شرح زایمانم
سلام خدمت همه مامانا
من تا چهل هفته تمام راهکارهای زایمان راحت رو رفتم یک ساعت ورزش داشتم
نیم ساعت پله نوردی یکساعت پیاده روی داشتم دمنوش ها رو هم میخوردم و رابطه و هرزگاهی نقاط فشاری ...
اما دکترم بهم گفته بود از آبزن و شیاف استفاده نکنم چون پلاکتم خیلی پایین بود
ریز درد داشتم که میومدم ورزش میکردم دردهام میرفتن و کلا دردهای کاذب داشتم
هفته ۳۹هم رفتم دکتر برام معاینه تحریکی کرد گفت دوسانتی با افاسمان سی چهل و گفتن اگه تا هفته بعد درد نگرفت یکشنبه تماس بگیر
دو روز مونده بود به چهل هفته که با دکترم روز یکشنبه تماس گرفتم گفتن فردا برم بیمارستان برای القا
صبح ساعت هفت رسیدیم بیمارستان تا کارای اداری انجام شه ساعت نه شد
ده بستری شدم معاینه کردن سه سانت افاسمان چهل پنجاه
تا ساعت دوازده درد خاصی نداشتم
اجاره ورزش دادن همزمان هم خرما و آبمیوه و شربت عسلم رو می‌خوردم که خیلی جون میدادن بهم
ماماهای بخش هم خیلی از آگاه بودن و ورزشام راضی بودن خیلی تشویقم میکردن که همه چیو می‌دونم و کمکم میکردن
دکترم ساعت چهار اومد معاینه کرد چهار سانت بودم و دردهام داشت شدت میگرفت انقباض شدید داشتم کیسه آبم رو زد و یهووووو خیلی دردهام زیاد شد تنفس ها اصلا برای شدت دردم جوابگو نبودن روی توپ ورزش میکردم رو تخت ورزش القایی میکردم حرکات پله نوردی اسکات میرفتم کلی ماساژم میدادن آب گرم میگرفتن

۳ پاسخ

خداروشکر مبارک باشه
منظورت شیاف گل مغربی هست؟
پلاکت چند بود منم پایینه نمیدونم بزارم یا نه ؟

عزیزم مبارکه ❤️
منم نسبت به سزارین وحشت داشتم رفتم طبیعی و 7 سانت ‌شدم و ضربان قلب بچه افت کرد و خودمم دیگه پیشرفت نداشتم سزارین اورژانسی شدم واقعاً اونی نبود ک تو ذهنم ساخته بودم اگه برگردم عقب همون اول میرم سزارین

ساعت هفت دکترم اومدن و معاینه کردن نه سانت بودم و افاسمان صد
اما بچه اصلا پایین نمیومد دکترم احتمال پیچیدن بندناف دادن و ضربان بچه یهو افت شدید کرد که دکترم دستور سزارین اورژانسی داد چون لایو سزارین خانوم آبادی رو دیده بود انگار میدونستم چخبرع خیلی آگاه شده بودم
آنقدر دردهام زیاد بود که درد سوند رو نفهمیدم بردنم اتاق عمل
متخصص بیهوشی برام اسپاینال زد
یکم احساس گیجی و منگی دا شتم از کمر به پایین رو‌هم اصلاااا حس میکردم برام اکسیژن گذاشتن و هر چی خورده بود بالا آوردم
ساعت هشت پسرم بدنیا اومد گذاشتن تو بغلم و من بهترین حس دنیا رو تجربه کردممممم🥲
دکتر گفت دست پسرم موقع ورود به کانال زایمان رو سرش بوده و بندنافم دورش پیچیده بود که نمیذاشت بچم بیاد پایین
من واقعا خیلی از دوره زایمان فیزیولوژیک و حیپا و زایمان راحت راضی بودم 👌👌
از کادر بیمارستان و دکترم خانم عسگری گل و ماما ها هم خیلی راضی بودم یه لحظه هم تنهام نذاشتن و رسیدگی عالی بود عالیییی👌
هزینه بیمارستان فقط با بیمه دانا سزارین اورژانسی شد سی میلیون
یچیزی هم بگم که مامانا اگه سزارین اورژانسی شدین اصلا نترسید نه سخته و نه خیلیییییییی اذیت میشید من نسبت به سزارین خیلی گارد داشتم اما الان نظرم عوض شد اگه سزارین به صلاحتون بود اصلا نترسید اصلااااا
من بعد عمل هم راحت جابه جا میشدم و درد خاصی نداشتم خداروشکر

سوال های مرتبط

مامان فاطمه نورا مامان فاطمه نورا ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
تو بارداریم خیلی پیاده روی داشتم خیلی زیاد چند روز هر دفعه پنج ساعتی پیاده روی میکردم با یه ماما آشنا شدم بهم ورزش داد با اینکه سی و شش هفته ورزش رو شروع کردم ولی خیلی مفید بود سی و هشت هفته معاینه شدم کاملا بسته بودم همون هفته بازم کلی پیاده روی کردم شیاف گل مغربی گذاشتم سی و نه هفته که شدم ماما گفت بیا معاینه تحریکی کنم رفتم مطب گفت دو سانتی برو پله پایین بالا شو بیست دقیقه بیا ببینم پیشرفت داری یا نه پله رفتم بعد چندتا ورزش داد انجام دادم همونجا تو مطبش باز معاینه کرد گفت سه چهار سانت شدی همینطوری ادامه بده برو خونه دردات خیلی شدید شد زنگ بزن من بیام باهم بریم بیمارستان ساعت پنج از مطبش اومدم بیرون ساعت هشت شب دردام پشت سر هم شدن خیلی شدید داشت گریم می‌گرفت رفتیم بیمارستان ماما خودم معاینه کرد گفت هشت سانتی رفتیم اتاق زایمان آمپول فشار زد و گفت دردت که گرفت زور بده بردم سرویس کمرم رو آب داغ می‌گرفت فول شدم همینطوری کنارم بود راهنمایی میکرد کیسه آبم رو خودش پاره کرد خیلی تهوع داشتم دائم حالم بهم میخورد می‌گفت حالت رو بد نکن زور بده و اینا خلاصه ساعت هشت رفتم ساعت ده زایمان کردم بخیه هم خوردم چون یبوست داشتم اگر یبوست نداشتم خیلی راحت تر بودم من خیلی راضی بودم ماما همراه خدا خیرش بده خیلی کمکم کرد
مامان مهراد مامان مهراد ۷ ماهگی
پارت یک تجربه زایمان:
۴۰هفته ۶روز زایمان کردم از هفته ۳۸دهانه رحمم باز شده بود
مرتب ورزش های زایمان فیزیولوژیک بوزیم و از هفته ۳۸انجام میدادم
و از هفته ۲۰هم ورزش های لگنی انجام میدادم ۲هفته آخر مرتب پیاده رویی داشتم به مدت ۱و نیم ساعت تا ۲ساعت و پله نوردی
هفته۳۸یک ساتن دهانه رحمم باز شده بود سر بچه کاملا داخل لگن فیکس شده بود
هفته آخر دهانه ی رحمم ۳سانت باز شده بود ولی انقباض نداشتم
برای چکاب جنین ساعت ۱۱رفتم بیمارستان آن اس تی گرفتن و معاینه. گفتن باید بستری شی تا شب زایمان میکنی
ساعت ۲ظهر بستری شدم درد نداشتم بهم یک چهارم یه قرصی رو دادن بعد رفت تا شش و نیم بعد از ظهر خواستن برام سرم فشار بزارن که قبلش معاینه کردن گفتن چهار ساتنی و زنگ زدن به ما ما همراهم تا اون بیاد. شروع کردم ورزش کردن ورزش هایی که بادم بود من اصلا انقباض و درد نداشتم مانا همراهم که اومد معاینه تحریکی انجام داد و باهام ورزش کرد. کم کم دردام شروع شد معاینه کردن گفتن شش سانتی و کیسه ابمو پاره کردن دردام شدت گرفت با کمک ورزش و دوش اب گرم بعد از چهل دقیقه فول شدم و احساس زور داشتم که رو تحت خوابوندنم گفتن زور بده. بعد از چند تا زور سر بچه دیده می‌شد که بردنم اتاق زایمان اونجا سه زورداذم بچه به دنیا اومد. قشنگ ترین لحظه زندگیم بود و بخاطر ماساژ پرینت ایی که از هفته ۳۷ انجام میدادم. بخیه های بیرونی فقط ۶تا بود
مامان آوین مامان آوین ۱۱ ماهگی
تجربه من از زایمان
من قبل اینکه زایمان کنم خیلی دوس داشتم طبیعی زایمان کنم سونو ۳۲ هفته رفتم گفت بچه سفالیکه دیگه سونو نرفتم مامای خصوصی گرفتم بهم ورزش داد و گفت پیاده روی کنم و اینکه دیگه لازم نیست برم پیش دکتر خودش منو معاینه کرد یه بار گفت لگنت خوبه بار دوم گفت بد نیس که کاش میرفتم دکتر هم معاینه می‌کرد سونو هم کاش ۳۷ هفته میرفتم من ورزش ها رو بعضی روزا انجام می‌دادم دیگه وقتی همه کارام رو انجام دادم روز بعد با ورزش و پله نوردی کیسه آبم باز شد رفتم زایشگاه اونجا معاینه کردن گفتن ۱ سانت بازه که مامای خودم آخرین بار گفته بود ۳ سانت بازه زنگ زدم بهش گفتم اونم با پرستارا صحبت کرد قرار شد ۴سانت که باز شد بیاد خلاصه منو بردن لیبر یه ماما اومد منو معاینه کرد هنوز درد نداشتم گفت اگه تا ساعت۱۲ دردات شروع نشن آمپول فشار میزنن دیگه ورزش بهم داد انجام دادم ساعت ۱۰ یا ۱۱ بود آمپول فشار زدن ساعت ۱۲ بود معاینه کردن ۴ سانت باز شده بودم زنگ زدن ماما اومد منم چون آمپول فشار زده بودن دردام شروع شده بود خیلی شدید بودن جوری که نم میتونستم بشینم نه ورزش کنم خلاصه ماما اومد معاینه کرد که من تازه اونجا فهمیدم معاینه چیه😑با هر سختی بود معاینه شدم چند بار ورزش هم خیلی سخت بود انجام دادنش که اونجا پشیمون شدم از انتخاب طبیعی کاش رفته بودم سزارین خیلی بهم گفته بودن نرو طبیعی پشیمون میشی گوش نکردم خلاصه بعد کلی درد کشیدن و معاینه شدن فول شدم که آخر معاینه کردن من چون بچه بجای سرش صورتش تو کانال بود دکتر کشیک اومد منو اورژانسی سزارین کرد اینطور من هم درد طبیعی کشیدم هم سزارین شدم ولی اگه برمیگشتم عقب اصلا زیر بار زایمان طبیعی نمی‌رفتم خیلی سخته
مامان جانا خانوم🐥🤰🏻 مامان جانا خانوم🐥🤰🏻 ۷ ماهگی
شرح زایمان ۳
شوهرم کارای پذیرش ک انجام داد با کیف بیمارستان اومد بالا و بهش گفتم بره خونه‌ ساندویچ الویه برام‌بیاره
۲۰ دقیقه ورزش میکردم یه ساعت روی تخت استراحت میکردم
انقباضم هم هر ۵دقیقه ۳۰ ثانیه انقباض داشتم
تا ساعت ۷صبح همین طور درد هارو با دم‌و بازدم تحمل میکردم
ساعت ۷ صبح ماما معاینه م کرد گفت دو سانت شدم
تصور خودم این بود با ورزش هایی که انجام میدم بیشتر شده باشه
ماما به دکترم زنگ زد و دکتر گفت بهم امپول فشار تزریق کنن سرم و بهم وصل کردن
ازشون پرسیدم امپول اپیدورال از چند سانت میشه استفاده کرد گفت ۶سانت رسیدی میتونی اپیدورال بزنی
شیفت ماما ها عوض شده بود
ساعت ۸و‌نیم صبح از ماما شیفت جدید خواستم معاینه کنه چون دردم‌بیشتر شده بود
معاینه کرد اما خیلی دردناک تر از معاینه های قبل بود
ماما گفت همون دو سانتی
ناراحت شدم با این همه درد شدید چرا پیشرفتی نکردم
همون لحظه دکتر اومد خیلی خوش برخورد بود
معاینه م‌کرد از ماما که کنارش بود پرسید تو چند سانت فهمیدی ماما گفت دو سانت
دکتر گفت ۴سانته دهانه رحم هم خوبه نرمه
با این حرف دکتر انگار دنیا رو بهم‌دادن خوشحال شدم
انگیزه م‌بیشتر شد
دردا بیشتر و بیشتر میشد یکی یکی با تنفس و ناله رد میکردم
تا ساعت ۹و نیم که دیدم دردا خیلی خیلی شدیده
به همون ماما گفتم ببین دردام بیشتر شده
تحملش سخت شد
...
مامان فندق مامان فندق ۱۲ ماهگی
پارت ۱
سلام مامانای منتظر نینی🥹❤️
من اومدم تجربه زایمانمو بزارم ...به امید اینکه کمکی کنه تا استرس و نگرانی هاتون کمتر بشه ..😬🫡
.............
خب از اول اوش بخوام بگم....
اولین معاینه تحریکی رو ۳۸ هفته و ۱ روز انجام دادم روز سه شنبه هفته پیش انجام دادم....
اولش خودم ۱ و نیم بودم که با معاینه رسیدم به ۲ سانت
معاینه تحریکی بعدی روز یکشنبه همین هفته بود که خودم ۲ سانت بودم و یا معاینه شدم ۲ و نیم ۳ سانت ....
من کلا مدلم جوری یود که درد هارو کامل حس میکردم و تشخیص درد زایمان برام سخت بود...
بعد معاینه اول ۱ روز درد داشتم کمر درد و درد زیر شکم داشتم که می‌گرفت و ول می‌کرد و قابل تحمل بود
بعد معاینه دوم درد هام شدید تر بود و کمر دردش خیلیی بیشتر به چشم می‌اومد و درد اون زیاد بود برام....
خب یکشنبه بعد معاینه تحریکی ....من ۱ ساعت کلاس ورزش داشتم که ورزش کردم ...بعدش رفتم یکم‌پیاده روی و بعدش رفتم خونه و استراحت کردم فقط، چون درد داشتم....درد هام تقریبا هر ۱۰ دقیقه اینا بود ...