عزیزم تو هم یه مادری که نیاز داری چندساعتی برای خودت باشی. وقتی میری میای میبیتی چقد روحیت شادتره چقد مادر بهتری هستی. بچت به یه مادر شاد نیاز داره. به نظره منم خودتو عذاب میدی. باعث میشه از هیچی لذت نبری. من وقتی میزارمش درسته فکرم پیششه اما عذاب وجدان ندارم سعی میکنم کامل از لحظاتم لذت ببرم
من اوایل این مدلی نبودم یه مدت اضطراب جدایی داشت درنبود من خیلی گریه میکرد منم سعی کردم کمتر تنهاش بزارم جدیدن خودمم وابستش شدم وبه نظرم اصلا حس خوشایندی نیست باید سعی کنیم به احساساتمون غلبه کنیم و پروبال ندیم چون خودمون اذیت میشیم
نه من اصلا اینطوری نیستم
خیلی راحت هر چند ماه یک بار پرنیانو میزارم پیش مامانو بابام و میرم سفر یک هفته ای
حالا بیرون رفتناس یک شبه هم که هرماه برقراره 🫠
انرژی میگیریم و میایم اون انرژی رو با پرنیلن قسمت میکنیم 🙂
منهفته ای دوسه بار دو سه ساعت میزارم پیش مامانا ، تو روحیهم خیلی تاثیر میزاره و حالم بهتر میشه
نه من از همون اول گذاشتمش پیش مادرشوهرم اون موقع که تازه به دنیا میومد در حد یک ساعت اما حالا تا ۵ ساعتم شده پیش مادرشوهرم بزارمش.واقعا بعضی وقتا کم میارم دلم میخواد تنهایی با شوهرم جایی برم تا دلم وا شه و دوباره بتونم با روحیه باز با بچه بازی کنم.البته من چون دانشگاه هم میرم مجبور شدم عادتش بدم که بتونه بدون من هم وایسه
نه من سخت نمیگیرم چون اگه منم تایمی رو برای خودم نباشم و افسرده باشم بچه بیشتر اذیت میشه
نه بابا من هی به خواهرش میگم چقدر خوبه هلین باهامون نیس راحتیم نه ؟
اونم میگه آره خیلی خوبه 😍🤣
حوصله داری اون جاش آمنه پیش مامانت برو تفریح دور دور
من یه روزکامل ازصبح تاشب بادوستام رفتم برغان.بااکیپ زنونه.پسرده سالم ودخترمم پیش باباش موندن.قشنگ یه انرژی گرفتم .دلم بازشد.بازهم کافه ای جایی بشه میرم بدون بچه ها.چون لازمه
منم همینم و اطرافیانم به شدت سرزنشم میکنن
واقعا همون عذاب وجدانی که میگی خفه م میکنه😓
اخ من اوا دو ماهش بود خونه مادر شوهرم بودم شب شیر خاست داشتم بخش شیر میدادم ک شروع کرد ورجه ورجه ناخن کرد تو چشمم ک چشمم درد گرفت چشمم رو با باند بستن منم خاب بودم وقتی پا شدم دیدم هیچکی خونه نیست منم زدم زیر گریه خونه مادر شوهرم اراکه و شوهرم و خونه خودمون شیراز ب شوهرم با شدت گریه جیغ ژدم ک اوا نیست ک شوهرم ب مامانش زنگ زده بود اوا کجا بردید نفس داره سکته میکنه اونقد گریه کرد اینا هم گفته بودن رفتیم بازار
منم اینطوریم عزیزم
من یادمه یه بار رادوین و گذاشتیم پیش خواهرم با شوهرم رفتیم موکت بخریم من تو ماشین انگار یه چیزی کم داشتم زدم زیر گریه گفتم دلم راد وین و میخواد
دقیقا منم همینم
من فقط تو این مدت کارن الان این سن رسیده
عروسی ..عزا...گردش ...کافه یعنی حتی جهنمم رفتم بردمش نه شوهرم اجازه میده ن خودم خوشم میاد بزارمش برم پی کارام
فقط یکبار که پام شکست ۳.۴ ماه پیش گزاشتم پیش مامانمم رفتم بیمارستان پامو گچ کردم برگشتم وای تو این دو ساعت یک سر داشتم بهش فکر میکردم و چقدر دلتنگش شدم
....ولی واقعا نباید خودمونو اذیت کنیم
ما هم انسانیم نیاز به تنهایی خلوتی داریم 😑
منم همین طور🥴
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.