فک میکردم من فقط اینجوریم.... متاسفانه منم همینم
گاهی دوست دارم هیچ کس نیاد
خودمون باشیم فقط...
منم خانواده شوهرم خیلی رو مخمن
من یا پسرم هرجوری بشیم مادرشوهرم میگه بخاطری سزارین کردی اینجوری شدین
منم عزیزم همین جورم دلم میخواد ی جای زندگی کنم که خودم باشم و شوهرم و بچه هام اما متاسفانه متاسفانه خونمون خیلی شلوغه و پسرم اصلا تو خونه نیس همش تو کوچه هست ما سه خانواده با هم تو ی ساختمون زندگی میکنیم
افسردگی نیس ولی بعدزایمان خانواده شوهر توی مخ ادم هستن،من زایمان اولم اینجوری بودم چون اصلا رابطه خوبی باهاشون ندارم ،مریضن کلا الکی رقابت دارن،خداروشکر الان قهرم باهاشون سر این یکی نمیبینمشون😅🙈اگه مادرشوهرت درحالت عادی اعتمادتو داشت الان این حسو نداشتی،
طبیعیه
خونه بمون و اطرافیان رو یه مدت بپیچون یا بگو امروز حالم اوکی نیست. یا امروز کار دارم یا ازین جور بهونه ها
منم عین تو ام فقط دوست دارم بچم بغل خودم باشه احساس میکنم بغل هر کی میره اذیت میشه ، و واقعانم همینه ، موقعی ک گریه میکنه دوست ندارم از بغلم بگیرن چون احساس میکنم تو بغل خودم آروم میشه
نمیدونم چرا اطرافیان آنقدر بی درک شدن
خب یکم محترمانه بپیچونشون. آرامش خودت از همه چی مهم تره. نیاز نیست عذاب وجدان داشته باشی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.