۷ پاسخ

فارغ از همه چی چقد خوشگلین 😍😍😍مامان و نینی ناز

من ک اصلا نمیرم خونه ی مامانم زیاد بمونم چون اونجا بهم سخت میگذره خونه ی خودم راحت ترم

حالا پسر من چسب منه و بر همه گریه میکنه، عزیزم یکی دندونشونه الان خیلی اذیتن ، یکی ام استرس تورو میگیره میگن بچه آینه ی مادره مخصوصن اگه شیر خودتو بدی ، بر همین با مامان بابات آرومه هم عادت کرده بهشون هم استرس ندارن آرامش میگیره

عزیزدلم حالا من هرجا برم روز دوم بهداد بهونه خونه خودمو میکنه ح
یعنی ۱۰ روز رفته بودیم سفر کاری افصخان برای اولین بار بود که محراب و بهداد بهونه خونه رو نمیگرفتن بهداد همش سرپای من خواب بود تو راه تا رسیدیم اصفهان موقع امدن به خوزستان نصفش خواب نصفش گریه میگرد چون به خاطر دندکن بالایش بچم پشتت سوخته بود

منم ی هفته س اومدم شهرستان خونه مامانم، اینجا اینقدر هیجان زده شده و ذوق می کنه نه میخوابه نه خوب شیر میخوره و تا یکم دورش خلوت میشه کلی بیقراری می کنه.
خیلی خسته شدم این چند روز
امروز ب جایی رسیدم که واقعا دیگه نمی دونستم چیکار کنم

دقیقاعین اسمی ک انتخاب کردی هستین 🤣مامان جوجه

منم همینطوره عزیزم فقط مامان و بابامو میخواد جدا از اون الان هرکس دیگ۷ ای رو غیر اونا میبینه به شددددت گریه میکنه

سوال های مرتبط

مامان جوجه🩷🧚‍♀️ مامان جوجه🩷🧚‍♀️ ۸ ماهگی
هعیییی… از حالم نگم براتون 🥺💔
از ساعت ۱۱ من و دخترم دوتایی داریم گریه می‌کنیم… بخدا دیگه دلم براش می‌سوزه. آخه مگه این دندون چیه که بچه باید به پهنای صورت اشک بریزه؟ 😭

هر کاری از دستمون برمیومد من و همسرم انجام دادیم، ولی آروم نشد… آخرش مجبور شدم بهش استامینوفن بدم و بالاخره خوابش برد.
حالا گریه‌های خودم مونده که تمومی نداره 🤦🏻‍♀️😂 چرا اون لحظه گفتم «اهه بسه دیگه، خستم کردی» یا به همسرم گفتم «من اصلاً بچه نمی‌خواستم، آخه چراااا؟» 😭😂
حالا بابت همین دو تا جمله فکر کنم تا یه هفته باید خودمو سرزنش کنم و گریه کنم! 🤦🏻‍♀️🥲

اصلاً وقتی دخترم گریه می‌کنه، انگار جون منو می‌گیرن… دلم می‌خواد دردش رو ازش بگیرم بذارم توی جون خودم 🥺❤️
یه وقتایی هم انقدر حرص می‌خوره و از شدت گریه خودش رو جمع می‌کنه که صورتش سیاه می‌شه و من از ترس می‌میرم… 😭

مادر بودن واقعاً سخته… مخصوصاً وقتی می‌بینی بچه‌ات درد داره و هیچ کاری از دستت برنمیاد. 🥺💔