۳ پاسخ

با تمام وجود درکت میکنم منم خیلی دخترم سخت از شیر گرفتم
بدیش این بود دخترم بغل هیچکس نمی‌رفت
همه خواب بودن من گریه میکردم اول به حال دخترم بعد به بدبختی خودم

الآنم چهل روز بیشتر شده از شیر گرفتم هنوز شبا بیدار میشه گریه می‌کنه
یک تنه خسته شدم افسردگی گرفتم
همین الان داشتم گریه میکردم پیامتو دیدم

بدون تنها نیستی ...❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹

ببین عشقم عادیع
منی که ۱۰ روز بیشتر داره میشه تو پروسه ترک شیرم بهت بگم
من اول روز رو کامل گرفتم با یه سینه
تا وقتی خوابه تو روز خواب صبح، بهش شیر میدم ولی دوساعت قبل اینکه بیدار بشه دیگ نمییدم

می‌ره تا قبل خواب شب

خواب شب الان یه هفته ای هست تو ماشین داریم میریم به ۱ ساعت نشده می‌خوابه

روزای اول گریه های خیلی شدید داشت الان دیگ کم‌تر شده

بعد میایم تا سه چهار ساعت شایدم بیشتر شیر نمیخوره

تو خونه هم دارم باهاش تمرین میکنم بتونه رو تاب و رو پای شوهززم و اینا بخوابه

الآنم شوهرم عفونت شدید بیضه گرفته درد داره و رو هواییم کلا، ولی خب جون کندیم تا به اینجا رسیده پسرم برای همین سعی میکنم سخت بهش نگیرم ولی شب ها باید بنده خدا پشت فرمون بشینه

خواستم بگم تنها نیستی و هر بچه ای ی قلق خاص خودشو داره

اگر نتونستی یا مجبور شدی یکی دو هفته دیر تر بندازی هم اصلا نترس

این دوره نیز میگذرد

عزیزم بهت حق میدم ماهم ادمیم خسته میشم کم میاریم...پسر منم وقتی داشتم از شیر میگرفتم ساعت ۷.۸صبح بلند میشد بهونه و گریه برا شیر.شیرم میدادم با لیوان نمی‌خورد میگفت ن شیشه شیرو میخواست.. با هیچم راضی نمیشد فقط با کیک رفتم ی چندتالیوان رنگی رنگیبا نی رنگی رنگی گرفتم صبح که بیدار میشد اوناروکه میدید خوشحال میشد ی ذره کیک با شیر تولیوان میخورد میخوابید..بهش چیزی بده که بعد شیر اونو بیشتر دوس داره...تحمل کن عزیزم ۴.۵روز دیگه اوکی میشه...حق داری خودتوتخلیه کنی

سوال های مرتبط

مامان پسرم💗 مامان پسرم💗 ۲ سالگی
مامانا چيكار كنم به شدت عصبي شدم ديگه وقتي چند بار به پسرم ميگم نميشه ديگه عصبي ميشم داد ميزنم چون شبا خيلي خيلي عصبيم ميكنه صداي گريه ي برسام به شدت بلندو گوش خراشه همه ميگن شبا كه كلي بهونه ميگيره گريه ميكنه تا بالاخره راضي ميشه واسه خواب ميخوابه تا دو ساعت ميگذره پا ميشه انقدر لقد ميكوبه بهم تا بالاخره پا ميشم هرچي ميگم چي ميخواي اينو بدم اونو بدم فقط هوار ميزنه برقارو روشن كن روشن ميكنم ميگه راه برو منم اون موقع انقدر حالم بد ميشه احساس ميكنم مويي رگاي سرم داره پاره ميشه ديشب انقدر گريه كردو هوار زد انقدر راه بردمش كه از شدت سردرد خودم گريم گرفت هق هق ميكردم از گريه ي شديد من راضي شد دوباره خوابيد چون شبا با سر دردو فشار عصبي ميخوابم صبحم با سر درد بيدار ميشم باهاش بازي ميكنم ارومه منم ارومم وقتي شروع ميكنه لج بازي يا هي زورم ميكنه يه كاري و كنم ناخوداگاه داد ميزنم سرم نير ميكشه واقعا پشيمون ميشم همون لحظه واقعا نميدونم چيكار كنم خيلي ضعيف شدم خيلي😭😭