۵ پاسخ

به نام خدا خیلی میخوام مامان مدرنی باشم ولی گاهی فقط کتک کارو جمع میکنه

عزیزم اون رو نداری تو؟من یه روی آدمیزاد دارم یه روی سگ.خدا نکنه روی سگم بالا بیاد شوهرمم قفل میکنه🤣
بابا یه دادی فریادی بیشگونی درکونی ای میزدی.مبلو پایه مبل و.... به فنا رفت تو این گرونی

یا خدا... صبر ایوب برات آرزو دارم باز خوب مدیریت کردی من بودم الان ب زامبی تبدیل شده بودم

اخی چه موقعیت سختی چندتا نفس عمیق بکش😄
پاش چرا شکست؟

نفس هم همینه یه دیقه کار داری چنان میکنه کلا گیج و گند میزنی به همه چی !؟!

سوال های مرتبط

مامان حامی مامان حامی ۴ سالگی
سلام مامانا من پسرمو ۵ روزه مونده بود ب تولد ۳ سالگیش از پوشک گرفتم قبلش خیلیا بهم میگفتن زودتر از پوشک بگیرش پوشک گرونه نمیدونم عفونت میکنه زشته جلو بقیه ک‌ بچه با این سن پوشکه انگاری ک ۶ سالش بود بچم🤣البته منم قبل تر شروع کرده بودم ولی واقعا باهام همکاری نمیکرد یعنی من هرچی تقلا میکردم ک زود ب زود ببرمش دستشویی اون بیشتر مقاومت‌میکرد جوری شده بود این راه اتاق تا دستشویی رو تو بغلم مشغول یا کشیدن موهام بود یا چنگ زدن بدنم ک ب هر طریقی میخواست مانع بشه ک ببرمش دیدم اینطوری نشه هن خودش اذیت‌میشه هم من بماند حالا این وسطا گاهی ک دستشویی جیش نمیکرد از لج بازی میاوردمش بیرون تا شلوارشو بپوشم تو خونه جیششو‌ میزد.دیگ تصمیم گرفتم ب حرفای بقیه گوش ندم و صبرکنم ب موقعش تا اینکه بالاخره قبل تولد ۳ سالگیش تونستم از پوشک کامل بگیرمش فقط ۲ روز اول ی بار تو شلوارش جیش کرد ی بارم نتونست شماره ۲ رو کنترل کنه و تو شلوارش زد از اون روز تا الان راحت هم جیششو میگه هم شماره ۲ رو نیازم نیس زود ب زود برمش دستشویی امروز خودش ساعت ۷ بیدارم کرد مامان پی‌پی.نمیدونید چقد خوشحال شدم انگار تموم دنیارو یهم دادن یعنی من اورستو فتح میکردم اینقد خوشحال نمیشدم ک با گفتن پی پی این بچه خوشحال شدم.و این بود تجربه من
مامان قندکوچولو🙆🏻 مامان قندکوچولو🙆🏻 ۴ سالگی
امروز یه اتفاق خیلی بد واسه پسرم افتاد حالم از اون موقع بده هی اون صحنه میاد جلوی چشمم و حالم دوباره بد میشه 😞😞
بردمش دسشویی بعد گلاب به روتون پیپی داشت وقتی پیپی کرد من داشتم میشستم اونجایی که پیپی ریخته بود رو بعد پسرم عادت داره هی پامیشه میره یه طرف دیگه میشینه پیپی میکنه ، امروز نذاشتم گفتم همینجا فقط پیپی کن بعدکه کارش تمام شد موقع شستوشو پاشد رفت یجا دیگه بشینه یهو پشتش خورد تو دیوار و با سر و صورت پرت شد تو سنگ دسشویی و یه صدای خیلییییی بدی داد سرش و جیغش رفت بالا و خون از دماغش شروع کرد چکه کردن جیییغ میزد و گریه میکرد پیشونیش اندازه یه گردو اومد بالا و سیاه شد
منم همون موقع که این اتفاق افتاد حالم بد شد سرم سنگین و سِر شد و از شدت ترس گلاب به روتون شروع کردم بالا آوردن و دستو پام می‌لرزید
دیگه سریع با مامانم بردیمش بیمارستان و عکس هم گرفت از سرش گفت چیزی نیست فقط اگر بالا آورد باید ببریدش اسکن بشه
خیلی استرس دارم خیلی دارم دق میکنم از این قضیه 😭😭😭😭
مامان قندعسل
💕نورا💕 مامان قندعسل 💕نورا💕 ۳ سالگی
تجربه ی روز دوم از پوشک گرفتن:صبح از خواب بیدار شد بهش گفتم بریم دستشویی جیغ و گریه که نمیام و نمیخوام آخرش هم به شلوارش جیش کرد .خلاصه بهش گفتم بریم تو حیاط آب بازی گفت باشه تشت رو پر آب کردم بردم تو حیاط با اسباب بازی هاش یکم بازی کرد گفت گرمه بریم تو اومدیم تو حمام دیگه اونجا بهش گفتم خب جیش کن همینجا خلاصه ار تو حمام کم کم دوباره برگشتیم دستشویی هر نیم ساعت تا ۲ ظهر رفتیم دستشویی گاهی خودش میگفت گاهی خودم می‌بردم.ساعت از ساعت ۲ دوباره تا ۴ ۲ بار دیگه رفت بعدش خوابید تا ۶ ولی جیش نکرده بود به خودش دیگه ۶ بیدار شد بردمش دوباره ۷ گفت مامان جیش بردمش بعدش ۸ گفت دوباره بردمش بعدش هم ۸ و ۴۵ می‌خواستیم بریم بیرون بردمش.رفتیم بیرون ساعت ۱۰ دقیقه به ۱۰ گفت دستشویی بهش گفتم بریم خونه بعد دیگه ۱۰ رسوندم خودمو خونه بردمش جیش کرد بعدش باباش بهش هندوانه داد چشمتون روز بد نبینه از بعد هندونه هر یه ربع به خودش جیش کرد تو ۱ ساعت ۳ بار جیش کرد.
حالا بگید میشه امیدوار بود یا نه؟یعنی یاد میگیره؟