۱ پاسخ

هیچی عزیزم بچه هستش دیگه اگه میفهمید این کارا بده انجام نمی‌داد که من پسرم ماشاالله هزار ماشاالله از دیوار راسته بالا می‌ره منم ب این نتیجه رسیدم هفته یکبار جمع کنم روزای دیگه میذارم خونه با اسباب بازی‌اش در باشه مهمانم که زنگ میزنم بیاد میگم خونه نیستم از بچم کی مهم تر

سوال های مرتبط

مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته سی‌وهفتم بارداری
صبح بیدار شدم صبحانه خوردم دیدم یدقه نمیتونم وایستم کمرم بشدت درد می‌کنه گفتم امروز دراز بکشم فقط منتظر شدم ساعت بشه یازده گوشی مطب موبایل روشن بشه بگم چه غلطی کردم حالا چه خاکی تو سرم بریزم 😭🙏🙏
همسرم بیدار شد رفت دنبال یکسری کارها ما اینجا یه خونه دیگه خریده بودیم داشت اونجا رو بازسازی میکرد البته نه خودش اوستا وبنا داشت اون می‌رفت نظارت می‌کرد
رفت گفت کاری نداری گفتم صبحونه گفت میرم میام یکسری وسایل گفتن باید براشون تهیه کنم
رفت تا شب نیومد کارش طول کشیده بود
ظهر شد ناهارمو خوردم رفتم ویتامین دی بخورم تازه خریده بودم دیدم یک ورق دست نخوره گفتم عه من که دیروز یدونه خوردم پس چی شد
سریع برگه آسپرین دیدم دیدم سه تا خونه خالی
دو دستی زدم تو سرم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭
تازه فهمیدم سه تا خوردم میدونستم خونم رقیق رقیق شده نباید تکون بخورم
موبایل مطب روشن شد بهشون گفتم سرم داد و بیداد کردن خانوم شما چطوری میتونید سه تا آسپرین بخورید متوجه نشید
دیگه آسپرین نخورید شیاف استفاده کنید تا بهتون بگم
خوبه همسرم خونه نبود ,😭🥺🥺🥺🥺