۹ پاسخ

ببخشید ولی کار خودت از اول اشتباه بود من خودم تازه از بیمارستان آمد بودم شب اول با شکم پر بخیه بچه شب کثیفی کرد مامانم فشارش زده بود بالا قرص خورد بود خوابیده بود خودم بلند شدم بچه با کمک شوهرم شستم مامی کردم لباس پوشیدم بهش شما جسارت نشه از روز ا اول دادی دست مامانتو بعد گفتی تو بغلش اروم حتی فروغش میگیره باید حداقل خورده کاراش میکردی برا شیر باید خیلی تلاش میکردی بازم دیر نیست پرستار به من میگفت بچه لخت کن مستقیم بزار رو قفسه سینه ات تا پوست با پوست در تماس باشه هم بچه رشد میکنه هم احساس خوبی

وا چقدر مظلومي
بغلش كن راه ببرش به هرحال اروم ميشه ديگه بايد قلقش بياد دستت بعدشم سعي كن بيشتر باهاش تنها باشي و كاراشو خودت انجام بدي بچه هم بهت عادت ميكنه

خوب اشتباه می‌کنی
چرا رو‌ میدی بگو خودم زاییدمش می‌خوام بغل خودم باشه رونده

اینقد نده دست بقیه بزار بهت عادت کنه وگرنه تاخر اینطوری میمونه ها
مثلا برادرزادم زن داداشم سپرده بودش دست مامانم اونم همینطور بود فقط پیش مامانم میخابید یه ماهه بودش مامانم اومد خونمون ی شب موند صبح روز بعد داداشم اومد دنبال مامانم گف بچه تاصب فقط جیغ میزد نزاشت بخابیم😆

عزیزم شاید خودت نا آرومی استرس داری یا ناراحتی بچه اینو حس می‌کنه و اونم نا آرومی می‌کنه تو بغلت
یکم استرس نداشته باش ریلکس کن شاید اوکی شد
برحسب تجربم اینو گفتم چون دخترم شیر خشکی بود و همین مدلی بود
هر کسی هم از راه می‌رسید شیرش میداد هیچ پیوند عاطفی ای بین من و بچم برقرار نشد و منم این حسو دوست نداشتم اصلا افسردگی گرفته بودم انکار

مگه مادرشوهرت یکسره خونتونه که نخواد بچه رو بده به تو دیگه از ده روزت هم که گذشته

دیگه نرو خونشون تا چند روز رفتی هم یه سر بزن زود برگرد بعدشم عادیه اونا تجربه بیشتری دارن بچه زودتر آروم میتونن بکنن من بچم هرکاری میکردم آروم نمیشد تا مامانم میزاشتش رو پاش خوابش میبرد

نزار انقد فاصله بندازه بین تو و بچت

پس شیر چی؟

سوال های مرتبط