۱۴ پاسخ

چقدر دوست داشتم ایدتو که ماشین براش ساختی😉
منم مشکل داشتم ولی حلش کردم قبل از اینکه بیارمش تو ماشین براش آهنگ مورد علاقه اش رو میذارم و اونم با آهنگ میشینه
البته تعریفش رو نکنم که بعد بدقلقی در بیاره🫣🫣🫣🫣

من دختر بزرگم از 8ماهگی اینا دیگه نشست ولی دختر کوچیکم هر کار کردیم نموند رو صندلی الآنم که دیگه سه سال و نیمه دیگه برداشتیمش

من نگرفتم براش 😂

صندلی ماشینش مارکش چیه؟ راضی هستین ازش؟

بس فضولن دوست دارن بیرونو نگاه کنن...من که کمربند و میبندم توجهی به گریه ها نمیکنم...واقعا دیگه نمیتونم دوتاشونو باهم بغل کنم

روشا خانوم ما نه از صندلی غذا صندلی ماشین کالسکه ننو .نی نی لای لای .هیچیییی استفاده نکرد

نلین چند روز پیش یه تصادف جزیی داشتیم
کمربند صندلی ماشینش تا الان نمیدونستم شلن
و حین تصادف یکم پرت شد جلو از اونموقع ترسیده نمیره تو صندلی ماشینش

مشکل دارههه 😬😬🤣🤣
ولی سعی کن تا میتونی از صندلی بیرون نیاریش و همونجا سرشو گرم کنی ک عادت نکنه با گریه زاری بیاد بیرون
قسمت گودی کمرش چیزی گذاشتی ؟ انگار بالاتر از سطح صندلیه و راحتتر خوابیده
من صندلیشو رو حالت نیمه خوابیده هم ک میذارم بازم انگار بیشتر نشسته

واااای نگو که دلم خونه . علی هم اصلااا توی صندلی بند نمیشه . اخه مشکل من اینه توی بغل هم نمی مونه . کلا از ماشین بدش میاد .‌یعنی واقعا نابود میشم تا برسیم به مقصد .‌یه وقتایی که گریه میکنم

اره ماهان تو سن لنا اذیت میکرد
الان براش اوکی شده نگران نباش
ماه به ماه بزرگتر و فهمیده تر میشه و به بعد میشینه
من فقط سه هفته صندلی تو خونه بود تو خونه میزاشتم میچرخوندم

نیکی هم اینجوریه ینی فقط خریدیم ک داشته باشیم صندلی ماشین هم بغلمه
خابشم میبره بغلم میذارم صندلی خودش بیدار میشه😐😐😐

دختر منم همینه
نه صندلی غذا نه کالسکه نه کریر نه روروئک هیچیییی

متاسفانه هم دخترم و هم پسرم نه از صندلی ماشین استفاده کردن نه از کالسکه و نه صندلی غذا😣

در تلاش برای فرار .... 🤦🏻‍♀️

تصویر

سوال های مرتبط

مامان لنا مامان لنا ۹ ماهگی
بچه‌دار که شدم فکر می‌کردم بالاخره یه نفر توی این خونه پیدا میشه که منو بیشتر از همه دوست داشته باشه…
ولی ظاهرا اشتباه محاسباتی کردم! 😂😭

من و لنا از صبح تا عصر با همیم
من می‌شم آشپز، پرستار، سرگرمی، بالش، پستانکِ انسانی، مرکز خدمات و پشتیبانی ۲۴ ساعته… 😂
یه لحظه هم ازش غافل نمی‌شم.

بعد ساعت ۶ که میشه و باباش میرسه خونه، این بچه یهویی قابلیت‌های حرکتیش ارتقا پیدا می‌کنه!
چهاردست‌وپا می‌دوه سمت در، انگار باباش براش جایزه آورده 😂

بعد هم می‌پره بغلش و دیگه منو تحویل نمیگیره😐
تا شب هم چسبیده به باباش
آخر شبم سرشو میذاره روی سینه باباش و با خیال راحت میخوابه🥹❤️

و من موندم دقیقا چه نقشی توی این خانواده دارم؟😂

یعنی چقدر راحت من دو دستی شوهرمو کادوپیچ کردم و تحویل دخترم دادم 🤦🏻‍♀️
حالا لنا فقط ۹ ماهشه…
نمیدونم واقعا این علاقه به بابا طبیعیه یا من از همین الان باید برای پس گرفتن شوهرم برنامه‌ریزی کنم؟!🫤

شیرخشک. پوشک. رفلاکس. تب. غذای کمکی