۶ پاسخ

وای من بهترین کاری بود ک در حق خودمو بچم کردم
جفتمون شبا راحت شدیم تا صب یکسره خوابیم

منم میخوام شروع کنم همش می‌چسبه به سینم ..غذا نمیخوره

من فکر میکردم خوشحال میشم‌اما الان که دارم تدریجی میگیرم
هر ی وعده که کم میکنم دلم‌خیلی میگیره🫠🥲چیه این‌مادر بودن🤦‍♀️

منم خوشحال بودم که گرفتم
بعدش افسردگی گرفتم هنوزم حالم خوب نیست
شبا همش گریه میکردم از عذاب حرفایی که شنیدم

والا منم مثل چی خوشحال بودم

ب من گفتن از اطاری تلخک بگیر بزن دیگه سمتت نمیاد منم اونو زدم طفلی بچم تا نگا کرد رفت عقب وحشت زده شد انقدر اون لحظه از خودم بدم اومد

سوال های مرتبط