۸ پاسخ

من دیگه به اینکه حق این زندگی نبود و مجردی نکردمو ... فکر نمیکنم چون فشار اوردن به خودت به جای اینکه حسرت بخورم ترجیح میدم همین لحظه ای که الان داخلشم لذتشو ببرم چون وقتی بچه های میناب و .. میبینم چقدر سخته مادره جیغ میزد میگفت یه روز قبل اتفاق بچم شانسی میخاست نخریدم گفتم درست خوب خوندی برات میگیرم بچه اش پر پر شده الان همون شانسی شده دق رو دلش
من ۳ بچه دارم و هر وقت ازیت میکنن و خسته میشم گریه میکنم ولی ناشکری نمیکنم چون شب تو بغلمن
من همسرم ازم دوره کارش عسلویه است و خودم برازجان تنهام و افتضاح سخته
بازم خداروشکر
لذتشو ببر حتی تو همین سختی چون میگذره و فقط تو می تونی این خاطره هاشون و لحظه هاشون به یاد بیاری
خسته شدی بغلشون کن خسته شدی آهنگ بزار ۲ دقیقه برقص نمیدونم هر چی حالت رو خوب میکنه ولی فکرای بیهوده نکن
بزرگ میشن

چند سالگی ازدواج کردی؟؟؟بچه اولت چند سالشه؟؟؟

من دیگه سختیه بچه م دغدغه م نیست . منو خیلی اذیت میکنن خونوادش. شاید یه تاپیک گذاشتم براتون تعریف کنم چ بلاهایی سرم دارن میارن . طبقه بالان همشون

دقیقاً تو حالتم منتها فرق من اینه پیش مادر شوهرم هستم و بچه اولمم هست بچه های وحشی خواهرشوهرم و خودش دائم ازون سر شهر پامیشن میان پیشش صبح میان شب میرن انگار خونه زندگی ندارن دیگه بچمم نمیتونم بهش بسپارم
اون وحشیا چش و چالشو دربیارن
دست تنها تو بدبختی خودم غلط میزنم با سن کمم گوه خوردم ازدواج کردم کلا به گوه خوردن افتادم با یه شوهر بیخیال زهلم گتمیش

یعنی الان هنوزم بچه دارین

مامانم بیمارستان بستری شوهرم تصادف کرده فقط الان میخوام مامانم زودی مرخص شه واسم دعاکنین 💔😥

شیر خوردن پسرم

آینده ی پسرم🥺❤️
تنها دغدغه زندگیم همینه ک بتونم خوشبختش کنم🥺

سوال های مرتبط

مامان آرمین جون مامان آرمین جون ۱۵ ماهگی
مامان نورا و  آوا مامان نورا و آوا ۱۱ ماهگی