۱۲ پاسخ

آخ...منم قراره این شب رو تجربه کنم...دکترم جمله ی قشنگی گفت بهم وقتی بهش گفتم من بچم کوچیکه...چطور ولش کنم برم بستری بشم بیمارستان...گفت تو داری بهترین هدیه ی جهان ینی برادر رو بهش میدی...خیلی هم باید ازت تشکر کنه و از الان یادبگیره محبت تو رو با یه نفر دیگه سهیم بشه...
انشالله که نی نی با استقبال زیاد دخترتون به سلامتی به دنیا میاد و یک دنیا عشق بینشون شکل میگیره

وقتی بچه یکی باشه طبیعیه این حسا. منی که بچه چهارممه و هدیه خداست، دختر و پسرام روزشماری میکنن برا دیدن آبجی کوچولوشون. واقعادخواهربرادر بهترین هدیه است به فرزند

منم همین حس مردنو داشتم ولی زایمانم طبیعی بود یهویی شد کیسه آبم پاره شد ۳۴ هفتگی دیگه عجله ای رفتم بیمارستان نشد به خوبی پسرمو بغل کنم همش موقع زایمان به پسرم فکر کردم چقد گریه کردم ک اگ بمیرم پسرمو یه دل سیر بغل نکردم. خواستم بگم اصلا نگران نباشی به خوبی زایمان میکنی ان شاءالله

اره این فکرا طبیعیه منم موقعی که داشتم میرفتم بستری شم بغض داشت خفم میکرد اما به جاهای قشنگش فکر میکردم که قراره برای اولین بار پسرم خواهرشو ببینه و سعی کردم اون فکرای منفی رو دور کنم

والا شما مامانا عجب آدمایی هستین با بچه ی دوم بهش خیانت میکنی؟
تو اگه اینطوری فکر کنی به بچت چجوری توضیح میدی که بجای ناراحتی خوشحال باشه؟
بهش بگو خواهر یا برادر داره برات میاد و...
تو هم خودتو جمع کن منم بچه ی دوممو اوردم ولی کلی با دخترم خوشحالیم برای ب دنیا اومدنش

عزيزم منم همين حس داشتم
ولي انگار الان دو تا قلب دارم
دخترم بيش از حد تصور دوست دارم
پسرمم همينطور
نگاه هركدوم ميكنم همه دنيامن
نگران نباش

میگن طبیعیه این فکرا حالا نمیدونم من بااین فکرا چ کنم واقعا

شبا بیدارم و بش نگاه میکنم میگم بزار سیر نگاش کنم شاید یچیزیم میشه😔

بسلامتی انشالله منم اینجور فکر جدایی و خدایی نکرده اتفاقی برام بیفته و بی مادر بشه

منم فردا سزارین میشم
بچم کنارمه بیداره بهش نگفتم نمیبرمت
دیده من وسایل اماده کردم
اونم لباس اماده کرده برا خودش
مسواک گذاشته🥺🥹

منم خیلی فکر میکنم

عزيزم بسلامتي ان شاءالله زايمان كني برگردي خونه انرژي منفي نده به خودت

سوال های مرتبط