۱۲ پاسخ

ساعت 4صبح بی بی چک زدم مثبت شد سریع دوتا خط پررنگ افتاد سریع رفتم به شوهرم نشون دادم، ازخواب پرید با چشم نیمه باز و موی ژولیده گفت: ها چیشده؟ این چیه؟ چیکار کنم؟ گفتم بابا شدی... گفت واقعا؟ پس دیگه مواظب خودت باش و خوابش برد... من خودم تا صبح نخوابیدم

جیغ خوشحالی
پریدم تو خونه اینور اونور
گریه کردم
به همسرم زنگ زدم گفتم از خوشحالی اونم شک شد گفت باشه 😐😑🤣
میخواستیما ناخواسته نبود فقط به نظرم شک شد

بچه اولم خیلی خوشحال شدم چون منتظر بارداری بودم
ولی بارداری دوم ناخواسته بود و من یه مدت افسردگی گرفتم

من خیلی حس بدی داشتم

بعداز هفت سال ۱۳روز بعداز آمپول آزادسازی بیبیچکم حالا کمرنگ افتاد ازشدت ذوق و سردرگمی و باورنکردنی زبونم بند اومده بود نمی‌خواستم ب شوهرم بگم یوقت کاذب باشه وناراحت بشه دستپاچه شده بودم زنگ خواهر زدم اینقدر گریه میکرد زبونم بند اومده بود حرف نمی‌تونستم بزنم ولی اون فهمید چی میخام بگم .باردوم هم دراوج ناباوری منی ک بچه اولم و ب سختی باردارشدم بودم بچه دوم با باراول اقدام ویباراقدام خواسته باردارشده بودم قرار بود برم عکس رنگی بگیرم ولی قبل رفتن بیبی چکم مثبت شد توشک‌بودیم باهمسرم سه تا پشت سرهم زدم و منتظر جوابش موندیم باهم و بلندشدیم رفتیم دکتر همون لحظه

متاسفانه ناراحت شدم چون خداخواسته بود و من نمیخواستم

گریه زیاددددد😬شوک شدم ترسیدم

ولی ازمایش دادما بی بی نزدم. بعدش زدم ک یادگاری نگه دارم. اصلاباورم نمیشد انگار خاب بود

گریه کردم ازخوشحالی

گریهههههههه
من ازمايش دادم اول شوهرم جوابشو گرفت اومد با شيريني اومد اصلا باورم نمشد

خوشحاااااااااااال

ی جیغ از خوشحالی

سوال های مرتبط

مامان مهنا👧🏻💖 مامان مهنا👧🏻💖 هفته بیست‌ودوم بارداری
مامان فندوق مامان فندوق ۳ سالگی
مامان رقیه وتودلی مامان رقیه وتودلی هفته بیست‌وششم بارداری