشت صحیح و سالم بغلش کنی عزیزم،
یه سوال داشتم وزن بچه چقد بود ؟

الهی عزیزم... انشاالله نینی قشنگت صحیح و سلامت و زود میاد خونت 😍 ❤️

خدا لعنتشون کنه چقدر زجرت دادن😓
کثافت ها همون اول سزارین میکردن دیگه چرا جون بچه رو به خطر میندازن ، آخه چرا باید تو شهر شما بیمارستان خصوصی نباشه برای زایمان زودرس...😔

انشالا ب سلامتی بیاد پیشت و آروم بگیرید جفتتون❤️

خیلی اذیت شدی عزیزم..منم پسرم دو سه روز بستری شد و چون شهر دیگه بودیم با اون بخیه های سزارین میرفتیم هتل میموندیم..حس بدیه بچه ت پیشت نباشه..من هنوزم یادش میفتم اشکم در میاد ولی میگذره و زودی میاد بغلت..

وااایی🥲🥲چقدر برات سخت بوده دختر🥺💖💖
انشالله بسلامتی نینی جون هم ترخیص بشه و سلامت باشین همیشه

صیادشیرازی کشتارگاهه
حکیم‌جرجانی عالیه
من‌حکیم زایمان کردم خیییییلی خوب بود ۳۵ هفته و ۱ روز

انشاالله به زودی بغلش میکنی به شادی
خیلی سختی کشیدی واقعا 😔😔

انشالا ک هرکسی بارداره بسلامتی زایمان کنه و بچشو صحیح و سالم بغل بگیره‌
🥺

ان شاالله با سلامتی کامل بیاد خونه عزیزم نگران نباش اینهام میگذره گلم توکلت ب خدا باشه

دختر منم دو روز ان آی سیو بود و من بعد ترخیص سریع رفتم پیشش تو هم اگر شرایطش داری بمون پیش بچه

سوال های مرتبط

مامان آقا یونا مامان آقا یونا ۵ ماهگی
سریع حاضرم کردن برای سزارین سوند زدن درد و سوزش نداشت فقط من یکم حس ادرار داشتم که اولش طبیعی هست با برانکارد بردن اتاق عمل اونجا اولش یکم باهام حرف زدن بعد دکتر بیهوشی اومد ازم یکسری سوال پرسیدو گفت مریض کدوم دکتری و گفتم بعد بهم پوزیشن بی حسی موضعی زدن از سوزن بی حسی بگم که یکم درد داشت ولی همون یکی دو شب اول حسش میکردم الان نه
بعد ازم پرسید پاهات تا کجا.بی حس میشه بهم گفت همه چیز حس می‌کنه ولی درد نداری......
بعد بی حسی و زدن پرده سبز دکترا باهام صحبت میکردم به ده دقیقه نکشید آقا یونا بدنیا اومد منو بردن ریکاوری بعدش ای سیو پسرمم بردن بخش و بعداز بخش ان آی سیو.....
بعد از سزارین من بیست و چهار ساعت نباید از جام بلند میشدم بخاطر داروی سولفاتی که میگرفتم ولی بعدش خیلی درد داشتم برای بلند شدن بهم مورفین و کیوتین و سه تا شیاف استامینوفن زدن که میدونستم اینا زدن برای مسکن ولی چون کسی و اجازه همراه ندادن باهام خودم راه رفتم خیلی اذیت شدم ولی بخیه های خوبی زدن برام ..... درد هنوز دارم .....
مامان پاشا🧸 مامان پاشا🧸 ۱۰ ماهگی
تجربه سزارین در بیمارستان صارم
مامانا من ۸ساعت ناشتا بودم از ۶صبح رفتم بیمارستان دنبال کارای پذیرش و فیلمبرداری عکاسی
یک پک کامل واسه قبل عمل و یک پک کامل واسه بعد عمل بهم دادن هزینش ۹۰۰ تومن بود
بعدشم رفتم برای آزمایش ادرار و خون و چک گردن ضربان قلب بچه و فشار خودم ، بعدشم اومدن دنبالم و رفتیم اتاق عمل
بی حسی از کمر بودم و اصلا درد سوزن اسپاینال رو حس نکردم انقدر دستشون سبک بود 🤌🏽 جو اتاق عمل عالی بود و همه حسابی پرانرژی بودن جوری که اصلا استرس نداشتم
گذاشتن و برداشتن سوند هم واقعا دردناک نبود
ساعت ۱۰:۳۰ رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۰:۵۵ پسرم به دنیا اومد
همسرم اومد اتاق عمل و بند ناف رو برید تمام لحظه ها هم فیلمبرداری داشتم👀 بعدشم رفتم ریکاوری شکمم رو فشار دادن برای تخلیه خون و جمع شدن رحم که کاملا بی حس بودم و نفهمیدم هیچی
در آخر اومدم تو بخش ، پمپ درد داشتم و تا همین لحظه خداروشکر درد وحشتناکی نداشتم
از رسیدگی بیمارستان و پرسنل خیلی راضیم د به امید خدا فردا مرخص میشم❤
مامان کیان 💙 مامان کیان 💙 ۶ ماهگی
پارت 4..
نمیدونم چقدر طول کشید بخیه زدن تموم بشه با آرام بخش هایی که بهم زده بودن داشتم سنگین میشدم و خوابم میومد بدنم کاملا بی حس بود ولی می‌فهمیدم چند بار تو اتاق عمل شکممو فشار داد و بعدش منو بردن ریکاوری خیلی سرد بود و منم همچنان لرز داشت بدنم تو ریکاوری هم چند بار محکم شکممو فشار دادن ولی چون بی حس بودم درد زیادی رو متوجه نمیشم تا اینکه بعد یک ساعت بردنم تو بخش همش سراغ بچمو می‌گرفتم که دکتر گفت چون بچه نارس هست و منم آمپول ریه نزده بودم باید چند روز ان ای سیو بستری باشه خیلی گریه میکردم ولی خداروشکر میکردم بچم سالمه و همینکه میدونستم چند روز دیگه قراره ببرمش خونه بهم آرامش میداد...
توی بخش هم دو سه بار پرستار شکممو ماساژ داد که درد داشت و چون اثر بی حسی داشت می‌رفت خیلی محکم فشار نمی‌دادن خودشون..
ساعت یازده شب منو بردن بخش و تا صبح گفتن هیچی نباید بخوری همش نگاه ساعت میکردم زودتر صبح بشه بلند بشم برم بچه مو ببینم ساعت هفت صبح اومد اول سوند رو کشید من قبلش یه شیاف گذاشتم که وقتی میگه پاشو راه برو زیاد درد نداشته باشم.. سوند رو که کشید صبحونه خوردم و پاشدم که راه برم چون خیلی دستشویی داشتم..اصلاااا اونقدری که فکرشو میکردم درد نداشت یعنی توی تصوراتم دردش خیلی بدتر بود ولی برای من واقعا قابل تحمل بود..
رفتم دستشویی و بعدش رفتم آن ای سیو بچمو دیدم تا عصر که مرخصم‌کردن سه‌چهار بار رفتم پیش بچم ..