۹ پاسخ

خداانشاالله مشکلتون رو حل منه اما به نظر من الان سلامتی بچه ات از همه چی مهم تره یه بار بهش پیام بده یازنگ بزن با آرامش بهش بگو بچه رو بردی اما حواست بهش باشه خدایی ناکرده تب کنه متوجه نشی وبخوابی وخدایی ناکرده یه اتفاقی براش بیفته هم تو بدبخت میشی هم من هیچکسی هم نه برادرت نه هیچ کس دیگه نمیاد به دادمون برسه که خدایی ناکرده از جلوی مطب دکترها نجاتمون بده پس لج بازی با من رو با به خطر انداختن سلامتی بچه مون ادامه نده بگو الان بچمون مریضه نیاز به رسیدگی ومراقبت ودارو داره بگوحواست رو جمع کن ببین داری چیکار میکنی خدا بهمون بچه سالم داده سر لج بازی سلامتی بچه رو خطر ننداز عزیزم ببخشد طولانی شد نگران نباش اما این حرفها رو بهش بگو که لااقل حواسش به بچت باشه انشاءالله خدا کمکت میکنه یه زندگی آروم رو در کنار پسرت وشوهرت داشته باشی

اتفاقاً خواهر شوهرت میدونه که نقطه ضعفت بچته برا همین بردش یکم صبور باش. اصلا از خودت برا بچه پیشش ضعف نشون نده که برگ برنده رو میدی دستش . بالاخره یا شوهرت آدم میشه یا که طلاق میگری برعکس بهش بگو بچت برا خودت یکم بترسونش. فکر میکنی بچه بزرگ‌کردن به این راحتیه که از پسش بر بیاد

خیلی ناراحت شدم تاپیک هاتو خوندم از ته قلبم درکت کردم😭🥲

عزیزم نترس بچه تو الانه خیلی کوچیک دادگاه به تو میده پس نترس

بچه رو برده ک بخاطر بچه برگردی محکم باش بچتو دادگاه ب تو میوه تا ۷ سالگی-تحمل کن

حیف تو ک اینقد خوشگلی

واالا الان ابنقدبهش میرسه عذاب وجدان داره ک ازمادرش جداکرده

چرا ؟چی شده دوباره،

چرا عزیزم چی شده 😔😔😔

سوال های مرتبط

مامان «رادمهرنورچشمم» مامان «رادمهرنورچشمم» ۱۶ ماهگی