۸ پاسخ

پسر من بدترین نوع وابستگی را داره

دختر من الان بهش میگم جیغ میزنه که هیچ جا نمیام ثبت نام نکنی انقدر دوست داشتم بره کلاس نقاشی یا رقص ولی نمیره

منم از چهاردهم باید ببرم برای جدا سازی پیش دو تازه جایی ثبتنام کردم ک مدرسه نیست و فقط پیش یک و دو داره ، خدا رحمم کنه پسرم از اوناست ک دوست پیدا نمبکنه و بخاطر همین نمیخاد بره

برعکس دختر من اینجور جاها بره دیگه منو نمیبینه سریع با بچه ها جور میشه

پسر من ک وحشتنااک لجبازع و وابسته از روز اول اخرای ساعت انقد مهربونی کردن مربیا ک یخش باز شد و رفت کم کم سر کلاس . من بازی بازی هی بردمش گفتم بریم نیم کتا رو ببییم و بیایم
دوباره گفتم قایمکی بریم بچه هارو ببینیم هی میرفتیم و میومدیم تا دیگه قبول کرد رفت سر کلاس یه هفته هم موندم تو حیاط مدرسه تا گفتم حایزه برات میخرم و اینا تا گزاشت برم خونه دیگه .
فقط صبوری و خوش اخلاقی و تشویق به جایزه یا جشن یا هرچی دوس داره میتونه راضیش کنه فقط

روز اول طبیعیه خب

من روز اول مهد کلا تو کلاسشون بودم ولی اصلا ن نگا کردم ن حرفی زدم روز بعد خودش اجازه داد ک من برم خونه ولی چنتا دیگ بودن مادر رفت خونه بچه انقد گریه کرد روزای بعد کلا نیومدن

اشکالی نداره. مربیا باید کم کم راضیش کنن ببرن

سوال های مرتبط