۱۵ پاسخ

اون چه مهدی بوده سریع بچه رو پس زده معلومه بچه ها هزار تا رفتار عحیب دارن اونا باید بلد باشن

عزیزم همون بهتر که ثبت نامش نکردن مهدی که مربی هاش بلد نباشه با بچه چه جوری رفتار کنه و سر به راهشون کنه به درد نمیخوره

خوب عزیزم خودت میدونی مشکل چیه
میگی همش تو خونه بوده و اجتماعی نیست
اول برای ورود به اجتماع آمادش بکن با قصه و نمایش و انیمیشن های آموزنده....
بعدم کلاس مادر و کودک و پارک و خانه بازی و ....
مرحله آخر مهد
اونم از روزی یک ساعت شروع کن کم کم زیادش کن
جایزه بخر بده مربی مثلا از طرف خودش بده بهش

اون مهد اصلا مناسب نبوده همون بهتر که دختره دست گلت رو نزاشتی اونجا
بچه ها انرژی منفی رو زود میگیرن
بعدشم خاک تو سر اون مدیر که بلد نیست یه مهد رو اداره کنه
بچه‌ها باید با میل و رغبت جذب بشن کم کم همینجوری الکی که نیست

دخترمنم روز اول نمیراشت کسی کنارش رو نیمکت بشینه، ولی الان یماهه رفته الحمدلله زورگویی نمیکنه ازبابت نیمکت
ولی فعلا چیزای دیگش هست که قلدر بازی درمیاره
سپردم به معلم و مدیرشون که هذجا لازم شد خشن باشین

پولتو پس بگیر ببر جای دیگه اینجا اصلا بدرد نمیخورده بچه همینه دیگه هر بچه ای یه قلقی داره که مربی یا مدیر باید کم کم باهاش ارتباط بگیره تا بچه ام عادت کنه به اون محیط و کم کم رفتارش درست میشه نمیشه از بچه توقع داشت مثل ادم بزرگ رفتار کنه ، ببر جای دیگه اولم بگو بچه من اینطوریه کم کم خوب میشه

عزیزم شما اهل کجایی

منم دخترم اینجوری بود وابسته خونه مامانم یکروز گذاشتمش رفتم بازار انقدر گریه کرده بود دیگه هیج جاهم نمیرفتیم تابستون دیگه بردمش پارک اینا با بچه ها بازی می‌کرد الان بهتر شده

بهتر ثبت نام نکرد
مهد ۲ هفته باید جذب داشته باشه یکی از والدین اونجا باشن تا بچه احساس امنیت کنه بعدش کامل بره و این رفتار ها طبیعیه
ایشون رفتار با بچه رو بلد نبودن

حالا به نظرتون چیکار کنم چون مدیر مهد شهریه و ورودی رو پس نداد گفت حالا فعلا ببرش یماه دیگه بیارش تا ببینم میتونم ثیت نامش کنم یا ن

ببرم مهدکودک دیگه یا یماه صبر کنم؟

عزیزم منم میخام برم اما بخاطر شرایط جنگی ترسیدم

نگران نباش ،زمان بگذره خوب میشه ،پسر منم مهد نمیره و بهم وابسته هست خیلی ، مجبورش نکن بره مهد ،بزار هرموقع خودش امادگی داره ببرش،قبلش براش ایجاد امادگی کن ،با عروسک هاش نمایش بازی کن براش و مثلا بگو داریم میریم مهد و اینکارارو باید انجام بدی و کتاب دراین رابطه براش بخونید

خب عزیزم بچه منم یدونه ست توخونه تنهاست ولی نذاشتم تنها بمونه درهفته شاید5 روز میبرمش بیرون میگردونم بازی میکنه معاشرت میکنه اتفاقا چون تنهاست بیشتر باید بیاد تو اجتماع تا منزوی و افسرده و پرخاشگر نشه
دنترت بیشتر توی خونه ست؟

ببرش بیرون همسایه هارو ببینه بچهارو ببینه یاد بگیره چجوری برخورد کنه کم کم خوب میشه. حتی اگه مث من ب دلت نیست با بچهای کوچه بازی کنه خودت ی توپ بردار باهم برید توکوچه بازی کنین ولی از خونه بیرون ببرش خونه فامیل دوست پیش بچهای اونا

هر بچه ای یه جور چالش داره، حالا بازم شکر کن وابسته نیس، من که پسرم ازم کنده نمیشه

سوال های مرتبط

مامان آوینا 💕 مامان آوینا 💕 ۳ سالگی
دوراهی گیر کردم توروخدا میشه راهنماییم کنید
من تصمیم گرفتم دخترمو بزارم مهد به چند دلیل
حالا یک مهدی رو از یماه پیش انتخاب کردم محیطش جدیدتر و جذاب تر بود خوشم اومد گزاشتمش ولی همون روز اول که دخترم گریه کرد و جیغ میزد و به حرف مربی گوش نمیداد مدیر مهد گفت دخترتون نا آرومه شاید نتونم قبولش کنم روز دومم که گزاشتمش یکم پیشش موندم بعدش رفتم زنگ زدن گفتن نه خانم بچتون وا نمیسته بیایید ببریدش بعد رفتم مدیره گفت یکم فکر میکنم بهتون خبر میدم من چند روزی خیلی ناراحت بودم خود مهد خوب بود مربی‌اش خوب بودن ولی مدیر مهد اصلا خوشم نیومد خب دختر من کوچیکتره هنوز
حالا امروز رفته بودم خرید دخترم یک مهد دیگه دید بدو بدو رفت توش رفت کنار بچه ها نشست دست زد خوشحال بود من کلی تعجب کردم ازین رفتارش رفتم با مدیرش حرف زدم گفتم دخترم یکم لجبازه حرف گوش نمیکنه ممکنه گریه کنه میتونم بیارمش گفت آره اقتضا سنشه مشکلی نداره بیاریدش دخترمو دید کلی ازش تعریف کرد و خلاصه رفتارش عالی بود من خیلی خوشم‌ اومد ولی راسیتش یخورده مهد قدیمی ساخته محیطش ساده تره نسبت به قبلی نمیدونم حالا باز ببرمش همون مهد قبلیه یا اینکه برم وسایل و شهریشو بگیرم ببرم این دومی شما بودید کدوم انتخاب میکردید؟
مامان پسری مامان پسری ۳ سالگی
مامانا خواهش میکنم راهنماییم کنید
کسی بوده بچش با رفتن به مهد پست رفت کرده باشه چطوری بگم پسرم تا چهار ماه قبل که مهد نمی‌رفت یه عالمه شعر بلد بود ...اعداد ، رنگ ها ، حیوانات ، میوه ها همشون رو به فارسی و انگلیسی بلد بود حتی شمارش رو یاد گرفته بود من خودم باهاش کار می‌کردم و خیلی علاقه به یادگیری داشت از چهار ماه پیش که رفت مهد خیلی لجباز و بد اخلاق شد خیلی بهونه گیر شد و هیچی هم یاد نگرفته چیزایی هم کع بلد بود ازش میپرسم یادش رفته یا جواب نمیده ...هر روز برای رفتم به مهد غر میزنه ولی میره روزی سه ساعت هم میمونه ولی تو خونه هیچی راجب مهد نمیگه اصلا اسم دوستاش رو نمیگه اسم مربی ها رو نمیگه یعنی نباید تو چهارماه دوست پیدا کنه؟ یا مربی هاش رو دوست داشته باشه یا چیزی یاد بگیره ؟ هیچی یاد نگرفته فقط اخلاقش بدتر شده حالا بحث یادگیری به کنار چون تنها بود من دوست داشتم دوست پیدا کنه تو جمع باشه ولی مثلا دو هفته مریض بود یبار سراغ مهد و دوستاش رو نگرفت
مامان سلوا مامان سلوا ۴ سالگی
سلام .. واااایی دیگه نمیدونم از دست رفتارای سلوا چیکارکنم. دیشب گیرداد برادرزادم پیشش بخوابه اونم نموند رفت خونش 2 ساعت فیکس گریه که بگو بیاد هرچی میگم خب عزیزمن باباش نمیزاره باید خونش بخوابه میگه نه بالاخره خوابش برد به سختی ساعت 6 باز گریه اومده که کولر خاموش کن پنکه رو خاموش کن خاموش کردم بازم گریه که چرا اصلا روشن بودن اینا آخرشم بهم گفت بیشعور! رفت تو اتاق دیگه باز گریه رفتم چیه مامان میگه خفه شو باهام حرف نزن!! باز گریه مامانم رفت دنبالش برد باز خوابوندش .. نمیدونم چرا بامن چپه من تا جای که راه داشته باشه باهاش کنار میام فقط وقتایی که جیغ میکشه و بهانه الکی میاره و گریه میکنه عصبی میشم سرش داد میزنم اونم بیشتر واکنش بقیه رومخمه واسه خودم بود میزاشتم گریه کنه تا وقتی گذاشت برم نازشو بکشم ولی اینجا بچه گریه و جیغ بقیه هم این چرا اینجوری شده ببرش روانپزشک جنی شده ببرش پبش دعانویس چقد لجبازه چقد بی ادبه چقد چقد چقد ... بیشتر دیونه میشم ... تا خونه پیدا کنم برم سرخونه و زندگیم هم خودم هم بچم روانی میشیم