هعیییی… از حالم نگم براتون 🥺💔
از ساعت ۱۱ من و دخترم دوتایی داریم گریه می‌کنیم… بخدا دیگه دلم براش می‌سوزه. آخه مگه این دندون چیه که بچه باید به پهنای صورت اشک بریزه؟ 😭

هر کاری از دستمون برمیومد من و همسرم انجام دادیم، ولی آروم نشد… آخرش مجبور شدم بهش استامینوفن بدم و بالاخره خوابش برد.
حالا گریه‌های خودم مونده که تمومی نداره 🤦🏻‍♀️😂 چرا اون لحظه گفتم «اهه بسه دیگه، خستم کردی» یا به همسرم گفتم «من اصلاً بچه نمی‌خواستم، آخه چراااا؟» 😭😂
حالا بابت همین دو تا جمله فکر کنم تا یه هفته باید خودمو سرزنش کنم و گریه کنم! 🤦🏻‍♀️🥲

اصلاً وقتی دخترم گریه می‌کنه، انگار جون منو می‌گیرن… دلم می‌خواد دردش رو ازش بگیرم بذارم توی جون خودم 🥺❤️
یه وقتایی هم انقدر حرص می‌خوره و از شدت گریه خودش رو جمع می‌کنه که صورتش سیاه می‌شه و من از ترس می‌میرم… 😭

مادر بودن واقعاً سخته… مخصوصاً وقتی می‌بینی بچه‌ات درد داره و هیچ کاری از دستت برنمیاد. 🥺💔

تصویر
۹ پاسخ

میگن ادم گرگ بیابون بشه و مادر نشه

برای همینه واقعا 🥲🥲




چ نازید جفتتون ماشاالله 🌹

اخر مجبور شدی؟؟؟؟؟عزیزم چ مجبوری...بچه ای که دندون در میاره درد داره نه درد کم ...درد زیاد
لثه در حال پاره شدنه باید از اول پاراکید میدادی...خودمون درد داریم چیکار میکنیم؟؟؟؟؟❤️‍🩹

آخرش هم این دندونه میفته تازه🤣🤣🤣🤣

عزیزم واقعا دندون در آوردن سخته.

من برای پسرم پماد کوماجین استفاده کردم.
بوش به شدت بده ولی ولی ولی آب روی آتیشه.
یعنی همینکه میزنم سریع آروم میشه.

چه نازین دوتاتون ماشالله😍🧿♥️

ژل باریج زدی ؟
اگه ار این دندونیا که میشه گذاشت فریزر داری بزار یخ بزنه بده دستش
یا هویج بزار یخ بزنه بده
من پسرم با اینا آروم تر میشد

پروژه رفلاکس و کولیک و دندون در آوردن تو بچه داری خیلیییی سخته 😮‍💨😮‍💨

عزيزم بچه همينه ديگه ...
ما مامانا بايد خودمون رو قوي بگيريم 🥹
ژل لثه باريج عاليه

چه مامان تمیزی من حالم مثل شماست پسرم اصلا لب غذا نمیزه

سوال های مرتبط

مامان مغز بادوم💚 مامان مغز بادوم💚 ۱۲ ماهگی
خانما من یه مشکلی دارم که فکر کنم مشکل خیلیا باشه ولی فقط تروخدا بگید چکار کنم دلم اروم بشه لااقل😭
پسر من تا ۵ ماهگی فقط شیر خودمو خورد، از ۵ ماهگی شیرخشک رو به اصرار شوهرم که میگفت برای راحتی خودت بده شروع کردم، با این که شیرم خوب و کافی بود، از وقتی دادیم پسرم هردو رو میخورد، شیرخشک رو تو بعضی شرایط میدادیم، به مرور وقتایی که شیرم کم بود یا بچم بی قرار بود شوهرم سریع میپرید درست میکرد که فقط ساکت بشه، به مرور هی بیشتر دادیم، ولی بازم هردو میخورد، از وقتی غذا بهش میدم و شیر کمتر میخوره دیگه اصلا سینمو نمیخواد، شیشه شده جایگزین سینه.، دیگه سه وعده غذا میخوره و وقت شیر هم کلشو میچرخونه و گریه میکنه تا شیشه بدم😭😭😭 من ارزوم بود بچم وابسته سینم و شیر خودم باشه😭 خیلی این وضع حالمو بد میکنه😭
سینم شیر داره، ولی دیگه داره روز به روز کمتر میشه😭
شوهرم میگه کاری کن شیرت خیلی زیاد باشه که تا میک میزنه مثل شیشه سریع بخوره، اخه چکار کنم؟
میشه هرچقد گریه کرد شیشه ندم تا مجبور بشه بخوره ؟
بنظرتون امیدی هست که برگرده به سینه؟
بچم هنوز ۸ ماهشه😭😭😭😭😭
باید دوسال شیرمو بخوره😭😭😭😭😭
شوهرم اصلا درک نمیکنه حالمو، تقصیر اون بود که اینجوری شد😭😭😭
بدبختیم اینه که چجوری جواب بقیه رو بدم؟ اخه من شیر داشتم😭😭😭
مامان مَه‌وا 🌕 مامان مَه‌وا 🌕 ۱ سالگی
واقعا بعضی وقتا من از دخترم خجالت می‌کشم..
اینکه مجبورم با خودم بیشتر جاها ببرمش و خواهم برد...
امروز بچم رو صبح زود از خواب نازش بیدارش کردم و تا شهرری رفتیم تا آزمون اصلح بدم...
توی اون مدت که من سرجلسه آزمون بودم، دخترم با شوهرم توی محوطه منتظر من بودن که بیام بیرون... عزیزدل مادر من واقعا اخساس شرمندکی کردم اون موقع که چشات رو از شدت خواب الودکی محکم با دستات می‌مالیدی... من احساس شرمندکی کردم وقتی دیدم امشب دندون دیگه ت هم داره میزنه بیرون و این روزا مجبورم تورو با خودم هرحایی که کار دارم ببرم🥲🥲🥲 فردا هم باید برم ی خورده کار اداری دارم انجام بدم، همسرمم هست باهامون اما من واقعا احساس شرمندکی دارم در برابر مهوا... اینکه بچم با این شرایطش که داره دندون درمیاره... من باید دنبال خودم از این اداره به اون اداره بندازمش😬🥲🥲

واقعا موندم چیکار کنم... حالا برای دو ترم باقی مونده ارشد... تصمیم دارم مهوا الان کوچیکه دو ترم دیگه هم مجدد مرخصی بگیرم... واقعا نمیشه مهوا رو تا کله تهران با خودم ببرم🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️
اصلا اعصابم خورده، ناشکری نمی‌کنم اما خدایا من خودم حاضرم هرسختی باشه به جون بخرم اما بچم اذیت نشه...
توروخدا واسه ارامشم دعا کنید