۱۰ پاسخ

من بیمارستان خصوصی رفته بودم خواهرم همرام بود.. ولی خود پرستار گذاشته بود برام.

تنها نیستی عزیزم منم مث شمام هم سزارینی ام همم اینک مامان ندارم فوت شدع 😭💔 تو شهریم ک زندگی میکنم همش ی دونه ابجی دارم ک اونم خودش تازه زاییده..

انشالله که حال مادرتون زود خوب شه ولی همینکه سایش هست جای شکر باقیه قدرشو بدون من الان حسرت میخورم کاش مامانم یه گوشه رو تخت بود ولی فقط نفس می‌کشید فقط نوه شو میدید دلم به بودنش گرم بود..
انشالله عمر مادرتون طولانی باشه

غصه نخور عزیزم بگو خدایا خودت بهم توانایی بده بچه اروم بده فکر نکن فقط خودتی منم مادرم مریض دلم نمیاد ازش کمکی بخوام استراحتم خواهرم سر زایمانش خیلی بد زایمان کرد یک ماه کامل خونش بودم تا سرپا شد یعنی الان دریغ از یک لیوان اب که دستم بده هیچی

خواهر مني كه مادرم فوت كرده داغونم جي ميكي انشالله خدا شفاش بده

عزیزم خدابزرگه همونطوری که یه فرشته کوچولو بهت داده ایشالا تا اون موقع هم یکی رو میزاره سر راهت که تنها نباشی فقط از خودش بخواه

شرایطط مث منه تنهانیستی منم خاهر ندارم مامانمم نمیتونه بیاد داداش معلولمو نگه میداره منم هروقت زایمان میکنم تبم میگیره کیوببرم برااولی خاهرشوهرمو بردم هی چپو راست تیکه مینداخت ک چرااومدم بیمارستان خصوصی انگار اون میده پولشو برادومی دوستموبردم الانم خدابزرگ چقد همیشه حسرت هم تختیامومیخورم ک خانوادشون دورشونن ولی انشالاه اینبارم بچم سالم دنیابیادمیگزره مث بقیه

عزیزم نگران نباش به خودتم سخت نگیر آخرش این همه استرس داری همه کار ها هم پیش میره بسلامتی
سعی کن خودت قوی باشی تنها نمیمونی بلاخره کسی میاد باهات

عزیزم چقد بده پر کسی و بیکسی من همه کار برا اطرافیانم کردم حالا که استراحتم هیشکی دست به بارم نزد

مادرشوهر یا خواهر شوهرت نیستن؟

سوال های مرتبط

مامان عسلچه🩷تودلیم💙 مامان عسلچه🩷تودلیم💙 هفته بیست‌وپنجم بارداری
چق دلم میخاد یکی بهم زنگ بزنه حالمو بپرسه بگه خوبی بچت خوبه نینی ت شکمت حالش خوبه ولی کسیو ندارم ب مامانم ک زنگ بزنم اون بنده خدا مریضه هی فق ناله میکنه اینجام درد میکنه اونجام میبینم هروز اول صبحی مادرشوهرم ب دخترش زنگ میزنه حالشو میپرسه حال بچهاش نینی ت شکمش قربون صدقه اشون میره چق منم دلم میخاد😭😔💔حسرت چ چیزایی موند رو دلم چق دوست داشتم مامانم مریض نبود میومد حالمو میپرسید برام وقت میگذاشت موقع زایمانم پیشم باشه من حتی زایمان دخترمم نیومد نمیتونه راه بره فق خاهرم بود هی میومد میرفت جای عملمو میشست بعد اینق مخمو میخورد مادرشوهرت اینطوره خاهرشوهرت اونطوره بچه رو حموم نکنه زمستونه مریض میشه و فلان (باخانواده شوهرم زندگی میکنم)خیلی اذیت میشم از الان ب فکرم اگ میخام زایمان کنم کی پیشمه کی میاد خاهرمم رف ازدواج کرد مادرمم نمیتونه از جاش تکون بخوره همش با ویلچر چق دلم گرفته بخدا از الان فق دارم گریه میکنم😔💔


بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری باردای